غزل شمارهٔ ۹۹
دل من در هوای روی فرخ
بود آشفته همچون موی فرخ
بجز هندوی زلفش هیچ کس نیست
که برخوردار شد از روی فرخ
سیاهی نیکبخت است آن که دایم
بود همراز و هم زانوی فرخ
شود چون بید لرزان سرو آزاد
اگر بیند قد دلجوی فرخ
بده ساقی شراب ارغوانی
به یاد نرگس جادوی فرخ
دوتا شد قامتم همچون کمانی
ز غم پیوسته چون ابروی فرخ
نسیم مشک تاتاری خجل کرد
شمیم زلف عنبربوی فرخ
اگر میل دل هر کس به جایست
بود میل دل من سوی فرخ
غلام همت آنم که باشد
چو حافظ بنده و هندوی فرخ



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
نام حاشیه نویس محوظ است نوشته:
حاشیه غزل ۹۹ : احتمالا فرخ نام یکی از لشکریان زمان خافظ بوده است که با وجود دل رحیم و کاردانی ، وضع ظاهری نامتاسب و گیسوهای ژولیده داشته است چنان که در مصرع ” بود آشفته همچون موی فرخ ” به وضع آشفتگی مو ی او اشارت دارد اما در برخی مصاریع دیگر به نیکویی و فراست و نیکوکاری باطنی او اشارت کرده است تا آنجا که می گوید بود میل دل من سوی فرخ .
آری ؛ آنچه از ابیات بر می آید گویی چنان است که شاعر مانند مزاح و طنزی به وضع ظاهری نامرتب فرخ اشاره طنز آمیزی کرده باشد سپش با بیان زیبایی های باطنی، از او تفقد ودلجویی کرده باشد و نسبت به “فرخ ” اظهار ارادت و میل کرده باشد.
صفا از مولانا صفا نوشته:
درود به همه ی دوستان فرهیخته و فرزانه
برخی یاوه گویان می گویند به جز فردوسی بزرگ و
حکیم ناصر خسرو دیگر شاعران مانند سعدی و حافظ
و مولانا هم جسن باز بوده اند و ای بسا این فرخ را هم
یکی از دوستان حافظ می دانند که با او رابطه داشته
گر چه سخت منکر می شوم با اینهمه ایشان به
کتاب ” شاهد بازی در ادبیات پارسی نوشته ی
استاد سیروس شمیسا استناد کردند که من
دریافتم دست کم مولانا ، پدرشان و شمس و
برخی دیگر سخت از امرد بازی و هم جنس بازی
بیزار بوده اند . دیدگاه شما دوست گرامی چیست ؟
برای پاسخ گویی به این نشانی مراجعه کنید
http://movlanasemirom.blogfa.com/
شاد زی و شادی گستر باش
شاد زی ، مهر ورز ، فراجهانی باش
گر خدا خواهد تا درودی دیگر بدرود.