گنجور

حاشیه‌ها

 

فرمایشات این حضرت آقای ناشناس بدلیل لحن نامناسب و بی ادبانه و گستاخانه ، بارها توسط گنجور حذف شده است و اگر من بجای ایشان بودم می رفتم و پشت سرم را هم نگاه نمی کردم . آقای داتیس در کمال ادب و به درستی پیشنهاد داده اند که تقویم ، به تقوی ام بدل شود که ایجاد ابهام نکند و حق با ایشانست .

شمس الحق در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۳


با سلام بر خوانندگان گرامی شاعر در این غزل اشاره بر قضا وقدر نیز دارند خوب است به اصل مطالب نیز اشاره شود و تنها در خصوص معنی لغات اظهار نظر نگردد در ابیات پایانی به مواارد دیگر که به بیت اول نیز تاحدی مربوط است اشاره میکند درد و زخم خواجه شیراز ناشی از چیست

علیرضا رنجبر در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۵


سلام ممنون از گنجینه ایی که در اختیارمون گذاشتین
معنی بیت آخر چیه؟

راضیه در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ بخش ۲۷ - دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بی‌مشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان او را و میوه‌های تلخ و ترش کوهی بر وی شیرین شدن به داد آن مشایخ


سلام بر خوانندگان محترم به هر حال این غزل تا حد زیاد اشاره به فانی بودن زندگی انسان داردو لذتهای دنیوی را نیز اشاره می کند که برای انسان لازم است و اشاره دارد بر اینکه دنیا جاوندانه نیست و حتی حافظ مستقیم خود را خطابه می کند که از لذاید دنیوی نیز باید استفاده کرد و به خود نهیب میزند .

علیرضا رنجبر در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۶۲


تقویم درسته دیگه لطفا شلوغ نکنید ضمنا ابیات حذف شده را هم اضافه کنید

Anonymous در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۳


سلام
برای سوالی که آقای شادان کیوان مطرح کرده در رابطه با این که در مصرع اول خواجه خود را از دولت عشق یار، چون سلیمان میبیند (که قاعدتا باید همراه باشد با آن همه جلال و فر و شکوه) اما در مصرع دوم این سلیمانی شدن را “جز باد بدست بودن” چیز دیگری معنا نمیکند. البته میدانیم که سلیمان بر باد هم حکم میرانده است و این مصرع اشاره ای باین مطلب دارد اما مفهوم باد بدست بودن، آنهم با تأکید “جز” ، چیز دیگری است که با شکوه سلیمانی منافات دارد. این تناقض بین تین دو مصرع را چگونه باید تأویل نمود؟
.
.
این بیت از حافظ من رو یاد این شعر مولانا انداخت
چون‌که مال و مُلک را از دل براند
زآن سلیمان خویش جز مسکین نخواند
کوزهْ سربسته اندر آب زفت
از دل پرباد، فوق آب رفت
باد درویش چو در باطن بود
بر سر آب جهان ساکن بود
گرچه جمله این جهان مُلک وی است
مُلک، در چشم دل او لاشی است
به نظر میرسه با توجه بیت دوم که میگه : چار تکبیر زدم بر هرچه که هست یعنی از همه چیز گذشتم و همه ی رنگ های تعلق را با وضو گرفتن در چشمه ی عشق پاک کردم دیگه چیزی در دستم ندارم جز باد
و در اینجا با توجه به سخن حضرت مولانا از دل پاک شده از همه چیز ، سالک مثل سلیمان شده و بر همه چیز سروری داره.
امیدوارم توضیح خوبی باشه و منظورم رو رسونده باشم

کامران در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴


سلام
اشارت به نقص نوع بشر در ادراک دارد.

محمدرضا در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ رباعی ۳


من ۱۰ سالمه و این بهترین شعر و بهترین حکایتی بود که تو عمرم خونده بودم. ممنونم

زینب در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲ - مناجات


این هفت حرف در مصرع اول درست است و دویست و سی هش در مصرع سوم که به حروف ابجد ۲۳۸ حسینعلی میشود

فرشید در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۵


با گوش بر آهنگ با هوش است و یعنی کسی که خوب می شنود به پهلوی هونیوش بوده است . نیوشیدن محترمانه عامی بودن هم هست در متن های مانی به همگان و عامیان نیوشایان می گفته اند یعنی باید عامی گوش بدهد ! ویژگان هم می شده اند گزینان ! یا گزیدگان .

امین کیخا در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ بخش ۱۸ - بقیهٔ قصهٔ بنای مسجد اقصی


خلل از خوله فارسی است ( فرهنگ جلالی ) و عربی از بنیاد فارسی است چناچه هنوز به لری به سوراخ هله هم می گوییم و هوله و سوله همان سوراگ و سوراخ است و نیز برای استوار شدن این داو ( ادعا ) باید hole انگلیسی را آورد که باز هول یعنی سوراخ . خالی هم از حالی است .

امین کیخا در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ بخش ۱۸ - بقیهٔ قصهٔ بنای مسجد اقصی


پس چراغ حس هر خانه جداست چه مایه ژرف است ! گفتن ندارد خود داستانی بلند است همین یک لت شعر

امین کیخا در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ بخش ۱۷ - شرح انما الممنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهم‌السلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت


حیران یک لغت زیبا دارد و آن سرهال است که شوربختانه سرحال به معنی خوشحال مانع کاربرد آن است .

