گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷

 
هاتف اصفهانی
هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج

به جلوه سرو قدت باد گاهی راست گاهی کج

ز بهر کندن خارا برای سجدهٔ شیرین

شدی در بیستون فرهاد گاهی راست گاهی کج

عجب نبود کز آهم قامتش در پیچ و تاب افتد

که گردد شاخ گل از باد، گاهی راست گاهی کج

تو دی می‌رفتی و هاتف به دنبال تو چون سایه

به خاک راه می‌افتاد گاهی راست گاهی کج

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مسعود صابری نوشته:

با سلام و تشکر فراوان. با این قافیه و رذیف شاعر کمتر شناخته شده حریف جندقی خوئی که در دوران قاجار می زیست یعنی پس از هاتف غزلی دارد که ابیات آن شاید زیباتر از ابیات هاتف باشد :

‫نبود آن طره دوش ازباد…گاهی راست گاهی کج‬‬‬‬‬‬‬‬‬
که تاب زلف خود می داد…گاهی راست گاهی کج
نه گیسوی تو بود از باد…گاهی راست گاهی کج
که سنبل خیزد از ینیاد…گاهی راست گاهی کج
به مجلس دوش ساقی بود و عکس از زلف و قد او
به جام باده می افتاد…گاهی راست گاهی کج
زند از چشم و ابرو هرزمان آن ترک عاشق کش
به جام ناوک بیداد….گاهی راست گاهی کج
زند ناوک به جانم گاهی از چشم وگهی زابرو
بلی تیر افکندصیاد…گاهی راست گاهی کج
قد ساقی نه از مستی بود برهر طرف مایل
که باشد جنبش شمشاد….گاهی راست گاهی کج
قیامت آن زمان باشد که بهر رقص در مجلس
شود آن دلبر نوشاد….گاهی راست گاهی کج
زآهم گر چمد آن گلبن رعنا.عجب نبود
که گردد شاخ گل از باد…گاهی راست گاهی کج
دل خلقی پریشان شد زبس آن کج کله برسر
کلاه دلبری بنهاد….گاهی راست گاهی کج
کشد چون نقش شیرین از پی تنظیم او گردد
به کوه بیستون فرهاد…گاهی راست گاهی کج
به گلشن دوش می آمد ز صهبا سرخوش از هرسو
چو زلف خویش می افتاد…گاهی راست گاهی کج
(حریف)از بسکه بودم درخیال قد و زلف او
ردیف این غزل افتاد …گاهی راست گاهی کج

کانال رسمی گنجور در تلگرام