گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم

همچنان چشم گشاد از کرمش می‌دارم

به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام

خون دل عکس برون می‌دهد از رخسارم

پرده مطربم از دست برون خواهد برد

آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم

پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب

تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم

منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن

از نی کلک همه قند و شکر می‌بارم

دیده بخت به افسانه او شد در خواب

کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم

چون تو را در گذر ای یار نمی‌یارم دید

با که گویم که بگوید سخنی با یارم

دوش می‌گفت که حافظ همه روی است و ریا

بجز از خاک درش با که بود بازارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » دلشدگان » پاسبان حرم دل

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسن نوشته:

ابیات چهارم و ششم را استاد شجریان در فیلم دلشدگان به زیبایی هرچه تمام اجرا نموده و پس از این ابیات، آواز را با شعر زیبای استاد فریدون مشیری به اتمام میرساند.
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن مست است و هوشیارش کند
ای آفتاب آهسته نه پا در حریم یار من
ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند

رامین نوشته:

شعر دوم مندرج در تحشیه حسن متعلق به فائز دشستانی است.
گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
همچنان چشم گشاد از کرمش می‌دارم
به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام
خون دل عکس برون می‌دهد از رخسارم
پرده مطربم از دست برون خواهد برد
آه اگر زان که در این پرده نباشد بارم
پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن
از نی کلک همه قند و شکر می‌بارم
دیده بخت به افسانه او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم
چون تو را در گذر ای یار نمی‌یارم دید
با که گویم که بگوید سخنی با یارم
دوش می‌گفت که حافظ همه روی است و ریا
بجز از خاک درش با که بود بازارم

نوید٧ نوشته:

ابیات پایانی آواز استاد شجریان در سینمایی دل شدگان متعلق به فائز دشتستانی ست و نه مرحوم مشیری.

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
******************************************
******************************************
چون …………………… نمی‌یارم دید
با که گویم که بگوید سخنی با یارم

تو را در گذرِ باد: ۱۹ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۸، ۸۲۱، ۸۲۳، ۸۳۴، ۸۳۶، ۸۵۸، ۸۶۲، ۸۶۷{بر گذر} و ۸ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، جلالی نائینی- نورانی وصال

تو را در گذرِ یار: ۱ نسخه (۸۲۴)

منش در گذرِ باد: ۱۰ نسخه (۸۴۳، ۸۵۴، ۸۵۵، ۸۶۴، ۸۶۶ و ۵ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) نیساری، سایه

تو را در گذر ای یار: ۱ نسخه (۸۲۷) قزوینی- غنی
تو را در گذر ای باد: ۰ (بدون مستند) خرمشاهی- جاوید

۳۸ نسخه غزل ۳۱۹ دارند و از آن نُسَخ، ۷ نسخه بیت فوق را فاقدند از جمله نسخه‌های مورخ ۸۱۹، ۸۲۲ و ۸۲۵/

احمد غزالی در سوانح (ص ۴۶) گوید:

نتوانم دید که باد بر تو گذرد
وز خلق جهان کسی به تو در نگرد
**************************************
*************************************۸

ابراهیم نوشته:

فایز (فائز) متولد و بزرگ شده کبگان و از تبار دشتی استان بوشهر است که به اشتباه دشتسانی گفته میشود. فایز دشتی صحیح است

کانال رسمی گنجور در تلگرام