گنجور

حاشیه‌ها

 

محمد کاظم جان
دقیقاً به همانگونه است که فرمودی و مخاطب مولوی در این بیت و صد ها بیت دیگر مثنوی من وشماییم . کل ابیات مثنوی ۲۵۸۵۷ بیت است وبسیار مایلم بدانم چرا با او واشعارش مخالف بوده ای که اگر چنین بوده است شما در همه جهان یک استثنا هستی و قابل بررسی و تحقیق .

شمس الحق در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۲:۰۰ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


عرض را دکتر پرتو بربسته و نیز فتاد ترجمه کرده است .

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱:۵۹ دربارهٔ بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال بن مرد ده کی در گورستان خفته است


ندا را با صدا ساناسان گرفته است مولانا و این خیلی زیباست . اما شنیدنی است که sound به معنی صدا با شنیدن همستاک است تنها تفاوت در ش و س است که این نوع گردانش کاملا شایع است .

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱:۵۸ دربارهٔ بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال بن مرد ده کی در گورستان خفته است


بیت چهارم مولانا تا می توانسته هیکل پیر را به زشتی نمایانده است ولی چیزی را که نگفته به لجن کشیده است چشم های پیر است !! زیرا ابروان پیر را بر روی چشمانش مانند پالدم بر روی مقعد جانور انگاشته یعنی چشم های پیر را نگفته به زشتی تمام به تصویر اورده است !!

ادروک در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱:۵۰ دربارهٔ بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن


نه ناشناس عزیز همان عِرض بکسر عین به معنی آبرو درست است :
ای مگس عرصۀ سیمرغ نه جولانگه توست
عِرض خود می بری و زحمت ما می داری

شمس الحق در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱:۴۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۰۶


از آغاز لغت آغازگاه را هم داریم یعنی مبداء

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱:۴۴ دربارهٔ بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود


فاش و اشکار معنی هنر با art متفاوت است چنانچه شمس الحق فرمودند

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱:۴۲ دربارهٔ بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود


غفلت عربی با فرغول فارسی درهم ریخته همدیگر هستند و فرغول معنی غفلت هم می دهد

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱:۴۰ دربارهٔ بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود


