گنجور

غزل شمارهٔ ۴۶۹

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

اتت روائح رند الحمی و زاد غرامی

فدای خاک در دوست باد جان گرامی

پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت

من المبلغ عنی الی سعاد سلامی

بیا به شام غریبان و آب دیده من بین

به سان باده صافی در آبگینه شامی

اذا تغرد عن ذی الاراک طائر خیر

فلا تفرد عن روضها انین حمامی

بسی نماند که روز فراق یار سر آید

رایت من هضبات الحمی قباب خیام

خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت

قدمت خیر قدوم نزلت خیر مقام

بعدت منک و قد صرت ذائبا کهلال

اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به تمامی

و ان دعیت بخلد و صرت ناقض عهد

فما تطیب نفسی و ما استطاب منامی

امید هست که زودت به بخت نیک ببینم

تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی

چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ

که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا نوشته:

در مصراع اول، اتت به اشتباه انت نوشته شده است.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

زرقا نوشته:

خوشاب زیباست هم به معنی آبدار است و هم خوش آب و رنگ

شمس الحق نوشته:

خوشاب به معنی آب میوجات پختۀ شیرین شده با شکر است ، نوشیدنی بسیارخوش طعم و شیرین مثل کمپوت امروزین .
سلک در خوشاب است یعنی جویباری از آن نوشیدنی مطبوع است ، شعر حافظ .

شمس الحق نوشته:

خیر علیرضا جان اشتباهی در کار نیست و اَنتَ یعنی تو .

مینا نوشته:

استاد خوبم حمید رضاجان درود.
فکر میکنم بیت چو سلک در خوشاب است ….
یعنی ای حافظ شعر تو چون مروارید درخشان باطراوت و آبدار و خوش آب و رنگ است که در لطف و باریک بینی ب شعر گنجوی هم رجحان و سبقت پیدا میکند .
پس دست کم در اینجا نمی توان معنی شهد حاصل از پخته شدن میوه را برای خوشاب پذیرفت چون سلک را به معنی رشته گرفته ایم و در را گوهر گوهری جان!
استاد ازهمین موقعیت استفاده میکنم و عید قربان را به شما و دوستان خوبم شادباش میگویم به امید قربانی شدن تمام لحظه های تلخ زندگیتان

شمس الحق نوشته:

شما درست میفرمایی مینا خانم ، سلک به معنی رشتۀ مروارید هم آمده است ، اما در معنی خوشاب به چند لغتنامه از جمله دهخدا مراجعه کردم که همان آب میوه شیرین یا کمپوت را دارد وتنها فرهنگی که معنی خوش آب ورنگ را درآن یافتمرفرهنگ عمید است و دهخدا را ترجیح دادم ، اما آنچه شما میفرمایی برهر فرهنگ ولغتنامه ای رجحان دارد و لحظه های تلخ من هم آن بود که هرچه با ادرس ایمیل شما که حمید رضای عزیز به من مرحمت کرد تماس گرفتم حاصلی نداشت . لطفا نگاهی به اسپام یا جانک خود بیفکنید ، ای بسا آنجا باشم در ضمن عرض کرده و میکنم که درفیس بوک حضور ندارم و مگر قانون اینجا آنرا ممنوع نکرده است . اینهم بیتی در خصوص عید قربان که شاعر آنرا فراموش کرده ام و مرسی از تبریکتان .
” به عید قربان قربان کنند حریفان
بُتا توعید منی من ترا شوم قربان “

امین کیخا نوشته:

شمس جانم رخنامه ( facebook ) ازاد است زیرا بزرگان و وزیران همین رخبرگ دارند همه ( صفحه فیس بوک )

امین کیخا نوشته:

بخاطر دارم لواشک هم ناتندرست به شمار می امد ولی هنگامیکه بهداشتی شد باز هم در اگهی های تلویزیونی پایش باز نشد ! ولی لواشک لواشک بود اخر !

امین کیخا نوشته:

وزیران همین امروز رخبرگ دارند ( شوربختانه چند واژه زدوده شد )

امین کیخا نوشته:

پس پردازش ( بعد التحریر )

دوستان از انجایی که لواشک ازادی خوردنش اگهی نشد رخبرگ داشتن هم اگهی نمی شود .ولی اینکه بزرگان ما رخبرگ دارند ما هم می توانیم داشته باشیم .

