گنجور

غزل شمارهٔ ۷۷

 
هاتف اصفهانی
هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی

که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را

ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی

ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم

همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی

همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون

شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی

تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین

همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی

تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران

قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فرهاد نوشته:

شاه بیت هاتف اصفهانی در این غزل است.
تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین

همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی

نصف شهرت هاتف به خاطر این بیت است!

وصال نوشته:

این شعر بسیار بلیغ و فصیح سروده شده است و نشان از ذوق و تبحر بسیار بالای این شاعر پارسی گوی دارد .

حمید نوشته:

پریروز هنگام بازگشت از کربلای معلا، آخرین لحظه که حرم امام حسین علیه السلام در قاب چشمانم بود، به عقب برگشتم و به آن نگریستم و بیت آخر این غزل هاتف را زیر لب زمزمه کردم که بسیار بجا به دلم افتاد و لذتبخش بود…

محمود نوشته:

وزن این شعر یکی از اوزان سخت و کمتر به کاربرده شده ای ست که متاسفانه باوجود گوش نواز بودن این وزن ، در شعر امروز تقریبا از این وزن استفاده نمی شود و یا اگر هم که می شود استفاده ی ضعیفی ست که دلیل این عدم استفاده سختی نسبی این وزن در برابر اوزان راحت تر - و پرکار برد تری - مثل مستفعلن می تونه باشه که امکان استفاده از لغات رو محدود میکنه.
در هر صورت این غزل هاتف بسیار زیباست ، مخصوصا با صدای گرم عبدالوهاب شهیری !

عبداله نوشته:

این شعر نشانگر اعتلای گوشه چهارپاره یا چهار باغ در دستگاه موسیقی ایران می باشد.

دکتر عجم نوشته:

در دوران دبیرستان استاد ادبیاتی داشتیم به نام عامری که ازنده است خدا حفظش کند . این شهر رو با تبحر خاصی سر کلاس خواند و با همان یک بار خواندنش آن را از حفظ شدم .
بارها و بارها آن را تکرار میکنم

مجتبی نوشته:

تصنیفی با نام”چهار باغ”از استاد شجریان شنیده بودم که این ابیات هاتف را با صدایی پر توان و بسیار گیرا می خواند.اگر اشتباه نکنم با گروه زنده یاد پایور و سنتور استاد پایور.

مرتضی نوشته:

همانطور که فرهاد گفته، شاه بیت غزل تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین / همۀ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی
کمان کشیده و تیر در مصراع اول خواننده را به یاد کمان ابرو و تیر مژگان یار می اندازد که در ادبیات بسیار از آن استفاده شده است. این یار، مسلح به این سلاح، کمان را کشیده و آمادۀ تیر اندازی است (ابروی کشیده هم نشان زیبایی است). اگر ابتدا تیر و کمان معمولی را در نظر بگیریم، طبیعی است که شخص مورد هدف غمگین و ناراحت شود. این برداشت در مصراع اول به دست می آید. اما در مصراع دوم فضا کاملا عوض می شود. دلداده نمی خواهد تیر دلدار به خطا رود. اگر مطلع غزل را در نظر بگیریم و بدانیم که خواهش گوینده از یار این است که نگاهی به وی انداخته و دردهای او را از این راه دوا کند، معنی مصراع دوم واضح تر می شود. گوینده از مخاطب می خواهد که با آن کمان ابرو و تیر مژگان جز به دلداده به جایی نظر نیفکند. این تیر هم در واقع در قلب عاشق می نشیند و او را بی تاب می کند.

رضا نوشته:

آقا محتبی
این بیت که شما شرح کردی، اینقدر زیباست که شرح لازم ندارد
کسی که شعر بلد است، فقط از دیدن و زمزمه این بیت لذت بی نهایت می برد
اگر هم کسی متوجه ظرافت این بیت نشود، توضیح معنای این بیت از زیبایی آن بیشتر می کاهد
شرح این بیت فقط تکرار آن است ولو هزار بار

رضا نوشته:

البته منظورم آقا مرتضی بود

شبستان خیال نوشته:

گمان می کردم این شعر از سعدی است . امروز آن را با صدای استاد شجریان شنیدم به یکباره جانم بسوخت . این همه زیبایی و لطافت کلام در شاه بیت آن جاگرفته است .
معشوق آن چنان در دل عاشق جاخوش کرده است که اصابت تیر از جانب معشوق را به جان می خرد و همه ی فکر وغصه اش این است که مبادا تیر معشوق به خطا برود و در جان عاشق اصابت نکند .
شعر فارسی قندی است که در میان شعرزبان های دیگر حلاوت و دل انگیزی ویژه ی خود را دارد .

