گنجور

غزل شمارهٔ ۷۵

 
هاتف اصفهانی
هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

مهر رخسار و مه جبین شده‌ای

آفت دل بلای دین شده‌ای

مهر و مه را شکسته‌ای رونق

غیرت آن و رشک این شده‌ای

پیش ازین دوست بودیم از مهر

دشمن من کنون ز کین شده‌ای

من چنانم که پیش ازین بودم

تو ندانم چرا چنین شده‌ای

ننشستی چرا دمی با من

گرنه با غیر همنشین شده‌ای

دل ز رشکم تپد چو بسمل باز

بهر صیدی که در کمین شده‌ای

غزلی گفته‌ای دگر هاتف

که سزاوار آفرین شده‌ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نام؟ نوشته:

بیت سوم
احتمالا بوده ایم بجای بودیم درست است

رامین نوشته:

در بیت سوم اگر اینگونه نوشته شود بهتر است: ( پیش از این دوست بودی ام از مهر)

کانال رسمی گنجور در تلگرام