گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۸

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

نوش کن جام شراب یک منی

تا بدان بیخ غم از دل برکنی

دل گشاده دار چون جام شراب

سر گرفته چند چون خم دنی

چون ز جام بیخودی رطلی کشی

کم زنی از خویشتن لاف منی

سنگسان شو در قدم نی همچو آب

جمله رنگ آمیزی و تردامنی

دل به می دربند تا مردانه وار

گردن سالوس و تقوا بشکنی

خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر

خویشتن در پای معشوق افکنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

احمدعلی غلامی نوشته:

می توان تقسیم بندی فوق را برای غزل فوق ارائه نمود:
۱- هدف غزل: آموزشی و تربیتی
۲- موضوع غزل: شراب به معنی نوشیدن و از خویشتن راه شدن
۳- ایده اصلی غزل: بهره بردن از جامی که باعث ازدل برکندن غم شود
۴- روش و چگونگی دستیابی : قوی به صفت سنگسان و نه متغیر و سیال به معنی سطح آن
۵- جمع بندی شاعر در غزل: بعد از انجام مراحل ۲ تا ۴ ” خــــیزیدن و جهد کردن” ==> “افکندن خویش در پای معشوق”

کانال رسمی گنجور در تلگرام