گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۳

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

ز دست کوته خود زیر بارم

که از بالابلندان شرمسارم

مگر زنجیر مویی گیردم دست

وگر نه سر به شیدایی برآرم

ز چشم من بپرس اوضاع گردون

که شب تا روز اختر می‌شمارم

بدین شکرانه می‌بوسم لب جام

که کرد آگه ز راز روزگارم

اگر گفتم دعای می فروشان

چه باشد حق نعمت می‌گزارم

من از بازوی خود دارم بسی شکر

که زور مردم آزاری ندارم

سری دارم چو حافظ مست لیکن

به لطف آن سری امیدوارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

مصرع دوم بیت یکی مانده به آخر از آن سعدی است:
«کجا خود شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم»
مواعظ » مثنویات » شماره ۳۲

ناشناس نوشته:

«کجا خود شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم»

این بیت از حکایت های گلستانه

ناشناس نوشته:

حافظ همیشه شاهکارها را از آن خود می کند

فریبا نوشته:

مصرع آخر به لطف آن پری امیدوارم درست بنظر میاید.

طلبه نوشته:

اشتباه نکنید حافظ بیت سعدی ره را اصلاح کرده
حافظ ره میگوید بازو دارم یعنی زور دارم ولی برای مردم آزاری استفاده نمیکنم ولی سعدی ره میگوید اصلا خدارا شکر زوری ندارم چه خیر و چه شر آنجا که میگوید: سپاس و شکر بی‌پایان خدا را - برین نعمت که نعمت نیست ما را

کانال رسمی گنجور در تلگرام