گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۸

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است

کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم

سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد

التفاتش به می صاف مروق نکنیم

خوش برانیم جهان در نظر راهروان

فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم

آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند

تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید

گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او

ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ملیحه رجایی نوشته:

نگوییم بد = بد گویی ، نکوهش ، حرف بد ، چیزی که شرعاً و عقلاً بد است نمی گوییم.
ناحق = اعمال نادرست ، گرایش به باطل
سیَه = سیاه ، آلوده
جامه کَس سیَه = لباس تقوای هیچ کس را آلوده نمی سازیم.
دَلق = لباس پشمینه
اَزرَق = کبود
دَلق خود اَزرَق نکنیم = در لباس صوفی گری تظاهر و ریا نمی کنیم و ریای کسی را هم فاش نمی کنیم.
رقم مَغلَطه = وسوسه کردن ، سخنی که مردم به غلط افتند ، مسایل غیر واقعی
مصلحت = صلاح
مطلق = مطلقاً ، ابداً
جرعه = ته استکان
رندان = قَلَندران
حُرمت = احترام
ننوشد = نخورد
التفات = توجه، اعتنا
مُرَوَّق = صاف ، پالوده
احمق = نادان
خصم = دشمن
جَدَل = دعوا
معنی بیت ۳: برکتاب دانش سفسطه نمی کنیم و به مسایل غیر واقعی، مردم را فریب نمی دهیم و راز حقیقت را با نیرنگ وفریب درهم نمی ریزیم و حق را با باطل مخلوط نمی کنیم.
معنی بیت ۶: امواج روزگار ، کشتی اهل هنر و علم را درهم می کوبد و دشمن هنرمند است پس صلاح آنست که بر این دریای نیلگون وارونه یعنی آسمان ، اعتماد نداشته باشیم. این روزگار را بقا و اعتمادی نیست.

امین کیخا نوشته:

مطلق می شود اوند با زبر نخست و دوم , و نیز رها هم معنی می دهد ولی اینجا هرگز می شود

امین کیخا نوشته:

می مروق ترکیب فارسی عربی شده است به این ترتیب که راوک می خوشگوار صاف است و عربی ان را مروق نوشته است و نیز شراب پخته شده را هم بختج می گویند و از این نوع ترجمه و تفسیر ها زیاد شده است

علی اصغر نوشته:

با سلام در بیت پنجم معرق درست است که اشتباها به جای عین غین نوشته شده

سهیل قاسمی نوشته:

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
صنعت لف و نشر مرتب.
درویش (فقیر) را به خاطر “کم” داشتن سرزنش کردن کار بدی است.
توانگر (غنی) را به خاطر “بیش” داشتن سرزنش کردن کار بدی است.
و کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم. مطلق یعنی هرگز. یعنی به هیچ وجه. یعنی تاکید کرده که عیب فقیر و غنی نکنیم. دیدگاه مترقی و روشنی است. هنوز که هنوز است اغنیا به چشم زالو و بی درد و مستکبر نگریسته می شوند. کاری که شاعر آن موقع با قطعیت نادرست دانسته بود

کدخدایی نوشته:

سلام معنی صحیحتر مصراع :عیب درویش وتوانگر به کم وبیش بدست :آنست که اشتباه وخطا از افراد چه فقیر باشندوچه ثروتمند و چه کم باشد وچه زیاد در هرصورت بداست (پسندیده نیست)و به همین دلیل در مصراع بعدی نتیجه میگیرد که مصلحت آنست که کار بد را چه کم باشدو چه زیادمطلقا انجام ندهیم

ناشناس نوشته:

یا لطیف

دوست گرامی علی اصغر

برای واژه مغرق به معنای پوشیده از زر یا سیم . سیم اندود. سیم کوفته . به زر و سیم یا گوهر آراسته به آدرس زیر رجوع بفرمایید

http://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D9%85%D8%BA%D8%B1%D9%82

نمونه زیر از همان آدرس اخذ شده:

استری دید سیه زیر مغرق زینی
راست چون تیره شبی بسته بر او یکشبه ماه

انوری

همواره شاد و سربلند باشید
م. طاهر

روفیا نوشته:

مصراع نخست بیت اخر یاداور مفهوم زیبای مدارا است و مصراع دوم مفهوم انصاف را به زیبایی توصیف می کند .

محدث نوشته:

روفیایانه ترین غزل حافظ نازنین!

جمشید پیمان نوشته:

بیت اول و سوم این غزل ( روا آن است که جای بیت های دوم و سوم عوض شود)به نظر من تبیین و تشریح پیام ارزشمند زرتشت است: پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک. در بیت ششم با نگاه جبر گرای حافظ مواجه می شویم. او همین نکته را در جای دیگر اینگونه تبیین می کند: فلک به مردم نادان دهد زمام مراد/ تو اهل دانش و فضلی، همین گناهت بس! به نظر من بیت هفتم این غزل نباید در این غزل جائی بیاید.این بیت منطقن با مضمون و مفهوم سایر بیت ها در تناقض است. بویژه با بیت های اول و آخر . حافظ اینهمه زحمت کشیده و نکته های عرفانی و حکمت آمیز آورده است که بگوید او و دیگرانی مانند او ( غزل را با مــــــا آغاز کرده است) بد نمی گویند و بد نمی اندیشند و میل به بد نمی کنند و عیب درویش و توانگرا به کم و بیش را بد می دانندو …. و بخصوص در بیت آخر صریحن درس مدارا با خصم را می دهد. اما ناگهان در بیت ماقبل آخر همه ی گفته هایش را نادیده می گیرد و جامه ی کسی را سیاه می کند و حسود را احمق می نامد( عیب گفتن از این واضح تر هم می شود؟). من باور دارم این بیت الحاقی است ولو در قدیم ترین نسخه هم آمده باشد. در غیر اینصورت باید پذیرفت که حافظ در این غزل واعظ نا متعظ شده است!

Mohsen نوشته:

مصرع اول بیت آخر عین جمله :
حافظ (ار) خصم خطا گفت نگیریم بر او [جای خالی]

بنظرم یک نقطه و یک کلمه جا افتاده باشد.
حافظ (از) خصم خطا گفت نگیریم بر او ((غلط))

کانال رسمی گنجور در تلگرام