گنجور

حاشیه‌ها

 

به نظر بنده آقای خدابخش درست فرمو ده اند و وزن شعر با خیل درستتر میباشد.

محمد اشرفی در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ غزل ۶۳۶


رهایی از من نفس(خود)تقریر بزرگان از بیت اول شاهکار این حکیم بزرگ و از خود بیرون شدن واروج عرفانی

میثم در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۹۷


با سلام خدمت دوستان
پیرامون نظر عزیزی که نامشون رو عبارت « شرح سرخی بر حافظ » به ثبت رسانده‌اند :
بزرگوار شما یا به سخنان حسین آهی گوش نداده‌اید و کسی این نظر را بر شما نقل کرده و یا حافظه‌ی شما در به یاد سپردن تاریخ‌ها و منابع و مراجع کمی بد عمل کرده‌است و یا دست کم با دقت به این برنامه توجه نکرده‌اید ؛ حسین آهی بر اساس هرآنچه که در بیش از ۳۵ دست‌نوشته‌ی کهن به ثبت رسیده‌است و در موزه‌ها و کتابخانه‌های جای جای این گیتی به عنوان اثری نفیس و مانا نگه داری می‌شود ، این برنامه‌ را اجرا می‌کند.
توجه داشته باشید آنچه که خواجه حافظ سروده ، دقیقا همانی نیست که من و شما در تصحیح‌های بزرگانی چون قزوینی و غنی و خانلری و شاملو و … می‌یابیم.
اصلی‌ترین هدفی که حسین آهی را برآن داشته تا این برنامه را همه روزه ظرف مدت این ۴ سال (از سال ۱۳۸۸ تا بهمن ۱۳۹۲) اجــــرا کند ، تلاشی است در جهت پیدا کردن کلام و بیانی هرچه نزدیک‌تر به کلام و سخن حقیقی وجود مبارک شخصی به نام حافظ و نه صرفا ارائه نظریات سایر افرادی که همت به جمع‌آوری آن گماشته‌اند و شرح‌هایی بر آن نوشته‌اند. این برنامه ، برنامه‌ای با رویکرد کاملا نقادانه است و پس از هر سخنی که در آن بیان داشته می‌شود ، تاریخ و منبع آن ذکر می‌شود.

ده‌ها و شاید صدها شرح مفصل از بزرگان ادب ایران زمین و سایر ادیبان علاقه‌مند به کلام حافظ تا کنون منتشر شده است و هر کدام کم و بیش ، بسته به غنای فکر و اندیشه مولف اثر ، در فهم و درک تفکر و اندیشه خواجه حافظ موثر بوده است اما همان طور که در ابتدا بیان کردم آقای آهی در کنار احترام به تمامی آن‌ها ، موارد بسیاری را با ذکر دلیل و سند و مدرک کاملا مستدل و به ویژه تاکیدی اساسی بر دست نوشته‌های قدیمی و کهنی هم چون دست نوشته های دهه‌ی نخست و دوم سده‌ی نهم قمری ، بیان می‌دارد که تا کنون یا هیچ مصححی بدان اشارت نداشته است و یا کمتر آن را دارای اهمیت پنداشته است.
فـــــــراموش نکنیــــم برای تحلیل غزلیات خواجه حافظ تنها تسلط بر وزن و عروض و صنایع ادبی کفایت نمی‌کند و داشتن درک و فهمی از سخنان اهل نظر ، علم نجوم و اخترشناسی که در ایران قدیم مرسوم بوده ، کاربردها و ویژگی‌های سنگ‌ها و گهران و مواردی از این دست نیاز است که در جای خود در هر غزلی یک یا چند مورد از این موضوعات جلوه‌ای خاص دارد.
حسین آهی عمر خود را در راه وارسی این غزلیات سپری کرده و در ضمن از لحاظ دانسته‌ها و علومی نظیر آنچه گفته شد ، تسلطی قابل توجه دارد.