مینا نوشته:

استاد بنده سه ایمیل که محتوایشان تفسیر چند غزل از مولانا بود دریافت کردم و چقدر خوشحال شدم چون گمان میکردم فرستنده شما باشید .در هر حال استاد همین که به فکر بنده هستید افتخاریست بس بزرگ .امیدوارم سایه تان بر سر بنده و گنجور مستدام باشد

محمد نوشته:

در مصراع اول انت اشتباه می باشد و اتت درست است ، لطفا تصحیح نماید . حتی با توجه به معنی هم اتت درست است یعنی : بوی خوش رند حمی آمد و محبتم زیاد شد . نقل از شرح سودی بر دیوان حافظ

عباسی-فسا نوشته:

سلام به همه دوستان
درمصرع اول ، أتت صحیح می باشد که فعل ماضی للغائبة می باشد به معنی جاءتْ : آمد
اولین صیغه آن « أتی » بروزن «عطا» می باشد
آیه اول سوره انسان:
هَلْ أَتَى عَلَى الإنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا
وقتی « أتی » للغائبه نوشته شود در آن اعلال به حذف صورت می گیرد و الف از آخر آن حذف می شود
« أتی : أتَیَتْ : أتَاتْ :أتَتْ
متشکرم از صبروحوصله شما

شهریار70 نوشته:

با سلام
متاسفانه این غزل به روایت علامه قزوینی و دکتر غنی لبریز از ایراد و اشکال است و بر خلاف رویکرد غالب این دو بزرگوار در تصحیح‌شان از دیوان خواجه حافظ ، که مبتنی بر عدم ایجاد تغییر در نسخه‌ی خلخالی است ، حتی در مواردی تصحیح ذوقی و غیرعلمی را راجح بر متن خلخالی انجام داده‌اند و فهم و درک معنا را از روی این نسخه بسیار سخت و بعید از نسخ معتبر ساخته‌اند.
برای مثال در مطلع غزل پرواضح است که باید و شاید «أتـَتْ» باشد و نه «انت» تا بتوان راهی به دهی پیدا کرد.
خواجه می‌فرماید : رسید روایح = اتت روایحُ -> در نتیجه روایح فاعل و مرفوع است در این مکان.
روایح جمع مکسر رایحه بوده و در عربی جمع غیرعاقل در حکم مفرد مونت خواهد بود پس از مصدر «اتی» با توضیحات مربوط به اعلال ، صیغه‌ی للغائبه ماضی می‌شود : أتـَتْ
«رند» به معنای درخت خوش‌بویی است و مضافٌ الیه است برای روایح.
«حِمی» در معنای قرق‌گاه و جای اختصاصی خوش آب و هوایی است که ورود سایران بدان جا ممنوع است و مجازاً کوی و حرم معشوق است. نظیر این کاربرد را خواجه در غزل ۴۶۰ و بیت چهارم «ربیع العمر فی مرعی حماکم» نیز به کار برده است.
پس قسمت مصرع اول می‌خواهد بگوید : «رایحه‌هایی از درخت خوش‌بوی کوی معشوق رسید (به مشام رسید).» و در واقع برای «انت» هیچ محلی از اعراب وجود نخواهد داشت.
ادامه‌ی مصرع اول و مصرع دوم نیز موید مطالب بالاست : «زاد غرامی» یعنی زیاد شد شوق و عشق من [و در نتیجه بر اثر این وقایع] جان گرامی فدای خاک در دوست باد.

در سایر ابیات و به خصوص در بیت چهارم و بیت هشتم نیز از این دست اشتباهات مجدداً پدیدار می‌شوند ؛
در بیت چهارم و مصرع اوّل «اذا تقرّب …» آن چیزی است که برآمد تمامی نسخ کهن است و دارای مفهوم در این بیت ؛ یعنی وقتی که نزدیک شدم به …
گفته‌های من برآیند شنیده‌هایی از استاد حسین آهی و دانش اندک خودم از زبان عربی بود.
از دوستان تقاضا دارم برنامه‌ی رادیویی «تماشاگه راز» با اجرای حسین آهی عزیز را پیرامون این غزل گوش کنند و با توجه به استنادات نسخه‌ای ، دستور زبانی و مقایسه‌ای با سایر متون هم دوره ، به درک بهتری از این غزل برسند.
کلیه‌ی فایل‌های این برنامه در سایت رادیو فرهنگ و یا سایت‌هایی نظیر راسخون و پهرست به صورت آرشیوی دقیق و کامل ضبط شده‌است.
با سپاس از دوستان و به امید روزی که تصحیح این غزل‌ها بر مبنای تصحیحات نوین و علمی‌تر و دقیق‌تری نظیر تصحیح استاد رشید عیوضی و استاد سایه بنا نهاده شود و از تعصب بی‌جا روی یک نسخه خودداری.

