گنجور

شمارهٔ ۱۱

 
حافظ
حافظ » اشعار منتسب
 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید

که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش

زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید

زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس

موسی آنجا به امید قبسی می‌آید

هیچ کس نیست که درکوی تواش کاری نیست

هرکس آنجا به طریق هوسی می‌آید

کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست

این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید

جرعه‌ای ده که به میخانهٔ ارباب کرم

هر حریفی ز پی ملتمسی می‌آید

دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است

گو بران خوش که هنوزش نفسی می‌آید

خبر بلبل این باغ بپرسید که من

ناله‌ای می‌شنوم کز قفسی می‌آید

یار دارد سر صید دل حافظ یاران

شاهبازی به شکار مگسی می‌آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسام الدین سراج » مسیحا » مسیحا

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

متن این غزل از اینجا نقل شده:
http://www.hafez.com/images/p230.jpg

محمد فخارزاده نوشته:

این غزل بسیار زیبا که اتفاقا آرم کنگره حافظ در سال ۱۳۶۴ بود در نسخه آقای دکتر سلیم نیساری جز غزلهای اصلی آمده. فقط بیت پنجم از متن فوق در مکان بیت هشتم قرار دارد. این غزل از نظر قوّت شعر و زبان دلنشین و روانی که دارد با بهترین غزلهای حافظ پهلو میزند

کیان مهرارا نوشته:

ای کاش واژگان فارسی به کار برده شود. نتیجه واژه تازی است و دستاورد برترین واژه است به جای . درود بر شما

سید احسان نوشته:

قبس به معنای آتش گرفتن است.در داستان حضرت موسی در قرآن کریم که از دور آتشی دید خواست که از آن آتش، آتشی بیاورد از همین قبس استفاده شده است.

سید حمید نوشته:

در بعضی نسخ آمده:
“کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست”
به جای کلمه “معشوق” از “مقصود” استفاده کرده اند

شهریار70 نوشته:

با سلام بر همه دوستان
این غزل به لحاظ ساختار ، از قوتی مثال زدنی در میان سایر غزلیات دیوان خواجه برخوردار است.
صد افسوس و دریغ که رحمة‌الله علیه خلخالی و پیــــــــــــرو او علامه قزوینی و دکتر غنــــی ، این غزل را ضبط نکردند.
به هـــــــر روی لطافت و ظرافت سخـــن این غزل ، یادآور ناله‌های دل خــــــواجه است که در بسیاری از غزلیات به چشم می‌خورد. نظیر غزل شمارهٔ ۴۵۵ ، که حتّا مفردات دو بیت در این دو غزل گویـــــای یکدگرند.

باری در بیت تخلّص ، ضبط این چنین مصرع نخست از پشتوانه‌ی نسخ قدیمی بیشتری برخوردار است :
یار دارد سر آزردن حــــــــافظ یاران

البــــته هر کدام از دو ضبط مصرع نخست بیت تخلّص ، زیبایی خاص خود را داراست.

روزبهان نوشته:

با درود به هم مبهنانم خواهش میکنم در بیت پیش از پایان واژه ی “بپرسید ” را با واژه ی “نپرسید ” جابجا کنید . بپرسید نادرست است .
روزبهان

روزبهان نوشته:

دوستداران حافظ توجه کنند که بیت ماقبل آخر به غلط “بپرسید ” چاپ شده صحیح آن “نپرسید ” است .
روزبهان

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

یار دارد ……………………….. یاران!
شاهبازی به شکار مگسی می‌آید

سر آزردن حافظ: ۲۱ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۴- ۸۱۳، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۲۴{سر آزردن یاران حافظ!}، ۸۲۵، ۸۲۷ و ۹ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی- غنی، خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال، خرمشتی- جاوید

سر صید دل حافظ: ۱۵ نسخه (۸ نسخۀ متأخر: ۸۴۹، ۸۵۷، ۸۵۸، ۸۶۴، ۸۶۶، ۸۶۷، ۸۷۴، ۸۷۵ و ۲ نسخۀ بسیار متأخر: ۸۹۳ و ۸۹۴ و ۳ نسخۀ بی‌تاریخ{یکی از این سه: سر قصد دل حافظ}) سایه

سر پرسیدن: ۲ نسخه (۸۴۳ و یک نسخۀ بسیار متأخر با تاریخ مشکوک: ۸۷۵؟)
۳۹ نسخه از جمله تمام نسخِ کهنِ کاملِ مورّخ غزل ۲۳۵ و بیت تخلص آن را دارند. نسخۀ مورخ ۸۲۲ مصرع نخست بیت فوق را چنین دارد:
«این همه بار ستم بر دل حافظ چه زنند»
*****************************************
****************************************

ناصح نوشته:

با سلام
تعبیر فال این غزل عبارت است از:
به خواست خداوند گشایش و فتح در أمور نزدیک است
دست از جزع و فزع و ناله وشکایت بردار
از جایی به مقصود و آرزویت می رسی که فکرش را هم نمی کنی و به دستاوردهایی می رسی که در حال عادی استحقاق آن را نداشتی

نعیمه نوشته:

عالی بودد

طوفان نوشته:

با سلام
بنده در تکمیل فرمایشات جناب شهریار ۷۰ لازم می دونم بگم که : این عزل یکی از معروفترین غزل های عارفانه ادب فارسی است و در بسیاری از نسخ دیوان خواجه که تا ۵۰ سال پس از درگذشت او تحریر شده ثبت است. اما چرا در دیوان تصحیح علامه قزوینی این غزل را نمی بینیم؟ دکتر استعلامی در کتاب درس حافظ ذیل این غزل چنین می نویسد: « بعید است که علامه با دقت و جستجوی بی حدی که در همه دست نویس های دیوان می کرده، این غزل را ندیده و در باره آن سخنی نگفته باشد! ظاهرا در سال ۱۳۲۰ خورشیدی، علامه صورت نهایی تصحیح دیوان حافظ را به خوش نویس هنرمند ” حسن زرین خط ” سپرده و این کار پس از تحریر زیبای زرین خط به گراورسازی رفته و چاپ شده است. و در آن سال ها که علامه دوران پیری را می گذرانده و کارهای بسیار دیگری در دست داشته ، این غزل در تحریر از قلم افتاده، و علامه هم به دلیل مشفله ذهنی بسیار بار دیگر صورت نهایی دیوان را بازبینی نکرده و در سال های پایان عمر هم فرصتی پیش نیامده که این غزل را در نشر دیگری از دیوان وارد کند.

با سپاس طوفان م

کانال رسمی گنجور در تلگرام