گنجور

شمارهٔ ۷

 
حافظ
حافظ » اشعار منتسب
 

من و صلاح و سلامت کس این گمان نبرد

که کس به رند خرابات ظن آن نبرد

من این مرقع دیرینه بهر آن دارم

که زیر خرقه کشم می کسی گمان نبرد

مباش غره به علم و عمل، فقیه! مدام

که هیچکس ز قضای خدای جان نبرد

اگر چه دیده پاسبان تو ای دل

به هوش باش که نقد تو پاسبان نبرد

سخن به نزد سخندان ادا مکن حافظ

که تحفه کس در و گوهر به بحر و کان نبرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

متن این غزل از این نشانی برداشت و نقل شده است:
http://www.ghadeer.org/site/thekr/ashar/hafez/hafez1/hafz0005.htm

میثم آیتی نوشته:

بیت سوم دو سیلاب کم دارد که اصل بیت چنین است:

اگر چه دیده بُوَد پاسبانِ تو ای دل

به هوش باش که نقد تو پاسبان نبرد

میثم آیتی نوشته:

سایتی بعنوان مثال:
http://chameh1234.blogfa.com/cat-1.aspx

سیامک خاکسارحقانی نوشته:

در دیوان حافظ به نصحیح مرحوم خلخالی، انتشارات “حافظ نوین” ، سال ۱۳۷۹ ، صفحه ی ۳۴۸، ابیات این غزل به صورت زیر آورده شده است:

من و صلاح و سلامت کس این گمان نبرد/که کس به رند خرابات ظن آن نبرد

من این مرقع دیرینه بهر آن دارم/که زیر خرقه کشم مى کس این گمان نبرد

مباش غره به علم و عمل، فقیه مدام/که هیچکس ز قضاى خداى جان نبرد

مشو فریفته رنگ و بو قرح در کش/ که زنگ غم ز دلت جز می مغان نبرد

اگر چه دیده بود پاسبان تو ای دل/به هوش باش که نقد تو پاسبان نبرد

بسعی کوش اگر مزد بایدت ای دل/کسی که کار نکند اجر رایگان نبرد

سخن به نزد سخندان ادا مکن حافظ/که تحفه کس در و گوهر به بحر و کان نبرد

سیامک خاکسارحقانی نوشته:

سیامک خاکسارحقانی نوشته:

در دیوان حافظ به تصحیح مرحوم خلخالی، انتشارات “حافظ نوین” ، سال ۱۳۷۹ ، صفحه ی ۳۴۸، ابیات این غزل به صورت زیر آورده شده است:

من و صلاح و سلامت کس این گمان نبرد/که کس به رند خرابات ظن آن نبرد

من این مرقع دیرینه بهر آن دارم/که زیر خرقه کشم مى کس این گمان نبرد

مباش غره به علم و عمل، فقیه مدام/که هیچکس ز قضاى خداى جان نبرد

مشو فریفته رنگ و بو قدح در کش/ که زنگ غم ز دلت جز می مغان نبرد

اگر چه دیده بود پاسبان تو ای دل/به هوش باش که نقد تو پاسبان نبرد

بسعی کوش اگر مزد بایدت ای دل/کسی که کار نکند اجر رایگان نبرد

سخن به نزد سخندان ادا مکن حافظ/که تحفه کس در و گوهر به بحر و کان نبرد

کانال رسمی گنجور در تلگرام