حمیدرضا نوشته:

عبارت «سعادت است و سلامت» در بیت دوم یادآور این بیت سعدی است:
«این همه سختی و نامرادی سعدی
چون تو پسندی سعادت است و سلامت»

رنگارنگ نوشته:

جناب شمس،
درست میفرماید مینا، “سلک در خوشاب ، خوش آب” به مانای
رشته ای مروارید تر
و البته با کمپوت و نوشیدنی های شیرین خویشیی ندارد.
شیرین کام باشید

مهناز ، س نوشته:

برای دوستانی که مایلند معانی را بدانند از شرح جلالی بر حافظ می آورم. )

(۱) بوی خوش درخت رَند از اقامتگاه قرق شده معشوق آمد و شیفتگی و شوق من افزون شد. جان عزیز فدای خاکِ درِ معشوق باد.

(۲) شنیدن پیغام دوست باعث خوشبختی و سلامتی می شود. کیست که سلام مرا به سُعاد (محبوب) برساند.

(۳) به شب هنگام و در شام اندوه بار من بیا و اشک مرا تماشا کن که مانند شراب قرمز زلالی در شیشه شفافی می درخشد.

(۴) هرگاه مرغ فرخنده پیامی در موضع اراک آوازی خوش برکشد ناله اندوه بار کبوتر من از آواز مرغزار آنجا جدا و پراکنده و متفرّق مباد.

(۵) چیزی نمانده که ایام دوری معشوق به پایان برسد. من از بلندیهای قرقگاه محبوب، قبّه ها و تحدّب خیمه‌ها را مشاهده می کنم.

(۶) چه خوش است آن لحظه‌یی که از در درآیی و من به تو بگویم قدمت مبارک، در بهترین جایگاه فرود آمدی.

(۷) هر چند که روی چون ماه شب چهارده ات را به تمام و کمال ندیده ام، از تو دور افتادم و مانند شب اول گداخته و لاغر شدم.

(۸) اگر به شرط آنکه عهد دوستی را بشکنم به بهشت دعوت شوم الهی که هرگز به وجود من خوش نگذرد و خواب بر من گوارا نباشد.

(۹) امید من این است که ترا هر چه زودتر در اوج نیک بختی ببینم. در حالی که تو به فرمانروایی دلشاد و من به فرمانبرداری تو خرسند باشم.

(۱۰) حافظ، شعر لطیف و بدیع تو به مانند رشته مروارید خوش آب و رنگی است که در مقام لطافت گوی سبقت را از شعر نظامی می رباید.

در طول مدت دو سال و کسری غیبت شاه شجاع از شیراز و تسلط شاه محمود بر پایتخت، بین حافظ و شاه شجاع روابط و مکاتبات برقرار بوده است. غزل هایی که حافظ در این مدت سروده و در آن اشارات فراوانی وجود دارد، دلیل بر این است که شاعر در هر مرتبه نامه نگاری غزلی حاوی پیام سیاسی و یا احوالپرسی توسط پیک برای شاه متواری ارسال می نموده است.

این غزل پس از رسیدن نامه و خبری که از آن بوی فتح و پیروزی به مشام طرفداران شاه شجاع رسانیده شده و در پاسخ آن نامه سروده شده است. شاعر در بیت دوم می فرماید: (پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت) و این به معنای آنست که نامه و پیام تو رسید و در بیت سوم حافظ می گوید ای شاه شجاع به شیراز بیا و مشتاقان خود را در انتظار ببین و در بیت عربی به این نکته اشاره دارد که پرنده خوش خبر به محض اینکه از شهر و دیار محبوب آواز خوش سر دهد در شهر شیراز هم همه پرندگان با او همصدا می شوند و بالاخره در بیت پنجم چنین پیش بینی می کند که ایام فراق به سر رسیده و چیزی نمانده که طلایه لشکر شاه نمودار گردد. سپس در بیت ششم اضافه می کند که (خوشا دمی که درآئی و گویمت به سلامت …).

بالاخره در ابیات ۷، ۸ و ۹ به تعریف و ستایش شاه پرداخته و اشتیاق خود را به دیدار و خدمتگزاری او بازگو می کند.

شاعر در بیت مقطع غزل از نظامی گنجه‌یی نام برده و منظور کلام او این است که اشعار نظامی به مانند رشته مروارید آبدار است و در مقام تفاخر اشعار خود را با آن مقایسه کرده و اشعار برجسته و لطیف خود را با اشعار او قابل مقایسه می داند.
ماناباشید

محمدامین نوشته:

سلام و درود
هنوز روی سلامت به کشورست وعید
هنوز پشت سعادت به مسندست سعاد
سعدی
برای سعید تحریری

کانال رسمی گنجور در تلگرام