امین کیخا در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ بخش ۱۷ - شرح انما الممنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهم‌السلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت


السماء با آسمان همریشه است و آس یعنی سنگ و آسمان یعنی سنگچیده برساختار و بافتار زایمان

امین کیخا در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ بخش ۱۷ - شرح انما الممنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهم‌السلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت


بیت۹(این) بین ۱۵(الم اعهد) بیت ۲۰(زهره)

محمد صادقیان در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۳


بیت ۹ (این) بیت ۱۵(الم اعهد) بیت۲۰(زهره)

محمد صادقیان در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۳


نظر دوستان را به چند نکته جلب می کنم :
…بیرون بود و بیرون است هر دو در نسخ مختلف وجود دارد ولی بیرون است صحیح است زیرا حافظ می فرماید : شخصیت انسان که از کون و مکان بیرون است یعنی شامل زمان نمی شود و همیشه چنین بوده و خوالهد بود ولی وقتی ( بود) را در نظر بگیریم مفهومش این است که در گذشته وجود داشته است و احتمالا در آینده وجود نداشته باشد .
۲: خدا را و خدایا هم در نسخ مختلف وجود دارد منتها این غزل به طور کلی در ۵۳ نسخه ی خطی کهن وجود دارد و البته تا چندی قبل در ۵۲ نسخه بود و با نسخه ی جدیدی که در ترکمنستان پیدا شد و در آن هم وجود داشت می شود ۵۳ نسخه در این نسخه هم متاسفانه خدا را ظبط شده است درست مانند نسخه ی خلخالی اما از ۵۳ نسخه فقط ده نسخه این بیت را دارند و از ده نسخه ۹ نسخه خدا را ضبط کرده اند و فقط یک نسخه یعنی نسخه ی کتابخانه ی مسجد اعظم قم ( این مسجد در زمان آیت الله بروجردی ساخته شده است )خدایا ضبط کرده است . و درست هم همین است . بنابراین این بیت احتمال نزدیک به یقین ابتدا وجود داشته است و سپس حافظ خودش آن را حذف کرده است و خدایا از این نظر صحیح است که می فرماید :
بیدلی که خداوند در نزد او بود و او قادر به دیدنش نبود مدام فریاد می زد ای خدا ، ای خدا … ولی معنای خدای را یعنی برای خدا و چگونه معنی می دهد که بگوییم :
بیدلی که همیشه خدا در نزدیکی او بود و او چون قادر به دیدنش نبود هی فریاد بزند : برای خاطر خدا ، برای خاطر خدا … در خدایا می گوید که ای خدا خودت را به من بنما ولی در خدارا چه می گوید ؟…

شرح سرخی بر حافظ در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۳


امروز هم چند بیت دیگر از این قصیده پرمغز ومعنی عطار تقدیم صاحبدلان میگردد . خداوندا دراین لحظات ملکوتی اذان صبحگاهی هرآنچه صواب که ازخواندن آیات کتاب تو حاصل میشود نصیب خوانندگان این سطور بفرما و به ما توفیق آن ده که عمل کنندگان راستین فرامین تو باشیم .
احدیت اگرتوبشماری + احدیت رساندت به هزار
همه یک قطره ایست ازدریا + همه یک دانه ایست ازخروار
اسب وپیل وپیاده وفرزین + به تن واحد آن سپهسالار
می نماید بچشم احول تو + شتروپیل واسب وگاو وحمار
گرتوعلم الیقین بدست آری + سوی عین الیقین بیابی بار
روی عین الیقین عیان بینی + شوی ازکاینات برخوردار
پس بخود گویی وبخود شنوی + لمن الملک واحد القهار

بیت آخراشاره دارد به آیه ۱۶ سوره المؤمن : یوم هم بارزون لایخفی علی الله منهم شئ لمن الملک لله الواحد القهار / روزملاقات خدا همه درپیشگاهش ظاهرمیشوند چیزی ازایشان برخدا پوشیده نمی ماند صاحب اختیاری وسلطنت برای کیست برای خدایی که یکتای قهار است .

شمس الحق در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۵:۴۸ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶


بیت ۶ آنچم = آنچه مرا
بیت ۸ معطی = اسم فاعل از اعطاء بمعنی عطا کننده [ معطلی غلط و احتمالاً اشتباه تایپ است]
سایل یا سائل = نیازمند
بیت ۸ اشاره به آیه ۱۶ سوره فاطر دارد : یا ایهاالناس انتم الفقراء الی الله والله هو الغنی الحمید / ای مردمان شما به خدا نیازمندید و خدا بی نیاز و ستوده است .

شمس الحق در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۵:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۵


در بیت اول قافیه آیا « برنخیزد » نیست؟
هم مطابق معنی ست و هم مکرر نخواهد بود چون در بیت آخر « برنریزد » آمده است…

نیما در تاریخ ۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۳:۳۴ دربارهٔ غزل ۱۸۸


[صفحهٔ اول] … [۱۸۴] [۱۸۵] [۱۸۶] [۱۸۷] [۱۸۸] … [صفحهٔ آخر]