گنجور

حاشیه‌ها

 

سلام

به نظر می رسد در بیت آخر این غزل یک اشتباه املایی وجود دارد! بر اساس نسخه ی دیوان حافظ به تصحیح استاد احمد شاملو، بیت اخر این غزل به ترتیب ذیل است:

گفت: حافظ! برو و نکته به یاران مفروش!
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده

دکتر آرش طوفانی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۳


درود بر عزیزان

در مجموعه غزلیّات تصحیح شده توسّط استاد احمد شاملو، این غزل شماره ی ۴۲۲ است!

دکتر آرش طوفانی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۳


خود حافظ عزیز اذعان می کند:

“غزلیات عراقیست سرود حافظ”

و اگر بخوانید هر دو دیوان را این نزدیکی معانی و لغات بدیهی ست.

هنر جو در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۰:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۸۸


سلام دوستان گرامی در احادیث معتبری هست که زمانی که حضرت آدم( ص) به زمین می آیند ملکی هم به زمین می آیند که البته در زمین تبدیل به سنگی سفید می شوند و حضرت آدم ایشان را تا محل ساخته شدن کعبه حمل می کنند که طی سالیان دراز ایشان به رنگ سیاه در می آیند که ما آن را با نام حجرالاسود می دانیم.اهمیت آن ملک در این است که در عالم ذر و میثاق شاهد پیمان ما با خداوند بوده.و شیعیان در مراسم حج دست بر سنگ می گذارند و تجدید پیمان می کنند.

بی نام و نشان در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۰:۲۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۷


تنم بکاست از آنگه که عشق ورزبدم

بلی بکاهد مردم ز عشق ورزبدن …. به به به احسنت

سیاوش در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۰:۰۸ دربارهٔ شمارهٔ ۸۳


ای که میان جان من تلقین شعرم میکنی ….

گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکند……

میثم در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ بخش ۳۴ - نیایش کردن مجنون به درگاه خدای تعالی


با درود خدمت یاران
در این مورد که شهریار مقلد است یا صاحب سبک باید قبل از آن این مورد در نظر داشته باشیم که غزل با سه شاعر به اوج خود رسیده ر”حافظ”و “سعدی” و “مولانا” پس از آن هر شاعری که غزل گفته خواه ناخواه به یکی از این سه سبک بر میخورد و ما ناچار از این سه شاعر برای ترازوی سنجش غزل استفاده میکنم حال اینکه شهریار در شاهکار خود “حیدرر بابایه سلام ” هنر شاعری خود رو نشان داده است من ترک زبان نیستم ولی با این زبان آشنایی دارم و به این دلیل این را شاهکار میدانم

پریشان در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ


بیت بکی مونده به آخر منظور از باز اولی پرندست یا باز دومی؟؟؟؟؟

سبحان در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۹۴


در تیتر ” تمثیل به شیر ” خوانا تر است

Anonymous در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ بخش ۹۴ - تشبیه کردن قطب کی عارف واصلست در اجری دادن خلق از قوت مغفرت و رحمت بر مراتبی کی حقش الهام دهد و تمثیل بشیر که دد اجری خوار و باقی خوار ویند بر مراتب قرب ایشان بشیر نه قرب مکانی بلک قرب صفتی و تفاصیل این بسیارست والله الهادی


وارون خجسته دو واژه زیبا دارد یکی گجسته دیگری مرخشه

کمترین در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۹۸


سکلیدن واژه ی بسیار زیبایی است و با گسلیدن یک واژه است

کمترین در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۹۸


ور بسکلم نظر را.
بُسُکلم که از فعل سُکلیدن (سُکلیدن تار، رشمه، ریسپان) برآمده است، درست است. این فعل تا کنون هم در زبان درى گفتارى افغانستان رایج است.

پروانى در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۹۸


با سلام، به نظر می رسد معنی مصرع آخر این گونه باشد: « به هوشیار بگو که مست( سکاری ) از شدت وجد و اشتیاق مردم را ترک کرد.

علی رضا در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ غزل ۶


allah osati şehriyara rehmet elesin ruhu şad olsun yeri cenet
şirdir şehriyarin şeri elinde şemşir kim diyer men bele bir şirile devaye qelim

turk kiz در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ خان ننه


وندر حق فرهنگ هنر پرور ایران اکرام عمر دیدم و اکرام شما نه

Anonymous در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۵۹ دربارهٔ بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه


بیت۵: گاه از لعل تو می گوید و گاه از لب جام/ ساقی بیخبران طرفه خبرها دارد.
خانم قمرالملوک وزیری این شعر رو به زیبایی تمام در دستگاه افشاری خوانده اند.

کسری در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۸:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۳


بیت پنچم: گاه از لعل تو می گوید و گاه از لب جام/ ساقی بیخبران طرفه خبرها دارد.

کسری در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۸:۳۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۳


درود بر همه دوستان-این شعر تو آلبومی به نام گلبانگ۲ از شجریان و با کمانچه نوازی زیبا استاد بهاری به بهترین نحو اجرا شده و میتوان به خوبی ابیات را درک کرد. امیدوارم ما هم طبق بیت زیر جامه عمل پوشانیم:
ثوابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشه چینی آخ آخ آخ…ای داد و بیداد………………………………………

محمد در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۴:۱۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۳


مرافقه یعنی دوست شدن اما مرافقت به چه معناست؟

سعید شکیبایی در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۳:۰۱ دربارهٔ رباعی ۸۳


با سلام، در زمینه ریشه مسجد که مورد بحث دوستان بود در زبان کردی سورانی به مسجد ،مزگوت گفته می شود و تنها کلمه رایج مورد استفاده برای این محل است. بنابراین می توان ریشه این کلمه را به این خطه نسبت داد. ضمنا از آنجایی که کردستان بصورت کامل بخشی از ایران بوده که برخی، نیاکان آنها را به مادها نسبت می دهند، چندان بیراه نیست که کلمه مسجد و مکانهایی مانند مسجدالاقصی با وجود پیشینه تاریخی از این کلمه ریشه گرفته باشند.

رضا در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۰:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۴


[صفحهٔ اول] … [۱۸۴] [۱۸۵] [۱۸۶] [۱۸۷] [۱۸۸] … [صفحهٔ آخر]