گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۲

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

سلامی چو بوی خوش آشنایی

بدان مردم دیده روشنایی

درودی چو نور دل پارسایان

بدان شمع خلوتگه پارسایی

نمی‌بینم از همدمان هیچ بر جای

دلم خون شد از غصه ساقی کجایی

ز کوی مغان رخ مگردان که آن جا

فروشند مفتاح مشکل گشایی

عروس جهان گر چه در حد حسن است

ز حد می‌برد شیوه بی‌وفایی

دل خسته من گرش همتی هست

نخواهد ز سنگین دلان مومیایی

می صوفی افکن کجا می‌فروشند

که در تابم از دست زهد ریایی

رفیقان چنان عهد صحبت شکستند

که گویی نبوده‌ست خود آشنایی

مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع

بسی پادشایی کنم در گدایی

بیاموزمت کیمیای سعادت

ز همصحبت بد جدایی جدایی

مکن حافظ از جور دوران شکایت

چه دانی تو ای بنده کار خدایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سالار عقیلی » دوران عشق » تصنیف آشنایی

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۳ مخصوص » (بیات ترک) (۰۴:۵۷ - ۰۸:۰۳) نوازندگان: عبادی، احمد (‎سه‌تار) خواننده آواز: عبدالعلی وزیری سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: سلامی چو بوی خوش آشنایی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی نوشته:

آیا نباید بجای:
…بدان مردم دیده روشنایی
باشد:
…بدان مردم دیده‌ام روشنایی

شمس الحق نوشته:

علی آقا سلام
گذشته ازاین که این بیت از کفر ابلیس مشهور تر است با پیشنهاد شما شعر از معنی میافتد دوست من .

احمد نوشته:

معنی با این تغییر از بین نمی رود اتفاقا وزن هم مقداری تصحیح می شود یعنی به این سلام مردمک دیده ام روشنایی می یابد

مهدی بهلولی نوشته:

می صوفی افکن کجا می فروشند در نسخه تصحیح شده علامه محمد قزوینی “کجا” ندارد
و می صوفی افکن می فروشند صحیح است زیرا در غزل محل فروش می مشخص شده : ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا ، فروشند مفتاح مشکل گشایی

خاک در میخانه نوشته:

به نام خدا
به احمد،
به نظر می رسد، در خواندن شعر به همین صورتی که هست، باید کمی دقت بیشتر بفرمایید، چرا که وزن صحیح است و معنی هم صحیح است.
یا حق

رامین امینی زارع نوشته:

سلام

ضمن سپاس از مدیریت وکارکنان محترم گنجور

به نظر می رسد ابیاتی از این شعر زیبا ونغز جاافتاده باشد اگر لطف فرمایید ضکن تظبیق با نسخ اصیل

بیت جاافتاده را درج فرمایید مزید امتنان خواهد بود.

بااحترام وارادت

رامین امینی زارع

ابوالفضل نوشته:

مصرع دون بیت اول
بدان مردم دیده بر روشنایی

فواد نوشته:

“کیمیای سعادت “ایهام بسیار زیبایی دارد.
نام کتاب امام بزرگوار ودانشمند اهل سنت ،امام محمد غزالی،است.
و اینکه سعادت به کیمیا تشبیه شده باشد.
به راستی که حافظ آفرین بر این ایهام زیبایت.

نادر.. نوشته:

عروس جهان گر چه در حد حسن است
ز حد می‌برد شیوه بی‌وفایی..

فرخ نوشته:

اگر اجازه بدهید می خواهم عرض کنم که دو بیت اول، خطاب به شما خوانندگانِ ادب دوست و” دود چراغ خوردۀ” دیوان حافظ است:
حافظ ، تنها مانده و دلشکسته از نا رفیقان و روزگارِ نامراد، در این دو بیت به شما درودی می فرستد از ورای قرون و اعصار؛ درودی از دلِ خاکِ شیراز… .
بر شما که با صرف عمر عزیز در بزم افکار درخشان حافظ ، همصحبتِ معنویِ او بوده و چیزی را خریده اید که بیمایگان هر دوران خوارش انگاشته اند و آن ادبیات این کشور کهن است. کشوری به پهناوری بخارا تا گنجه و دهلی تا قونیه.
در وصف حافظ و سعدی بیش چه میتوان گفت که گفت:
“من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت…هنوز آواز می‌آید به معنی از گلستانم”
شخصا از این همنشینی های چند ماهه اخیرم با حافظ و سعدی بسیار لذت برده ام و اکنون حس همبستگیم با این آب و خاک و زبان، از پسِ سالها واز هزاران کیلومتر دورتر، بسیار قویتر شده است.
باشد که شما خوانندۀ این متن نیز در احساس من شریک باشید.

روح الله شفیعیان نوشته:

مصرع دوم بیت اول چنین است:
بر آن مردم دیدۀ روشنایی
مردم یعنی مردمک
سلام بر مردم چشم روشنایی
چشم روشنایی یعنی خدا که نور السموات و الارض است و از انجا نور بر عالم می‌تابد
مدمک چشم محل اتصال وحدت و کثرت است
مردمک چشم با اینکه یکی است همه عالم را در خود جای داده است
پس معنی شعر چنین است
سلام بر عالم ولایت که محل اجتماع خدا و خلق است السبب المتصل بین الارض و السماء
یعنی سلام بر امام زمان

کانال رسمی گنجور در تلگرام