گنجور

حاشیه‌ها

 

همچو بطان سر فرو برده به آب

فریدون در تاریخ ۱۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۴:۲۸ دربارهٔ بخش ۹۹ - قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامه‌های تو چون تر نیست


جنان دکتر کیخای گرامی
با سپاس از مهربانی و بزرگواریتان، بیت زمن بنیوش و دل در شاهدی بند،،،،،، مرا به یاد واژه‌ی نیوشاک ( نغوشاک پیرو آیین مانی ) انداخت که از همین ریشه است از نیوشیدن به مانای شنونده ، مستمع و هم شنودن و شنود که امروزه گویا به جای استراق سمع به کار میرود ،

دکتر ترابی در تاریخ ۱۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۴:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۲


داغ با day همریشه است . ( فرهنگ ریشه شناسی آریان پور )

امین کیخا در تاریخ ۱۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۱۰


جناب دکتر کیخا گرامی،
با سپاس از مهربای و بزرگواریتان، بیت زمن بنیوش و دل در شاهدی بند که حسنش بسته زیور نباشد مرا به یاد واژه نغوشاک ( پیروآیین مانی ) انداخت نیوشاک بوده است همان که امروز شنونده میگوییم از نیوشیدن ( نغوشیدن )
مستمع آنکه می نیوشد و پیروی می کند ( مقلد است؟ تقلید؟) و رگه های بسیار از جهابینی کهن ایرانی در آیین پیروانی( شیعه) می بینیم. از آن همه حکیم توس از زبان جمشید می فرماید :

منم ، گفت ، با فره ایزدی
همم شهریاری و هم موبدی. !!!!

دکتر ترابی در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۲


مصراع دوم بیت چهارم ، بر آن دیار درست تر مینماید.

دکتر ترابی در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۰


سگی بگذار ما هم مردمانیم به نظر بنده اشاره به سگ اصحاب که داره.

ابوالقاسم در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۳۵


جناب گهرویی
هرگز مباد که دلگیر شده باشم و گستاخی اگر کرده ام امید که ببخشایید.
من سست را ازین رو بیش می پسندم که با است موسیقی دلنشین تری می آفریند و در ذهن من با بی بنیادی همخوان تراست. همین و باقی بقایتان.

دکتر ترابی در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۴


بسی رنج بردم در آن سال سی :|

فردوسی در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ مثنوی (الا ای آهوی وحشی)


به نظر من در مصرع “گفت موسی با کی است این ای فلان”
یک غلط دستوری وجود دارد که فکر نمی کنم یک نسخه ی معتبر چنین اشتباهی را از از لحاظ زبانی مرتکب شود.
اگر از ندا و منادا “ای فلان” صرف نظر کنیم و آن را حذف کنیم ، جمله ی “تو با کی هستی” باقی می ماند که در مصرع ذکر شده مطابقت نهاد وگزاره رعایت نشده است و در نسخه های معتبری که بنده دیده ام ، این مصع به شکل زیر نوشته شده بود:

“”گفت موسی با کی استت ای فلان”"
لطفا اصلاح شود.

ارسلان در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان


در پاسخ دوست خوبم اردشیر

گویند غالیه به معنای ماده ای خوشبو و سیاه رنگ، که مو رو بوسیلۀ اون هم معطر میکردن و هم از رنگ سیاهش بهره میبردن.

با تشکر
^_^

آمیز در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۴


بیت دوم ظاهرا به شکل زیر صحیح است. وشعر از خیام است.

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین خط مقرمط نه تو خوانی ونه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

مقرمط
فرهنگ فارسی معین

(مُ قَ مَ) [ ع . ] ۱ - (اِمف .) تنگ و باریک نوشته شده . ۲ - (اِ.) نوعی خط که در آن کلمات ریز و باریک و نزدیک هم نویسند.

امیر در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۵۵۵


به راهت چند زار و ناتوان افتم، خوش آن روزی
که از چشمت نگاهی (جانب) این ناتوان افتد

رامین در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۹


در پاسخ “دادا” ی عزیز

فکر میکنم به این صورت معنی بیتی که مد نظر شماست راحت تر استخراج بشه:

چه افتاده ست در این ره؟ که هر سلطان معنی را
که میبینم، بدین درگاه سَر بر آستان دارد؟

یا چه افتاده ست در این ره؟ که هر سلطان معنی را
که می بینم بدین درگاه، سر بر آستان دارد

با تشکر
^_^

آمیز در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۰


اقای دکتر ترابی .ما نگوییم بد میل به نا حق نکنیم.جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم **عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است . کار بد مصلحت انست که مطلق نکنیم .سرور عزیزم اقای دکتر ترابی .اگر بساط ناجور گسترانیده واسباب رنجش خاطر شده ام .تقصیرم را در دریاکرم و مهر بانیت رهایش کن .(که گفته اند نکویی کن و در اب انداز .استدعا دارم در نوشتن یادداشتها مداقه بیشتر مبذول بفرمایید چه بسا ملاک بسیار ی از بازدید کننندگان باشد .و اتفاقا جهان علی رغم پیری بی بنیاد نیز میباشد.ببخشید .برقرار و مستدام بویدتیام .

چنگیز گهرویی در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۴


به نظرم :
بستاند آن سرو سهی، صحیح تر و زیبا تر است.

حکیم در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ سوزد مرا سازد مرا


بیت دوم
خواهی که راه یابی بی رنج بر سر گنج

علی محمد در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸


به جای داغی از لاله عذاری/ داغی ز چاپ شده و وزن شعر را دستخوش اختلال کرده است. با درود

محمود بهشتی در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۶


تیغ سزاست هرکه را درک سخن نمی کند درست است .

حالا اگر در نسخه غنی قزوینی چیز دیگری گفته پس تیغ

سزاست غنی قزوینی را که درک سخن نمی کند.

Anonymous در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۲


در بیت : تا پل نشکست بر تو گردون
زین پل بجهان جمازه بیرون
ب حرف تاکید است و میباید پیوسته به جهان ( دوم کس ) نوشته شود.

دکتر ترابی در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ بخش ۴۵ - وفات مجنون بر روضه لیلی


بسیار بسیار عالی و دلنشین و پرمفهوم بود این غزل…
درود بر عرفی شیرازی و درود بر شما که مجموعه ی بی نظیری گردآوری کردید.

در مصرع دوم بیت آخر ((سرانجام)) می بایست با ((انجام)) جایگزین بشه.

سعید سلطانی در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۱


[صفحهٔ اول] … [۱۸۴] [۱۸۵] [۱۸۶] [۱۸۷] [۱۸۸] … [صفحهٔ آخر]