گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۸

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

ای آفتاب آینه دار جمال تو

مشک سیاه مجمره گردان خال تو

صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود

کاین گوشه نیست درخور خیل خیال تو

در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حسن

یا رب مباد تا به قیامت زوال تو

مطبوعتر ز نقش تو صورت نبست باز

طغرانویس ابروی مشکین مثال تو

در چین زلفش ای دل مسکین چگونه‌ای

کشفته گفت باد صبا شرح حال تو

برخاست بوی گل ز در آشتی درآی

ای نوبهار ما رخ فرخنده فال تو

تا آسمان ز حلقه به گوشان ما شود

کو عشوه‌ای ز ابروی همچون هلال تو

تا پیش بخت بازروم تهنیت کنان

کو مژده‌ای ز مقدم عید وصال تو

این نقطه سیاه که آمد مدار نور

عکسیست در حدیقه بینش ز خال تو

در پیش شاه عرض کدامین جفا کنم

شرح نیازمندی خود یا ملال تو

حافظ در این کمند سر سرکشان بسیست

سودای کج مپز که نباشد مجال تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حاج رضا نوشته:

به نقل ازیکى از ملازمین مرحوم اشیخ جعفر مجتهدی رحمه الله علیه این غزل در وصف حضرت رضا علیه السلام سروده شده است. واز قدرت اقا در دستکیری از سالکین دربرخی ازمقامات عرفانی به هنکام سرکردانی در ان رتبه خاص بیان کرده است .این نقطه سیاه که امد مدار نور عکسیست در حدیقه بینش ز خال تو

ملیحه رجایی نوشته:

بیت ۵:
کشفته –> کآشفته

کسرا نوشته:

برخاست بوی گل ز در آشتی درآی

ای نوبهار ما رخ فرخنده فال تو

مبهوت کنندست … خاصه اکنون که بهار سال ۱۳۹۶ از راه رسید

کانال رسمی گنجور در تلگرام