گنجور

حاشیه‌ها

 

اینکه مروت از مرو در کردی به معنی مرد است و معنی آن مردانگی است یک نمونه دیگر هم دارد مزیت هم از مز و مس فارسی مانند و مزن کردی است هر سه معنی بزرگ می دهد .

امین کیخا در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک


به نظرم وزن شعر مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن (بحر مجتث مثمن مخبون اصلم) باشد.

مرتضی در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۸۹


آقا سعید ممکنه شرح مختصری در تفسیر ابیات بنویسید.
حقیقتا من زیاد متوجه نمی شم.

Anonymous در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ غزل ۲۷


سبب و سبب ساز:
amin-mo.blogfa.com
مولوی در تقابل با فلاسفه و معتزله و منجمان که کار دنیا را با نظام علی و مسببات توضیح می دادند، از موضع اشعریِ خود می گوید درست است که نظامی از مسببات، کار عالم را تمشیت می کنند؛ ولی سبب ساز خداست و هر وقت صلاح بداند با معجزات اش سبب سوزی هم می کند. درست است که آتش از تلاقی سنگ و آهن ایجاد می شود و درست است که رست را با چرخ از چاه بیرون می کنند و به همین سیاق –وفق آراءِ منجمان-درست است که چرخ گردون هم بر سرنوشت مردمان موثر است ولی گردون خود سرگردان بود اگر آن سبب ساز اصلی و علت العلل نهایی که خداست آن را نمی چرخاند:
سنگ و آهن خود سبب آمد ولیک تو به بالاتر نگر ای مرد نیک
کین سبب را آن سبب آورد پیش بی‌سبب کی شد سبب هرگز ز خویش
این سبب چه بود بتازی گو رسن اندرین چه این رسن آمد به فن
گردش چرخه، رسن را علت است چرخه گردان را ندیدن زلت است
این رسن های سبب ها ،در جهان هان و هان زین چرخِ سرگردان مدان
به همین علت ابراهیم از اتش زیان نمی بیند و انبیاء انواع معجزات آورده اند:
آتش ابراهیم را دندان نزد چون گزیدة حق بود چونش گزد؟
ز آتش شهوت نسوزد اهل دین باقیان را برده تا قعر زمین

محمد امین مروتی در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود


مصراع دوم غزل مزبور باید چنین بوده باشد : جامه جان در غم عشقی قبا میخواستیم

تراب مفیدی در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۶:۲۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۴


همچنان بگمان من باید سر و زلفش پریشان آفریدند بدینگونه باشد : سر زلفش پریشان آفریدند

تراب مفیدی در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۵:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴


به گمان من مصرع دوم مطلع غزل باید چنین باشد :پریشانم پریشان آفریدند

تراب مفیدی در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۵:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴


شمس الحق گرامی سیلاب واژه سازی عربی از ریشه های واژگان فارسی با تراشی عربی و زیبا انبوهی واژگان فراهم آورد که در دوره اموی نگاشته شدند و بیشتر این نویسندگان ایرانی بودند این ریشه وامگیری از فارسی باعث شد که عربی جدید برای ایرانیان گوش آشنا باشد و نیز برای عرب ها که حالا با ایرانیان یک دین و آیین داشتند و نیازمند زبانی بودند که نوشتنی باشد بسیار خجسته و فرخ بود این بود برای واتگروه ( الفبا) نوینی که بر بنیاد دگرگشت و دگرگونیهای واژگان فارسی برای عربی ساخته شد بسیاری لغت های فارسی با لغت های عربی هم نگاشت شدند (نگارش یکسانی یافتند )حالا استادان فارسی و عربی مثل روزبه ابن مقفع و عبدالحمید و …. بخواهند کاری بکنند که این نگارش ها برای کلمه ها ویژه باشند و این گونه بود که نوشتن به آیینی که شما می فرمایید برای نگارشپذیری بازشناشانه و یا قابل تمییز پدید آمد ولی شوربختانه باز پاره ای از واژگان به دلیل گنگی از میان رفتند با همه تلاشی که صورت پذیرفت برای نمونه سرهال یعنی سرگردان و سرحال یعنی شادان و هامی یعنی گیج و حامی یعنی پشتیار و این هم آوایی در عین ناهمنگاشتی نیزبه تباهی بسیاری از واژگان انجامیده است . زیف فارسی یعنی ناسره و زیف عربی یعنی بی ادبی . بهرسو این واتگروه برای فارسی کمی تنگ میدان است ولی کهن بودن تاریخ ادبیات فارسی و سیجومندی و خطرناکی تصمیمات ناگهانی تا کنون از گرداندن این واتگروه پیش گرفته است . دشواری دوم مردم گرامی تاجیکستان هستند که با سرلیک فارسی می نویسند بهرسو هر گزیر و تصمیمی باید با همسگالی استادان همه کشورهای فارسی زبان انجام بگیرد .

