گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۰

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

بالابلند عشوه گر نقش باز من

کوتاه کرد قصه زهد دراز من

دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم

با من چه کرد دیده معشوقه باز من

می‌ترسم از خرابی ایمان که می‌برد

محراب ابروی تو حضور نماز من

گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق

غماز بود اشک و عیان کرد راز من

مست است یار و یاد حریفان نمی‌کند

ذکرش به خیر ساقی مسکین نواز من

یا رب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن

گردد شمامه کرمش کارساز من

نقشی بر آب می‌زنم از گریه حالیا

تا کی شود قرین حقیقت مجاز من

بر خود چو شمع خنده زنان گریه می‌کنم

تا با تو سنگ دل چه کند سوز و ساز من

زاهد چو از نماز تو کاری نمی‌رود

هم مستی شبانه و راز و نیاز من

حافظ ز گریه سوخت بگو حالش ای صبا

با شاه دوست پرور دشمن گداز من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد نوشته:

شعر زیبای حافظ که استاد شجریان با همراهی ساز زیبای جلیل شهناز در آواز دشتی خوندن.واقعا زیباست.

سمراد نوشته:

این غزل دل انگیز حافظ رو استاد ایرج در گلهای رنگارنگ ۴۹۱ در دستگاه ماهور به زیبایی اجرا کردن بویژه گوشه شکسته.

نادر.. نوشته:

“تا کی شود قرین حقیقت مجاز من”
درک این مجاز، راه گشاست و آغازی است..

شیرازی نوشته:

در برنامه گلهای رنگارنگ شماره ۵۶۲ ب آواز دشتی استاد شجریان استاد شهناز

عارف نوشته:

این غزل رو آقای محمد معتمدی در کنسرت رادیو ملی ایتالیا خوندند

کانال رسمی گنجور در تلگرام