غزل شمارهٔ ۴۱۱
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو
پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمی میکشم از برای تو
دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار
گوشه تاج سلطنت میشکند گدای تو
خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند
این همه نقش میزنم از جهت رضای تو
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو
شاهنشین چشم من تکیه گه خیال توست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن
حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسرای تو



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
آناهیتا نوشته:
با عرض ادب و احترام
به نظر میرسد در بیت هفتم شاهنشین درستتر از شاهنشین باشد. منظور آن است که بین دو بخش “شاه” و “نشین” از نیمفاصله استفاده شود
با تجدید احترام
از گنجینهی شعر و موتور جستجویی که در اختیار علاقهمندان قرار دادهاید بینهایت سپاسگذارم
—
پاسخ: با تشکر، مطابق پیشنهادتان عمل شد.
محسن نوشته:
سلام
به نظر من حق با اناهیتاست
اونطوری درست تره
احسان نوشته:
ایجاد چنین سایتی، واقعا جای تشکر و تقدیر داره.
از یک استاد بررگ شنیدم که زیباترین تعبیر و مصراع دیوان حافظ همین مصراع
شاهنشین چشم من تکیه گه خیال توست
ضمن اینکه بهترین نوع نگارش کلمه شاهنشین، همینه که دوستان گفتند.
سعید نوشته:
در بیت چهارم “از سر فخر و احتشام” درسته
—
پاسخ: با تشکر، در تصحیح قزوینی/غنی «فقر و افتخار» آورده، تغییری اعمال نشد.
سروش الدین نوشته:
الله اکبر من وقتی این شعرومیخونم این شعرحافظ رومثل یک پری دریایی میبینم که داره به بدنش پیچ تاب میده ودردریاشنامیکنه
مجید نوشته:
با تقدیم ادب واحترام . سالهاست که به نظرم مصراع اول این غزل بهتر است اینطور باشد : تاب بنفشه می برد طره مشکسای تو . علتش هم این است که میبرد با میدرد هم وزن و قافیه است و تاب بردن یعنی تاب و توان از کسی یا چیزی بردن و در نهایت یعنی طره مشکسای تو تاب از بنفشه میبرد و بی طاقتش میکند و به پیچ و تابش می اندازد . …. این موضوع را با بعضی اساتید ادب فارسی از جمله مرحوم دکتر سادات ناصری در سال ۶۶ اولین کنگره انجمن خوشنویسان در میان گذاشته ام و دلایل خود را توضیح داده ام . ایشان پرسیدند آیا در نسخه ای دیده اید ؟ که پاسخ منفی بود . با این همه از ادب دوستان تقاضا دارم در این مورد تحقیق بیشتری بفرمایند . با تجدید احترام مجید