گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۳

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

نماز شام غریبان چو گریه آغازم

به مویه‌های غریبانه قصه پردازم

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار

که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب

مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

خدای را مددی ای رفیق ره تا من

به کوی میکده دیگر علم برافرازم

خرد ز پیری من کی حساب برگیرد

که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم

بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس

عزیز من که به جز باد نیست دمسازم

هوای منزل یار آب زندگانی ماست

صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم

سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی

شکایت از که کنم خانگیست غمازم

ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت

غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

ایرج بسطامی » بداهه خوانی و بداهه نوازی » ساز و آواز دشتی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ملیحه رجائی نوشته:

حبیب = دوست
مُهیمَنا = ای ایمن کنند ه از ترس (خدوند)
خدارا مددی = برای رضای خدا کمک کنید
ای رفیق ره = ای همسفر
عَلَم = پرچم ، دفش
خرد = عقل
دمساز = هم نفس ، همدم
سرشک = اشک
که = چه کسی
خانگیست غمازم = سخن چین من، خودمانی است. ( اشک من است!)
چنگ زهره = ستاره ناهید نوازنده فلک
معنی بیت ۱: هنگام نمازی که درشام غربت و دوری ازوطن و یار می خوانم با گریه های غریب وار ماجرای دوری خود را بیان می کنم.
معنی بیت ۲: به یاد یار و وطن، چنان زار گریه می کنم تا از جهان شیوه و رسم سفر رفتن را نابود کنم.
معنی بیت ۵ :عقل مرا پیر حساب نمی کند و جوان می داند زیرا می بیند با محبوبی جوان و زیبا ،مهر می ورزم.

ناشناس نوشته:

ملیحه خانم این کار شمارااستادخلیل خطیب رهبرانجام داده اندمحض اطلاع عرض شد

شمس الحق نوشته:

عجب که زبان باز کردی Anonymous جان! و از آن همه خسّت در کلام برستی و اما بعد ..
اگر حضرت استادی هم آن بکرده که این بانو پس زها زه ایشان را و چه نیکو که ما بیسوادان عاقبت دانستیم که حبیب یعنی دوست و خدا را مددی یعنی تو رو خدا کمک کن و ای رفیق ره یعنی ای همسفر و علم یعنی پرچم و خرد یعنی عقل و دمساز یعنی همدم و سرشک یعنی اشک و که یعنی چه کس و …
من نمیدانم این موسیو حافظ شیرازی که میگویند چه کس است و لابد است که شیراز از بلاد فرنگستان بوده و چه منّت نهادند خانم که این ترجمان سنگین از زبان این حافظ زبان نفهم فرنگی به زبان شیرین پارسی را پذیرفتند و حال هم که شما می فرمایی حضرت استادی هم قبلاً اینهمه زحمت متقبل شده اند و خانم به تنهایی این بار گران حمل نفرموده اند . درود بر تو و درود بر استاد و درود بر موسیو حافیژ دو لا شیغازی !!
و درود بر مترجم برجستۀ السنۀ فرنگی ممالک شیراز به قند پارسی .

مهدی نوشته:

من شک ندارم که این غزل یا حداقل شش بیت اول در رسای حضرت زینب و جریان کربلا سروده شده .درود بر حافظ

نازنین نوشته:

جناب شمس الحق شما اگر سکوت اختیار کنید هیچکس گمان نمی برد که تایپ کردن بلد نیستید.باور کنید!!

ناشناس نوشته:

نازنین جان اینجا متاسفانه مردم به مهربانی خو ندارند . و بیدلیل بر هم می تازند من به شما و خودم مهربانی را یاد آوری میکنم .

امیرعلی رفیعی نوشته:

جناب شمس الحق شما بیجا میکنی که به حافظ توهین میکنی!! خودت به معنای حقیقی کلمه یک غرب زده ی تمام عیاری!!

محمدامین احمدی فقیه نوشته:

سلام و درود
امشب با دوستان فارغ التحصیل دانشگاه تبریز با عنوان “هیآت مکتب الشهدا” که قدمت ۲۵ ساله دارد مراسمی برای بزرگ داشت اربعین داریم. به این مناسبت تفعلی به حافظ زدم و این غزل زیبای حافظ هدیه شد.
به روح این بزرگ مرد تاریخ ادبیات و عارف پارسی زبان صلوات:
اللهم صل علی محمد و آل محمد!

... نوشته:

بشنوید در اجرای خصوصی محمدرضا لطفی با شهرام ناظری

امیررضا نوشته:

این غزل زیبا را استاد شهرام ناظری با تار استاد لطفی در آواز ابوعطا اجرا کرده اند.

محمد ابوالفتحی نوشته:

بشنوید این غزل زیبا را از حنجره ی اخگرین استاد شهرام خان ناظری و تار هنرمند مبارز و بی همتا استاد محمد رضا لطفی

کسرا نوشته:

به یاد مرحوم حبیب خواننده ی خوب کشورمان که به زیبایی این شعر را اجرا کرده بودند … روحش شاد

سپهر نوشته:

خدمت ادب دوستان و حافظ دوستان سئوالی دارم.
چندی پیش از دوستان نزدیکم شنیدم این شعر را حضرت حافظ در رسای بازمندگان شهدای کربلا سروده است.
از دوستان خواهشمندم در مورد این نکته اندکی همراه با رفرنش بحثی ارائه شود.
با تشکر

مهناز ، س نوشته:

سپهر خان
هر کسی از ظن خود شد یار حافظ .
این غزل ربطی به آنچه دوستان شما گفته اند ندارد
می گوید : هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
نگفته ز خاک کربلا
شاعر دلتنگ شیراز بوده و غزلی سروده
مانا باشی

سپهر نوشته:

سپاس

مهدی نوشته:

این شعر ربطی به عاشورا و کربلا ندارد.وگرنه نام کربلا و….رو حتما می آورد.آثار حافظ از عشق به معشوق میگه و هر کسی می تونه معشوق خودش رو تصور کنه .

مصطفا نوشته:

به دوستان پیشنهاد می کنم شنیدن این غزل رو با صدای آقای شجریان که همراه است با تار استاد شهناز، نی آقای موسوی و ویولن آقای پازوکی که اجرایی خصوصی هست بشنویند. بسیار زیباست. در پایان اجرا استاد شهناز از صدای آقای شجریان بسیار تعریف می کنن با این عبارت : آقاجان اصلا حد خواندن همین هست

مصطفا نوشته:

اجرایی که گفتم در سایت وزین http://www.khosousi.com در دسترس است

کانال رسمی گنجور در تلگرام