گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست

چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست

گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی

او سلیمان زمان است که خاتم با اوست

روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک

لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست

خال مشکین که بدان عارض گندمگون است

سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست

دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران

چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست

با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل

کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست

حافظ از معتقدان است گرامی دارش

زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دکتر ترابی نوشته:

گرچه شیرین دهنان پادشهانند ولی…. مرا به یاد : عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدای
ما همه بنده و این قوم خداوندانند می اندازد . کیستند این شیرین دهنان.؟ جز سیه چردگان سنگین دلی که خال مشکین بر عارض گندمگون دارند، ساقیانی با دم مسیحایی بر لب، چشمانی میگون در کاسه‌ی چشم

merce نوشته:

جناب دکتر ترابی گرامی
نثر را به این زیبایی نوشتید کاش به نظم اش می آوردید
با ادای احترام
مرسده

روفیا نوشته:

شیرین دهنان همان هایی هستند که هنگامیکه دهان به سخن می گشایند جانتان را شیرین می کنند . همین و بس …

علیرضا نوشته:

سنگین
(سَ) (ص نسب .) ۱ - از جنس سنگ . ۲ - ثقیل ، گران . ۳ - باوقار. ۴ - اثری هنری که فهمیدنش بر هر کسی ممکن نباشد.

بابک نوشته:

لیام و دیگر دوستان گرامى،
از این مباحثه و احیاناً مجادله که فلان شخص دکتر چه کرد و چه گفت و از که چه شنید معذورم، چه که دانش و اطلاعى در باب آن ندارم.
ولى در تایید نکته اى که شما بدان اشاره کردى و در فرهنگ ما بسیار ریشه دوانده این گونه نقلهاست : که فلان کَس از بهمان شخص شنیده که شخص دیگرى که پسر خاله اى داشت که دختر عمویش شوهرى ، و شوى او عمه اى، که آن عمه چنان بود که داشت همسایه اى، و پسر او داشت همسرى که خواهر داماد خواهر زاده نوه عموى او داشت … و در آخر او را بود پسرى که نامش بود على مردان خان که او چنان دیده و شنیده و گفته….
اینرا دادگاههایى که بر پایه عقل و منطق بر پا شده اند به عنوان سند و مدرک در کل رَد مى کنند، انگلیسى زبانها به آن (Hearsay) گویند که مترادفش در فارسى را دروغ چرا نمى دانم، فقط دیدم جایى نوشته شایعه و مسموعات. در چنین محکمه هایى از شخص پرسند آیا تو خود شاهد بودى و چنان دیدى یا شنیدى؟ و چنانچه طرف گوید خیر از دیگرى شنیدم، گویند عالى تو شاهد که نیستى هیچ آن دیگرى هم طلبت، بروید آن على مردان خان را پیدا کنید و بیارید اینجا تا ببینیم چه گفته و شنیده و دیده…یعنى که اگر حتى یک مرحله از شاهد دور شویم دیگر قابل قبول نیست مگر آنکه خود شاهد( على مردان خان نامى) شهادت دهد و لا غیر!
اما در مورد سنگدل و سنگین دل،
زبان فارسى چنان است که گاه چند واژه یک معنى دهند، و گاه یک واژه چند معنى که نهایتاً ممکن است در تضاد هم باشند و دردو مورد آخر توان گفت که آن بار سنگینى را داراست.
سنگ دل:دلى چون سنگ سخت، دلى سخت شکننده ( در اینجا نه آن متضاد که بسیار شکننده معنى دهد، بلکه دشوار شکننده)
سنگین دل: ١-دلى که چون سنگ است، سخت و دشوار٢-دلى که بار سنگین دارد یا پر بار است، بار زیاد دارد

میلادی رومی نوشته:

“خال مشکین که بدان عارض گندوم گون است
سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست”
(و آن عصیان که آدم کرد خال سیاهی بود که نقاش ازل بر چهره آدم نهاد تا به جمال او بیفزاید زیرا کمال آدمیت او در داشتن اختیار و توانایی بر عصیان و طاعت است)

میلادی رومی نوشته:

با عرض ادب خدمت اساتید
یکی از بهترین مصادیق برای شیرین دهنان پیامبر (ص) هم میتواند باشد به علاوه اینکه در شعر در بیت اول سیه چرده بودن هم ذکر میشود.!
و طبق گفته استاد عزیز خانم روفیا چه کسی شیرین دهان تر از پیامبر اسلام.!