امین کیخا در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۵:۱۳ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


شمس الحق جانم نشان فروهر و تفسیر های آن بدست یسنای تبریزی کتابی شده است که خواندنی است . مرغ خواندن جان در میان ادیبان ایران پیشینه طولانی ای دارد . این چهار مرغ هم که چهار صفت و زاب نکوهیده انسان است که به روشنی به خواننده آشنا شده اند .من چه ریزگردی هستم در این میان !

امین کیخا در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲:۰۸ دربارهٔ بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک


دکتر درمورد مرغ چهارپر و علامت فرَوَهَر قدری توضیح مرحمت فرما .

شمس الحق در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱:۵۶ دربارهٔ بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک


دکترکیخا این کلماتی مثل [توانند] و [خوانند] را که افغانها [تانند] و [خانند] می گویند و بنظر میرسد فارسی اصیل باشد ، چرا در فارسی این گونه نوشته و خوانده می شود .
آغاز سفر پنجم مبارک!
این دفتر انباشته از حکایات طنز و هزل و هجو است و به همین دلیل هم مراعات زیادی می طلبد خواندن و تدریسش .

شمس الحق در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱:۵۲ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


یعنی morowat همان merowat است

امین کیخا در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱:۴۵ دربارهٔ بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک


مروت لغتی است از لغت کردی مرو یعنی مرد درست شده است و عربی بر بنیاد لغتی کردی و فارسی است .

امین کیخا در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱:۴۲ دربارهٔ بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک


میتن همان میهن است و موطن و وطن از آن درست شده است

امین کیخا در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱:۳۸ دربارهٔ بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک


تاریک فارسی با dark هم ریشه است

امین کیخا در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱:۱۸ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


منطوق و منطق را زنده یاد محمد مقدم از منترا می داند که معنی ورد و ذکر می دهد و فارسی و هندی و انگلیسی است .

امین کیخا در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱:۱۵ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


باسلام.

جسارتا احساس میکنم این بیت باید “سیمین”صحیح باشه نه “سیمینش”تاازوزن خارج نشه.
مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
تا بدان ساعد “سیمین” به چوگان بزنی

کورش در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ غزل ۶۰۷


شه حسام الدین که نور انجم است / طالب آغاز سِفر پنجم است
دکتر کیخا خسته نباشی و درود بر شما . باور بفرمایید که بهره مندی حقیر از این رهگذر با آموختن لغات رعنای پارسی که بکوشش شما در این حواشی جای جای آمده است از جنابعالی بیشتر بوده است .

شمس الحق در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ بخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه‌السلام خود را به مصطفی صلی‌الله علیه و سلم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همه شعاعش


اکبرآقای عزیز سلام
همینطورست که می فرمایید اشعار حافظ ابهام بسیار دارد و تفاسیر گوناگون بر آنها نوشته شده است . در خصوص آن مسئله چنانکه معلومست گنجور نظرات آن شخص محترم را بعلت عدم حفظ شئونات نویسندگی حذف کرده است و شما هم بهتر است فراموش بفرمایید دوست عزیز . از حسن ظن جنابعالی سپاسگزارم ، برقرار باشید .

شمس الحق در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۷


زامیدن به معنی هدایت است و فرزامیدن یعنی تکامل

امین کیخا در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ بخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه‌السلام خود را به مصطفی صلی‌الله علیه و سلم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همه شعاعش


[صفحهٔ اول] … [۱۸۴] [۱۸۵] [۱۸۶] [۱۸۷] [۱۸۸] … [صفحهٔ آخر]