و اما در باب این غزل و گفته‌هایی که در ۲ نظر ابراز شده است ، آقای آهی کاملا مستند و با ذکر تاریخ دست نوشته‌ها تمامی سخنان خود را بیان می‌دارد و به هیچ وجه رویکردی دل‌به‌خواه و شخصی در این غزل ایراد نداشته است ، هرچه هست نتایجی است که دست نوشته‌های کهن به دست می‌دهند و شایسته و بایسته است که اگر ما در پی نقد علمی و اصولی دیوان غزلیات خواجه حافظ هستیم ، از تعصب و اصرار بر آنچه که سال‌هاست خوانش‌ها و تصنیف‌های بزرگان ادب و موسیقی این مرز و بوم به ما ارائه داده‌اند ، پرهیز کنیم و تاب و توان شک و تردید در مورد آموخته‌ها و مطالب خوگرفته را داشته باشیـــــم.
شاید چند سال دیگر دست نوشته‌ای مربوط به زمانی قدیمی‌تر از سال‌های ۸۰۳ قمری یافت شود که پاسخ‌هایی بهتر و دقیق‌تر را پیرامون غزلهایی از این دست که ابهـــــام و سوال را در دل خواننده‌ی فرزانه و اهل تحقیق برجای می‌گذارد ، بیان دارد.
باری امیدوارم شما دوست گرامی باری دیگر سخنان حسین آهی را پیرامون این غزل گوش داده و پس آن گاه به سخنان خود بازگشته و در صورت لزوم ، نظری تازه دهید.
در پایان این نکته را نیز بگویم که سایر عزیزان می‌توانند با به یاد داشتن شماره هر غزل بر مبنای تصحیح غنی-قزوینی ، از سایت‌هایی نظیر پهرست و راسخون و شبکه رادیویی فرهنگ ، جلسه یا جلسات این برنامه را دریافت نمایند.

شهریار70 در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۲


موسی وعیسی دراین شعر چگونه تلفظ میشودباذکردلیل

جوادبیگی در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص)


اشعار عرفانی مولوی را چه کار به خوانندگان پاپ ،محسن چاووشی حتی معنی عمیق یک بیت این شعر را هم نمی تونه بگه ولی چون طرفداران واژگان رقص وخوش کمر و… زیادن همه میگن به به وچه چه و از اینجور حرفها آخه عزیز من چرا روح شعر وروح مولوی رو با این ریتم آهنگای کوچه بازاری خدشه دار می کنید چرا به ادبیات فارسی لطمه می زنید؟ و…

رهنما در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۹


شعر بسیار غم انگیز ولی در عین حال بسیار بامعنی و اینکه با اوضاع و احوال ان زمان اشنا مکند و بار سیاسی زیاد ی دارد با نحوی زندگی مردم ان زمان اشنا می شویم و من بسیار این شعر را دوست دارم و همیشه زمزمه می کنم

حسن جعفری آنی در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ تصنیف مرغ سحر


بیت ۲۳، دو بار لفظ «که» آمده، به شرح

نادرست:
از آن می که که در خم چو گیرد قرار
بر آرد خم آتش ز دل همچو نار

که درستش می شود(بنا بر وزن شعر و قواعد عروض)
از آن می که که در خم چو گیرد قرار
بر آرد خم آتش ز دل همچو نار

لطفاً تصحیح بفرمائید

حمیدرضا فتحی تبریزی در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ ساقی‌نامه


استاد سخن براستی قیامت کرده. فرش نفیسی بافته از گره های پیچ در پیچ و رنگین واژه ها

سعید در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ ترجیع بند


با درود فراوان.سپاس از این سایت شما.

علی در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۳


عالیست

ایمان در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ حدیث جوانی


باز به بهار درود می فرستم خواستم این نیست که او را کوچکتر از آنچه بوده نشان بدهم ایشان جزو نفرهای نخستینی هستند که برای امروز ما کتاب به جا گذاشته اند پس اینکه امروز کسی خرده ای به دیروز او بگیرد را نباید چیز شگفتی دانست . من باز بر این بزرگوار درود می فرستم

امین کیخا در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱:۳۲ دربارهٔ شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم‌!


