گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۶

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری

به یادگار بمانی که بوی او داری

دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست

توان به دست تو دادن گرش نکو داری

در آن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفت

جز این قدر که رقیبان تندخو داری

نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد

که گوش و هوش به مرغان هرزه گو داری

به جرعه تو سرم مست گشت نوشت باد

خود از کدام خم است این که در سبو داری

به سرکشی خود ای سرو جویبار مناز

که گر بدو رسی از شرم سر فروداری

دم از ممالک خوبی چو آفتاب زدن

تو را رسد که غلامان ماه رو داری

قبای حسن فروشی تو را برازد و بس

که همچو گل همه آیین رنگ و بو داری

ز کنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشق

قدم برون نه اگر میل جست و جو داری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

اشوان نوشته:

این غزل را استاد تاج اصفهانی در مایه ی ابوعطا به غایت زیبا خوانده اند… روحشان شاد و در جوار بهترین ها…

محسن نوشته:

شرح غزل :

معانی لغات غزل (۴۴۶)
صبا: باد خنکی که صبح و عصر از جانب شمال شرقی می وزد.
نکهت: بوی خوش.
زلف مشکبو: زلفی که بوی مشک می دهد.
به یادگار: به عنوان یادبود، به عنوان ارمغان.
به یادگار بمانی: به عنوان یادبود پیوسته و پا برجا بمانی.
گوهر اسرارِ… : (اضافه تشبیهی) اسرار حسن و عشق به گوهر تشبیه شده.
اسرار: رازها.
شمایل: جمع شمیله = خلق و خوی و در زبان فارسی به معنای قد و بالای موزون.
مطبوع: مورد قبول طبع، دلپسند.
رقیبان: مراقبان و محافظان.
گوش و هوش: گوش شنوا و نیروی درک و فهم.
هرزه گو: هرزه درای، یاوه سرا.
جرعه: یک دهان آشامیدنی، اندکی از شراب.
نوشت باد: بر تو گوارا باد.
سرکشی: سرافرازی، سربلندی، گردن کشی و نافرمانی و در اینجا به معنای قدّ رسا توأم با تفاخر.
مناز: ناز مکن، فخر مکن.
ممالک: (جمع مملکت) کشورها.
ممالک خوبی: (اضافه تشبیهی) خوبی به کشورها تشبیه شده.
دم از ممالک خوبی زدن: داعیه مالکیت بر کشورهای حسن و خوبی داشتن.
قبای حسن: (اضافه تشبیهی) حسن به قبا تشبیه شده.
قبای حسن فروشی: تفاخر و خودنمایی در قبای حسن.
برازیدن: برازنده بودن، سزاوار بودن، زیبنده بودن.
آئین: راه و رسم و روش.
صومعه: خانقاه.
گوهر عشق: (اضافه تشبیهی) عشق به گوهر تشبیه شده است.

محسن نوشته:

معنی بیت ۱( ای باد بهاری تو بوی خوش گیسوی یار را به همراه آورده ای تا نزد ما ارمغانی از دوست باشی زیرا تو بوی جان بخش دوست را همراه داری )معنی بیت ۲( دلم را که گنجینه اسرار زیبای محوبب است به دست تو می توانم بسپارم به شرط آنکه از آن خوبی نگهداری کنی ) معنی بیت ۳( در مورد روی زیبا و اخلاق خوب تو جای برای سخن گفتن نمی باشد جز آنکه باید گفت که نگهبان کوی تو بد اخلاق و تند خو هستند )معنی بتی ۴( ای دل اگر گوش خود را به آواز پرندگان یاوه سرا ببسپاری ذوق لطیف تو از بین می رود انوقت آواز بلبلان راخوش نمی داری ) معنی بیت ۵( با یک جرعه از جام شرابت مست شدم نوشت باد شرابی که خوردی عجب است این شراب که در سبو درای از کدام خم برداشتی ) معنی بیت ۶۰ ای سرو جویبار به بلندی خود فخر مکن زیار ار با آن محبوب برخورد کنی واو را ببینی از شرم سرت پایین می آید و تسلیم می شوی)

ابوالقاسم نوشته:

بإسلام به آقا محسن و تشکر از ترجمه و توضیح متین جنابعالى،ممکنه حضرتعالى ویا سایر اساتید محترم حافظ شناس بفرمایند چگونه میتوان به منظور حافظ در این اشعار پى برد؟

کانال رسمی گنجور در تلگرام