سلام دوباره بر شما جناب مقبلی [ هنزاء ]
از حضرتعالی که یک سخن ساده حقیر را باژگونه معنی می فرمایید عجب نباشد که کم کم منکر وجود شخصی بنام شمس تبریزی و اثر او در زندگی وافکار مولوی بشوید و او را مجازی بپندارید .
حقیر کجا گفت کره خاکی آبی عظیم است . این سیاره قلوه سنگی در آسمان هم نیست که بقدری کوچک وحقیر است ک کافیست قدری از آن ذر فضای نه بین ستاره ای که در همین منظومه شمسی دور بشویم . اصلاً دیده نمیشود وبا قوی ترین لنز دوربین این فضا پیما های بدون سرنشین بقدر ذره ای محو شدنی دیده میشود .
آنچه عظیم است و حقیر خود را در برابر آن ناچیز می بیند جهان هستی است . به عرایض حقیر مراجعه بفرمایید . خواهید دید که چه عرض کرده ام اما اینجا قصد ندارم به کسی درس ستاره و فضا شناسی بدهم که درتخصص من نیست اما به آن علاقه بسیار دارم و آنچه بدستم میرسد که بخاطر لطف یک دوست شامل آخرین عکس های غیر طبقه بندی شده سازمان ناسا بصورت مستقیم هم میشود را با اشتیاق تمام نگاه میکنم . دوست گرامی حافظ و سعدی هم در تخصص حقیر نیست اما از خواندنشان لذت میبرم . در جایی شما به این بیت حافظ اشاره فرموده اید که :
که درس عشق در دفتر نباشد
حقیر [ این حقیر گفتن حقیر را بدل نگیرید و فرض بفرمایید که این اسم حقیر است ]. شما باید بهتر بدانید که اگر نگویم حقیر مجبورم بگویم [من] و این را دوست نمیدارم . اگر میخواستم بسبک شما یک در میان عرایضم یک بیت شعر از بزرگان بیاورم حالا میگفتم
این ثنا گفتن زمن ترک ثناست / کین دلیل هستی و هستی خطاست
پیش هست او بباید نیست بود ..
والخ …
آری عرض میکردم که حقیر سه گونه ازاین مصراع را در نسخ مختلف حافظ دیده ام ، یکی همان که شما فرمودی و دیگری
حدیث عش در دفتر نباشد
و سومی
که علم عشق در دفتر نباشد
وبسیاری از حافظ شناسان [ ونه حقیر ] این مصراع را چنین معنی کرده اند که واژه عشق حتی یک بار هم در قران نیامده است . گرچه میدانیم که در زبان عرب به آنچه مورد نظر ما از عشق است عشق گفته نمیشود ، اما سخن کوتاه میکنم و به یکی دو نکته اصلی مورد اختلاف با جنابعالی می پردازم و می روم بخوابم که شب از نیمه گذشته است . اگر چه خواب ما پیر مرد ها ۲ ساعت بیشتر نیست و یحتمل دو یا سه ساعت دیگر باز بسراغ گنجور میایم .
دوست عزیز سخن از عشق خدا گفتن و به وصال معشوق که خدا باشد رسیدن و یا در انتظار این وصل بودن یک چیز است و عملاً عاشق خدا بودن و به وصال او رسیدن یک چیز دیگر . آخر مگر خدا دختر همسایه است که عاشق او بشوی آقا .
گیرم عاشق خدا شدی . خوب که چه بشود
آری شیخ اجل هم مثل حضرتعالی فرمایش فرموده که گویند مگو سعدی ….. / میگویم و بعداز من ….
خداوند را نمیتوان حتی دید که او هم هست وهم نیست هم اول است و هم آخر . هم قدیم است و هم حادث . یک چنین موجودی را که نمی توان دید چگونه میشود عاشق شد و در انتظار وصل هم بود .
آری مولوی فرموده است که :
هرکسی کو دور ماند …..
باز جوید روزگار ……
اما این یک آرزوست . یک خیال است و همه میدانیم که نیست وش باشد خیال اندر جهان
خداوند در ۷ / ۱۳ میلیارد سال پیش از این در کسری از ثانیه که معادل یک بتوان منهای ۴۲ از یک ثانیه است کل این جهان هستی را از هیچ آفرید . [ یعنی یک ثانیه تقسیم بر ۱ که در مقابلش ۴۲ دانه صفر باشد ]
من همه شگفتی های این مطلب را بکناره مینهم و تنها به این موضوع میپردازم که بدلیل فوق الذکر سن و سال خدا حد اقل ۱۴ میلیارد سال است یعنی ۱۴۰۰۰۰۰۰۰۰۰ سال سن دارد . آنوقت چگونه یک انسان فانی که کل زندگیش ۷۰ - ۸۰ سال بیش نیست میخواهد عاشق چنین موجود کهنسالی بشود که حتی نمیتوان او را دید . یادتان هست در کوه طور چه برسر موسی و خرش آمد .
این از عشق خدا و ادامه این مطلب را انشاالله به بحث شیرین عرفان می پردازیم . شب بخیر .

شمس الحق در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۴۹


برای لامکان بجز ناکجا واژه ناجایگاه را هم داریم .

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱:۳۴ دربارهٔ بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکم رضی‌الله عنه «آسمانهاست در ولایت جان کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست کوههای بلند و دریاهاست»


با عرض ادب و اخلاص به همه فرهیختگان راه بیدلی؛در بیت سیزده ام: بجای عرض٬ عیب اهل هنر نگه دارید. با عرض حرمت ؛ سیماگر

Anonymous در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۰۶


خیلی پرمفهوم

ارزو در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۰:۰۳ دربارهٔ بی پدر


البته که لازم نیست به هشت قرن قبل بروی تاوتک عزیز که باید به دو قرن بعد بروی .