حاج علی محمد نوشته:

به نظرمن حافظ شیرازدراین غزل خودولی غائب ارواحنالتراب مقدمه الفباء تصویرکرده است باتوجه به روایاتی که دروصف آن جناب آمده است که سیمای گندم گون دارد وخالی برآن چهره پرفروغ هموست که جان اولیاءدرفراغش به لب آمده ودم مسیحائی اورامی طلبند خانم سلیمان بااوست دم عیسی بااوست عصای موسی بااوست وحافظ معتقدبه اوست جان عالمی فدای قدمهایش

سهیل قاسمی نوشته:

بیت ِ چهارم: آن خال ِ مشکین که بر آن صورت ِ گندمگون است، با خود راز ِ آن دانه (گندم) ای را با خود دارد که باعث شد که آدم (حضرت آدم) فریب بخورد.

سهیل قاسمی نوشته:

بیت پنجم: یاران! محض رضای خدا بگویید که من این دل ِ مجروح ام را چه کار کنم؟ مرهم ِ زخم ِ من نزد ِ دلبرم است و او نیز عازم سفر است.

وحید نوشته:

سلام
گویا روی سخن در این شعر با بلال حبشی میباشد.
نشانه هایی که اشاره به این بزرگوار دارند را میتوان در
سیه چرده و خاتم با اوست مشاهده نمود. منظور از خاتم هم گویا حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص)‌میباشند

خمارمستی نوشته:

سلام
جناب وحید
تقاضا دارم سعی کنیم از تفسیر اشتباه و برداشت شخصی پیرامون شعر حافظ بپرهیزیم
آن خاتم که در بیت دوم آمده اشاره است به داستان انگشتر حضرت سلیمان و داستان آن دیو که خود را به جای حضرت جا زده بود.
درباره ی سیه چرده هم سایر دوستان توضیح داده اند.

رضا نوشته:

آن سیه چُرده که شیرینی عالم با اوست
چشم میگون لب خندان دل خرّم با اوست
این غزل بسیارشیوا وشیرین باآهنگی دلنشین وموسیقی دلنوازسروده شده ودارای مضامین بِکرعاشقانه است. بسیاری بدون آگاهی ازشانِ نزولِ غزل، براین باورند که این غزل درمدح پیامبراکرم(ص) می باشد، امّا چه کنیم که اینچنین نیست. حافظ اصلاً شبیه سعدی ومولوی ودیگران نیست وشعرمذهبی نسروده است. اوباهمه ی عارفان و شاعرانِ هم روزگار وپسین وپیشین عصرخود تفاوت های اساسی به ویژه درجهان بینی ونگرش دارد. بااینکه درزمان حاکمیّتِ اسلام می زیسته ومانعی برای سرودن غزل درمدح بزرگان دینی نداشته لیکن مبادرت به انجام این کار ننموده است. اوتمام همّ وغمّ خود را درراستای تبیین عشق وطریق عشقبازی صرف نموده وبه رغم ِآنکه صدها غزل درمدح شاه شجاع ،شیخ ابواسحق، تورانشاه و….سروده،حتّا یکبار نیزاسم پیامبراسلام را در غزلیّات خود نیاورده وهیچ غزلی درمدح خلفای راشدین و رهبرانِ مذهبی نیز نسروده است!
غزل موردِ بحث به احتمال قوی مطابق نظراغلبِ شارحان محترم، تماماً در تعریف و تمجید شاه شجاع و پیش از حمله به آذربایجان سروده شده است.
چُرده یا چَرده یاچِرده هرسه درست است: لون، رنگ
سیه چُرده : کسی که پوستی سیاه دارد. سیاه رنگ
چشم میگون: چشمی که ازمستی سرخ شده باشد.
معنی بیت: آن سبزه (سیاه پوست) که یک دنیا شیرینی درظاهروباطنش دارد، چشمان ِ مست و گیرایی دارد، لبِ خندان ودل شادان و باصفایی دارد…
گر چه شیرین دَهنان پادشهانند ولی
او سلیمانِ زمان است که خاتم با اوست
شیرین دهنان: کنایه ازشاعران (باتوجّه به اینکه شاه شجاع دارای طبع شعری نیز بوده)کسانی که با کلام شیرین ِخود اطرافیان رابه فیض می رسانند.
سلیمان: فرزند حضرت داوود از انبیای بنی‌اسرائیل که گویند باد به مطیع او بوده واوراباقالیچه ی معروفش به پروازدرمی آورده وبه مقصدمی رساند.
خاتم: انگشتری، منظورهمان انگشتری سلیمانست که گویند اسم اعظم برنگین ِآن حک شده بود وبه واسطه ی آن سلیمان به قدرتِ خارق العاده ای دست پیداکرده بود.
معنی بیت: گرچه شاعران به مددِ طبع شعری، هرکدام خود پادشاهای هستند لیکن او (شاه شجاع) هم شاعر است وهم پادشاه،بنابراین گزافه گویی نیست اگربگوییم شاه شجاع سلیمانِ زمانه هست وانگشتری سِحرآمیز نیزدردستان قدرتمند اوست.
روی، خوب است وکمالِ هنرودامن پاک
لاجرم همّتِ پاکان دو عالم با اوست
معنی بیت: اودارای سیمایی دلرُبا وجذّابست ودرهنر(شاعری) به حدّ کمال رسیده وباطنش نیز پاک وبی آلایش است. برهمین اساس که ظاهر وباطنِ نیکویی دارد، درکانون ِ توجّه وعنایتِ پاک باطنان هردوعالم قراردارد وموردتحسین وتمجید وتکریم آنان است.
خال مِشکین که بدان عارض گندمگون است
سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست
خال مِشکین: خال سیاه وجذّاب که با اجزای صورتِ معشوق همخوانی دارد وخوش نشسته است. شاه شجاع جوانی بسیار زیبا وخوش قدوقامت بود بطوریکه درزیبایی زبانزدعام وخاص بوده وداستانهایی نیز دراین خصوص مطرح می باشد. گویند که همه ی مردان آل‌مظفر در صورت خالی داشتند وبدان معروف بودند. شاه شجاع نیز مستثنی نبوده وخالی برصورت داشته، حافظ بدان اشاره نموده است.
گندمگون: کسی که چهره‌اش اندکی تیره و به‌رنگ گندم باشد.
معنی بیت: آن خالِ سیاه وجذّابی که بسیارخوش برسیمای تونشسته است، فریبندگی ِ دانه ی گندمی را دارد که آدم وحوّا را دربهشت به وسوسه انداخت. خال تونیز به همان سیاق، توجّه ِ دیگران راجلب کرده و به سوی تو سوق می دهد وآنها رامشتاق وشیدای تومی نماید.
