گنجور

حاشیه‌ها

 

ازآنجاییکه حکیم همیشه دراشعارش بیشتر عام راا خطاب میدادند، فکر کنم ؛ این آمدن ورفتن ما بهرچه بود، صحیح است .ضمن اینکه ازقافیه وریتم شعری بهتری برخورداراست

کریم در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ رباعی ۳


با سلام خدمت ادب دوستان عزیز لطفن یکی از دوستان دو بیت آخر غزل رو معنی کنه ممنون

مهدی در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۰


سلام با تشکر از معنایی که برای هموطنان غیر ترک کرده اید
ولی
.
.
.
نصف بیشتر ابیان معنی فارسیشون درست نیست و شما ارزش و مقامشو پاییا تر اوردید
نمیشه اعتراز هم کرد چون بعضی واژه های ترکی معنای فارسوی ندارند مثلا
شاققیلدییوب نوعی صداست{{{ در این بیت}}} مثل مانند معنای فراسی ان تا حدودی شر شر اه

اراس در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ منظومهٔ حیدر بابا


ضمن لزوم تصحیح فاصله‌‌ها،‌ در بیت سوم مصرع دوم اشتباه تایپی وجود دارد:
ساقی تو نیز عذر میار و می آر سرخ

بابک در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۹


بیت سوم، مصرع دوم به نظر می‌آید اشتباه تایپی دارد:
«که یک ره “جانب” ما گوش دارد»

بابک در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۰


درود مجدد خدمت دوستان گلم
یک لغت از لحاظ املایی اشتباه شده (زمینه)که چون شب دیر وقت و خواب آلوده نوشته می شداشتباه با(ض)نوشته شده
که از محضر دوستان گلم پوزش می طلبم
زنده باشید و شادکام.

ابوالفضل عباسیان اقدم در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۶۶


عالیه

کسرا در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۸


نیست بر لوحه دلم ز الف قامت یار
کلمه دوست اشتباه است

مربوط در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۷


جهانبان دین پرور دادگر
نیامد چو بوبکر بعد از عمر…
بوبکر دارای صنعت ایهام (مرشّحه) است. گرچه هر دومعنی واژه مورد نظر استاد سخن بوده؛ اما بسیاری از دوستان به خاطر تعصّب مذهبی، از لذّت ادبی بیت محروم می‌شوند. معنی نزدیک بوبکر، ابوبکر صدّیق (رضی الله عنه) است، و سازگار آن لفظ عمر (رضی الله عنه)؛ اما معنی دورِِ آن، بوبکر بن سعد است که استاد سخن در نهایت تردستی و با استفاده از نام خلفا، درباره‌اش دست به اغراق زده است.

نوح در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ ابوبکر بن سعد بن زنگی


با عرض سلام و ادب و احترام
مصراع دوم از بیت هشتم ، یعنی این مصراع :
“بنشاند آن فارس جان را سپس زینش” ،
در اصل به این صورت بوده وگرنه در سه نقطه از این مصراغ اشکال وزنی وجود خواهد داشت. همانطور که هر خواننده ای به هنگام خوانش آن نیز ، این سه شکست وزنی را متوجه می شود.
فرم صحیح مصراع مورد نظر به این صورت است :

بنشانده آن فارِس ، جان را و سپس زینش

با تشکر

آسیه خوئی در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۲۷


مصرع دوم بیت اول ، هم دوم اضافه است

شهرام بنازاده در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۱۲۳


مصرع دوم اشتباه تایپی دارد
کس درین محف
درتن نوشته شده است

شهرام بنازاده در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۸


به نظر *رویانِ* درست تر و متناسب تر با ادبیات اون زمانه تا *روهایِ*

محمد صادق اسماعیلی در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۳۷


مفهوم این دو بیت چیه؟
آن یکی خر داشت و پالانش نبود

یافت پالان گرگ خر را در ربود

کوزه بودش آب می‌نامد بدست

آب را چون یافت خود کوزه شکست

A.M.AA در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او


سلام
در مصراع دوم بیت سی و سه با رجوع به حافظه ام گمان میکنم یک غلط تایپی وجود دارد:
بر کرم الزوق علی الله نوشت

باید بشود:

بر کرم الرزق علی الله نوشت

با سپاس از زحمات شما

سعید یوسفی در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ بخش ۳۱ - داستان سگ و صیاد و روباه


این غزل توسط آقای علیرضا افتخاری به زیبایی اجرا شده در آلبوم نازنگاه

محمد در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۷


صومعه داران = دین فروشان معیشت اندیش…

کوروش ایرانی اصل در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۵


شاهنامه خالقی مطلق سرشار از انواع اشتباهات است . با وجود زحمات فراوانی که ایشان برای این اثر کشیدند اما متاسفانه اشکالات فراوانی نیز دارد . اشکالاتی که باعث تعجب من شد .

حامد در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ بخش ۴


جناب امید قیصری درود بر تو

کسرا در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۵۷


هر کسی از ظن خود شد یار من
دوستان خیلی بیراهه می روید . در عجبم که بعضی ازاین حاشیه نویسان، چه بی حاشیه اند.
شاعر خودش گفته که با چه کسی دارد نرد عشق بازی می کند.
این شعر گلایه از دل خود شاعر است و مخاطب وحشی، دل بی قرار خود، که دیگر عنان اختیار از کف داده می باشد
او در ابتدای شعر بدون هیچ پیچیدگی بیان میکند که با دل خود خلوت کرده است
روز گاری من و دل ساکن کویی بودیم
دوستان دانشگاهی و اساتید محترم معنای این شعر اینست که دیگر من و دل ساکن یک کوی نیستیم . دلی را که روزی خریدار نداشت و من باعث شهرت آن شدم اکنون سر از اطاغت من می پیچد . به همین دلیل نیز او دل خود را پسر خطاب می کند
اکثر ساکنین جهان دوست دارند دنیا را آنطوری که دوست دارند ببینند و لی مهم اینست که دنیا را آنطوری که هست ببینیم
پس سلایق خود را کنار بگذار و :
هر کسی از ظن خود شد یار او
از درون بافقی جو راز او

حامد نوری در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۸:۴۱ دربارهٔ شرح پریشانی


[صفحهٔ اول] … [۱۸۴] [۱۸۵] [۱۸۶] [۱۸۷] [۱۸۸] … [صفحهٔ آخر]