شمس الحق در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۰:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۴۹


دفتر چهارم .

شمس الحق در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۴۵


گفتم بر چون متن زآنچه تنیدی بگو شاهکاریست که خلقش فقط از خداوندگار برمی آید.تنیدناینجا به معنی پرداختن آمده است و متن با فتح میم و ت و سکون نون نهی از تنیدن .میفرماید به چگونگی و کیفیت مپیچ و از آنچه خود تنیده ای بازگو

تاوتک در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۴۵


دوست گرامی جناب مقبلی سلام برشما
حقیر از تکرار سخن خود نفرت دارد و از تکرار مکررات و یاد آوری مسلمات و بدیهیات بیش از آن پس در اینجا تنها به فرمایشات تازۀ حضرتعالی می پردازد و در صورت لزوم به آنها پاسخ میگوید .
لطفاً این همه اشعار مشهور قدما را بر سر حقیر نکوبید که خود عمر را بر سر آنها گزاشته وهمه را از بر دارم . از خود سخن بگویید .
لطفاً به سوابق مراحعه فرمایید تا همچنان همه اهالی گنجور با نام وکنیۀ حقیر و جزییات سوابق زندگیم آشنا شده بدانید چیزی را یدک نمیکشم و علت انتخاب نام مستعار شمس الحق که حدود ۴۰ سال قبل با آن قلم میزدم بر شما روشن شود .
لطفاً از تکرار بدیهیات خود داری کنید برادر من ، معلومست که نه تنها انسان که کل جهان هستی وجود آفرینندۀ آنست که در جهان متکثر شده است .
ششتار زن که باشد .
اشعار آسمانی یعنی چه دوست من . شعر از آسمان نمیاید . واگراصرار براین معنی دارید لطفاً بفرمایید کدام آسمان چرا که قطعاً میدانید آسمانها در ولایت جان است .
ماوراء الطبیعت وجود خارجی ندارد ای عزیز ! هر آنکس که این کلمه بکار برد از او همان می پرسم و می خواهم که اینک از شما : مرز طبیعت کجاست ؟ لطفاً مرز و انتهای طبیعت را نشانم دهید تا بدانم در پس آن مرز ماوراء الطبیعت است .
اگر حضرتعالی را تصور بر آنست که تفسیر مثنوی سهل است لطفاً تفسیری بر ۳ بیت اول آن و نه بیشتر بنگارید و در همین گنجور درج بفرمایید .
مولوی در قیامت چیزی از حقیر نمی پرسد دوست عزیز . حقیر هم بر رستاخیز انسان پس از مرگ وزندگی ابدی او باور دارم ، اما نه چنانکه در تصور شماست . درخاتمه حقیر نه از عقل می لافد و نه طامات می بافد . حقیر تنها بدنبال حقیقت است و حقیقت یکی بیش نیست . از اینکه مرا میخوانید متشکرم .

شمس الحق در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۱۹


شمس الحق جان درباره مباهله در اشعار مولانا سروده ای داریم و اگر پاسخ مثبت است در کدام دفتر .قبلا از راهنماییتان سپاسگزارم

تاوتک در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۴۵


ایران عزیز
آقای مطلق راست گفته است واین غزل مرتبط است با معراج رسول اکرم و اما شما هم در نوشتن تنها یک مصرع شعر دقت بفرما که آن اشتباهات موجب میشود حتی اگر حق با شما باشد هم کسی فرمایش شما را جدی نگیرد .

شمس الحق در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۴۵


منظورش بهبود کناره نویسی هاست و من را هم چنانچه گفتم نقد می کنند و این ناراحت کننده نیست

امین کیخا در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۱۹


مطمئن باش شمس الحق با مهربانی و روی گشاده چشم دارد که بنویسید ولی اگر مخالفتی هم می کند با همه است و خواست و اهنگ کس ویژه ای ندارد .

امین کیخا در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۱۹


[صفحهٔ اول] … [۱۸۴] [۱۸۵] [۱۸۶] [۱۸۷] [۱۸۸] … [صفحهٔ آخر]