دلبرم عَزم سفر کرد خدا را یاران
چه کنم با دل مجروح که مَرهم با اوست
معنی بیت: خداوندا دلبر ودلدارم به سفر(آذربایجان) رفت دل من ازعشق اوزخمیست ودرمانش نیزهمراه اوست، من درفراق یار بااین دل مجروح بدون مرهم چگونه سرخواهم کرد؟
با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کُشت ما را و دَم عیسی مریم با اوست
سنگین دل: نامهربان، بی اعتنا،سخت دل
معنی بیت: باچه کسی این درد را درمیان بگذارم که معشوق نامهربانی می کند و نسبت به عشق واشتیاق ِ سوزنده ی من بی اعتنایی می کند؟ اوباجوروجفای خویش جانم رابرلب رسانده، درحالی که می تواند بادَم مسیحایی خود به من زندگانی دوباره ای بخشد!
اگردقّت کرده باشید حافظ دراغلب غزلیّاتی که درمدح شاه شجاع سروده، ازبی اعتنایی ونامهربانی او گلایه وشِکوه بسیار کرده است! امّا چرا وبه چه علّت شاه شجاع نسبت به عاشق سینه چاکِ خود که روزی مَحرم ِ خلوتگاه و هم پیاله وانیس ومونس اَش بوده ،بی توجّهی می کرد؟
پیشترگفتیم که حافظ وشاه شجاع حدود سی سال رابطه ی دوستی صمیمانه وعاطفی داشتند وبیشترین وبهترین بخش ِ عمر گرانبهای حافظ درزمان حاکمیّتِ این پادشاهِ جوان وبسیارخوش سیما سپری شده است. بادرنظرگرفتن محتویّات غزلهای حافظ چنین بنظرمی رسد بجزچندسال اوّل ِ آشناییِ این دو،مابقی سالهای دوستی، عشق ومحبّت میان آنها یکطرفه جریان داشته وبیشترازجانب حافظ تداوم پیداکرده است.
شاه شجاع اگرچه خودنیزفردی خوشگذران،عیّاش وبی قید وبند نسبت به مسایل شرعی بوده، لیکن ازترس متشرّعین ِ متعصّب که اتفاقاً در دستگاهای دولتی هم نفوذزیادی داشتند جرات نمی کرده ازحافظِ شوریده سر، که متّهم به خروج ازشریعت،تظاهربه شرابخواری وحتّاتکفیر شده بوده بصورت ِ آشکار حمایت کند. او درتنگنا وشرایط سختی قرارگرفته بود،حملاتِ تند وبی وقفه وآتشین حافظ،برجبهه ی کینه توزانِ فرقه گرا و یکسویه نگر تمامی نداشت وروزبروزشدّت بیشتری به خود می گرفت وبیش ازپیش آنها رابرعلیه خود می شوراند. از همین رو شاه شجاع پس ازآنکه بکلّی ازخاموش کردن ِ توپخانه ی حافظ ناامیدشد و ازبی پروایی،آزاداندیشی وساختارشکنی ِ پی درپی او به ستوه آمد، به ناچارطریقِ محافظه کاری پیشه کرد وتصمیم گرفت برای نجاتِ تاج وتختِ خویش،ازحافظ دوری گُزیند.
شاه جوان بیش ازاین قادرنبود درمقابل فشارتندرویان ودلواپسان، مقاومت کند. اوناگزیررفیق صمیمی ویارویاورحقیقی خویش رارهاکرد تامگرخود را ازاتّهام حمایتِ ازحافظ که دیگربه فتنه گری اشتهار یافته بود برهاند!
امّاحافظ که فردی عاشق پیشه بود وبه شاه شجاع فراترازرابطه ی شاه وشاعر علاقمند وعاشق بود،ازعشقبازی پاپس نکشید وتاآخر برسرعهد وپیمان خویش وفادارماند.
بسوخت حافظ ودرشرط عشقبازی او
هنوزبرسرعهد ووفای خویشتن است
حافظ از معتقدان است گرامی دارش
زانکه بخشایش بس روح مُکرّم با اوست
معتقدان: پیروان وعقیده مندان، باورکنندگان.
روح مُکرّم: روح کریمانه، کنایه از روح پاک باطنان و مردان حق.
ای شاه شجاع ،حافظ از ارادتمندان توست. اورا محترم وگرامی دار(نسبت به اوبی اعتنایی مکن) که برکت و همّت و شفاعت ارواح پاک باطن بسیاری را با خود دارد. بخشندگی حافظ بی پایان است وبی اعتنایی های تورا خواهدبخشید ازاودوری مکن.

کانال رسمی گنجور در تلگرام