حسین نوشته:

این شعر هاتف همواره یه حس غریب به من میده.

اینقدر زیباس که در وصف نیایدبه قول سعدی
در وصف نیاید که شیرین دهن است ان…

کاظم نوشته:

مصرع دوم از بیت آخر بجای قدمی نرفته زکوی او: قدمی نرفته زپیش آن، نظر از چه سوی قفا کنی درست است لطفا تصحیح کنید نا با بقیۀ شعر هم قافیه و هم وزن شود (منظورم اینزمان، بیکران و پیش آن است)

دکتر فریبرز ملک نصری نوشته:

همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی
بعد از سلام
اولین بار معلم تاریخم در دبیرستان امیر کبیر تهران / / ایران کمپلت در چنگال طاقوت بود//این غزل را دکلمه کرد
چند روز قبل انرا در سما ۱ اوردند.
من بسیار خوشحالم که میتوانم این غل را دوباره و دوباره بخوانم
موفق باشید
دکتر فریبرز ملک نصری
کارلسروهه
المان

علی نوشته:

همیشه این شعر رو خطاب به مولا امیر المومنین می خونم.
واقعا شرح حال گدایی ما به در خانه مولای دو سرا است.
تو شهی و ملک جهان تو را تو مهی جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی . . .

محبوبه نوشته:

بسیار بسیار ….. زیباست

کسرا نوشته:

عااااااااااااااااااااااااااااااااالیه این شعر

محدث نوشته:

فوق عالیه کسرا.
به خصوص بیت ما قبل آخر….

بیبسواد نوشته:

هر کسی این شعر را جایی و به گونه ای شنیده و خوانده است .
من بی سواد در داستان امیر ارسلان نامدار خوانده ام از زبان فرخ لقا به گمانم!!

شهاب نوشته:

اگر ادبیات را دارای دو جنبه فرم و محتوا در نظر بگیریم، می توانم بگویم عالی ترین نمونه فرم را در این غزل دیده ام. تصور می کنم اگر بتوان آن را با لحنی زیبا برای یک غیر ایرانی خواند اگر آن فرد اندکی ذوق داشته باشد مسحور خواهد شد! کاش ترجمه انگلیسی خوبی از این شعر باشد! اگر کسی از دوستان سراغ دارد ممنون می شوم که راهنمایی کند.

پارسا نوشته:

اگر اشتباه نکنم بیت سوم :
بود این عنایت و آن کرم

دکتر حسین وحید دستجردی نوشته:

این شعر فوق العادل را به شعر انگلیس با وزن و قافیه مشابه ترجمه کرده ام که در کتاب کوثر نور درج شده است. احتمالا برای کسانی که خوب انگلیسی میدانند جالب خواهد بود، هر چند ترجمه هیچگاه مانند اصل نیست.

محمّد محمودی نوشته:

با اینکه سیّد احمد؛ هاتفِ اصفهانی غزل سُرایِ بزرگی نیست امّا این غزلِ او بهترین و زیباترین و بی پروا باید گفت؛ کم نظیر است.واقعاً تأثیرِ شورانگیز و دل نواز ست. هاتفِ اصفهانی؛ پنج ترجیع بندی دارد که بدونِ شک او را در ادبیّاتِ ایران جاودانه ساخته و او را در ردیف بهترین سُرایندگانِ عرفانی قرار داده است.

ذبیح اله رنجبر نوشته:

با سلام
در مصراع آخر این غزل واژه ی ” وی ” قافیه ی میانی را مختل کرده است. با توجه به اینکه در تمامی ابیات قافیه میانی رعایت شده، ” قدمی نرفته ز کوی آن ” صحیح به نظر می رسد .

ناصر نوشته:

نمیدانم چرا هیچ یک از دوستان فرهیخته به این موضوع اشاره نکردند که بعضی از ابیات این شعر در اصل بنام طاهره قره العین میباشد

علی خاموش نوشته:

ایا مصرع اول بیت اغازین در نسخه های دیگر به این شکل وجود دارد؟
چه شود به چهره زرد من نظری *ز راه وفا* کنی

کانال رسمی گنجور در تلگرام