با سلام
من واقعاً نمی دونم که حافظ شیراز تو چه سنی و تو چه حالی بوده که تونسته این چنین شعری بگه، تمام عرفان رو حافظ با همین شعرش گفته، مو به تن آدم راست میشه وقتی میخونتش.
چه جوری خداوند به یه نفر چنین قدرتی داده که تاریخ هنوز مشابهش رو ندیده.
در پناه حق

پویا در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۰:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۲


البته بهار استاد و سبک شناس و روان نهاد است ولی دانش فزایسته ای از پهلوی ندارد و نیز عربی فرزام و بی لغزشی نمی دانسته و نیز زبانهای اروپایی را نمی فهمیده است . ولی استادی بزرگ است بهر سو باید خو کنیم که بی سویه گیری بنویسیم و همدیگر را لغزشپذیر بدانیم و تیز نگاه کنیم . موردی از کاستیکاریهای بهار در رساله التنبیه نوشته حمزه اسفهانی پیشتر در کتاب ها و مقالات آمده است .

امین کیخا در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم‌!


دوست عزیزی(سمیر) که فرمودی منظور از کنیزک یک دختر است، اصلا با مثنوی تا حالا کار کردی؟
قطعا منظور از کنیزک ، یک دختر بچه نیست.

و دوست عزیز حمید رضا گوهری ،
شما لطفا شعر رو تفسیر کنید تا ببینیم که فهم شما از این شعر چیه؟

aref در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او


شعر شون کاملا عرفانیست بعنوان مثال :
شحنه اندر عقب است ومن از آن می ترسم *که لب لعل تو،آلوده به ماء العنب است بنظرم مراد از شحنه مرگ وترس از بعداز مستی دنیاست

ناقلی در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ نقطه خال تو


گر نامه من همی نیرزد بجواب * این درداشک زعشق توست وبرخوان آخر

ناقلی در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ رباعی شمارۀ ۹۵


عقل آمد ودر پهلوی من زد انگشت*یعنی که خموش بیع نما،کارزانست

ناقلی در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۹:۴۶ دربارهٔ رباعی شمارۀ ۱۹


در زمان رضا شاه و گویا به دستور او محمد درگاهی که کلانتر بوده معروف به ”ممد چاقو“قصد کشتن بهار را داشته و در کمین که بهار از مجلس خارج شود ( بهار آن زمان سخن گوی اقلیت چهارده نفره مجلس به ریاست مدرس بوده و مورد خشم رضا شاه) بهار بعد از استیضاح در راهرو با عده ای مشغول گفتگو بوده که مدیر و صاحب روزنامه رعد قزوین بنام واعظ قزوینی از مجلس خارج می شود و چون با قد کشیده و اندام باریک شباهت خاصی به بهار داشته به اشتباه قصد جانش می کنند ، او فرار میکند ولی جانیان جلو در مسجد سپهسالار او را
می گیرند و سر می بربد .سر را جلو چراغ بستنی فروش محله میبینند و به اشتباه خود پی می برند
این که می گوید : خصم در کثرت و قانون طلبان در قلت ، منظور از قلت همین چهارده نفرند
مهادیو ، نظرش به رضاشاه است به معنای ”دیوبزرگ“ که گویا ان زمان در سفارت فرانسه این خبر را به او می دهند و رضا شاه با تبسمی می گوید خبر رسید که بهار را هم کشتند

merce در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۵:۱۱ دربارهٔ شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم‌!


ازمسولین سایت تقاضا دارم در صورت امکان هجویات وهزلیات این شاعره را در سایت بکذارند و یا اکر کسی بخواهد میتوانم اشعار در اختیارشان بکذارم

راشد در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۴:۱۴ دربارهٔ رباعی شمارۀ ۱۲۰


سلام دوستان از نظر ادبی بسیار زیبا بود مهستی کنجوی یکی از متقدمان هجو وهزل سرای ادب فارسی میباشد .و تا جایی که بنده مطالعه داشته ام اولین بانوی هجو سرا ادب فارسی هستند

راشد در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۴:۰۵ دربارهٔ رباعی شمارۀ ۱۲۰


[صفحهٔ اول] … [۱۸۴] [۱۸۵] [۱۸۶] [۱۸۷] [۱۸۸] … [صفحهٔ آخر]