گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۲

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم

اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم

به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم

امید در شب زلفت به روز عمر نبستم

طمع به دور دهانت ز کام دل ببریدم

به شوق چشمه نوشت چه قطره‌ها که فشاندم

ز لعل باده فروشت چه عشوه‌ها که خریدم

ز غمزه بر دل ریشم چه تیرها که گشادی

ز غصه بر سر کویت چه بارها که کشیدم

ز کوی یار بیار ای نسیم صبح غباری

که بوی خون دل ریش از آن تراب شنیدم

گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواه

که من چو آهوی وحشی ز آدمی برمیدم

چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمی

که پرده بر دل خونین به بوی او بدریدم

به خاک پای تو سوگند و نور دیده حافظ

که بی رخ تو فروغ از چراغ دیده ندیدم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

به گفتهٔ آقای سیدمحمدجواد عظیمی مؤلف پایان‌نامه‌ای با موضوع «موسیقی شعر فارسی» بیت اول این غزل ۱۱۹ تکرار و تناسب در سطح هجا دارد. اینجا را ببینید.

Sina eslami نوشته:

haghan ke hazrate hafez be divane ghazal sadr neshine haghan

تردید نوشته:

هوای وصل تو امشب گسست عقل و عنانم
جنون وصلت جانان گرفت تاب و توانم

سراب وصل تو هر شب طهارت دل ما شد
نگاه وصل ستیزت کشید پنجه به جانم

چنان ز بوی تو مستم زهی که باده پرستم
نه درد مانده به جانم نه روح ماند و روانم

تغافل دل خود را به راه میکده بردم
که راز این دل مجنون عیان کنم ز نهانم

کمین صید تو اینک به جان خسته ی ما زد
رواست بند تو اکنون ز کام دل بستانم

احد محمودی نوشته:

دربیت ۹چرا غ دیده : (اضافه تشبیهی)دیده به چراغ تشبیه شده . تداعی معانی مشابهت در بیت وجود دارد .
به خاک پای تو و نور چشم حافظ سوگند که بدون روی تو از چراغ چشم خود پرتو نوری مشاهده نکردم .

پیروی نوشته:

این حافظ یک دزد بیشتر نبوده.بدبختانه قانون کپی رایت هنوز هم تو ایران رعایت نمیشه.اگر تو اروپا بود حافظ رو به جرم دزدی مینداختن دربند.اصل این شعر از خواجوی کرمانی است.اصولا اگر از شعری منسوب به حافظ خوشتان آمد در وهله نخست شک به دل راه ندهید که دزدی است و صاحبش خواجو یا سعدی است به همین سادگی
نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم

ز مهر در تو نشانی ندیدم و نشنیدم

چه رنجها که نیامد برویم از غم رویت

چه جورها که ز دست تو در جهان نکشیدم

هزار نیش جفا از تو نوش کردم و رفتم

هزار تیر بلا از تو خوردم و نرمیدم

کدام یار جفا کز تو احتمال نکردم

کدام شربت خونابه کز غمت نچشیدم

ترا بدیدم و گفتم که مهر روز فروزی

ولی چه سود که یک ذره مهر از تو ندیدم

بجای من تو اگر صد هزار دوست گزیدی

بدوستی که بجای تو دیگری نگزیدم

جهان بروی تو می‌دیدم ار چه همچو جهانت

وفا و مهر ندیدم چو نیک در نگردیدم

بسی تو عهد شکستی که من رضای تو جستم

بسی تو مهر بریدی که از تو من نبریدم

از آن زمان که چو خواجو عنان دل بتو دادم

بجان رسیدم و هرگز بکام دل نرسیدم

موسوی نوشته:

جناب محمودی، کمی مطالعه کنید و ببینید پیش از شما چندین و چند نفر دربارۀ رابطۀ اشعار خواجو و حافظ نوشته‌اند و از استقبال‌های متعدد حافظ و «تقلید» او از دیگران گفته‌اند. خیلی شادمان نباشید از دزد گرفتن. پیش از شما دزد را گرفته‌اند و محاکمه هم کرده‌اند و حافظ هنوز حافظ مانده.

موسوی نوشته:

اشتباه شد. پیام من خطاب به جناب «پیروی» بود.

محدث نوشته:

پیروی جان!
اولا دزد نبوده و شما بروید بحث توارد و المام و اقتباس و رد و ابرام را فرا بگیرید بعد اظهار فضل بفرمایید برادر من!
بعدش اگر حافظ نازنین ما دزد بوده، خوب دزدی بوده، کثر الله امثاله! :)
شادی روحش: الفاتحه مع الصلوات.

علی نوشته:

لقبهای بسیاری به خواجه شیراز داده اند… دزد اما نوبر است…به نظرم به حافظ می اید… اگر دزد بوده خوب دزدی بوده… چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا… جناب پیروی…خبر نداری چها از دلمان نربوده این حافظ دزد !!

س ، م نوشته:

مبحثی هست در ادبیات به نام ” سَرَقات“ یا سرقت ها
که مُجاز دانسته شده که بسیاری از شعرا از آن بهره برده اند
حافظ نیز که میگویند مجموعه ای ست از متقدمین خود شاید بیشتر
اما در غزل بحر های محدودی وجود دارند که غزلسرا نمیتواند از آن خارج شود
اگر اوزان شعری غزل حافظ با شاعری دیگر یکی بود ولی با کلماتی دیگر
شایسته نیست لقب دزدی به او بدهیم
در این اواخر تنها کسی که در اوزان شعر قدیم نو آوری کرد خانم سیمین بهبهانی بود
قانون کپی رایت هم در جایی کارآمد است که مطلبی را عیناً از دیگری بدون ذکر منبع به نام خود منتشر کنیم
که بعضی ها درین حاشیه ی گنجور به این کار مشغولند
شاد باشید

عیسی نوشته:

پاسخ ها کامل و عالی بودن. اما منم اضافه کنم قانون کپی-رایت تنها قانون جهان نیست. باید تشریح کنم که درمقابلش قانون کپی لفت هم وجود داره که پیروی عزیز لازمه که راجع‌بهش مطالعه کنید. اصولا مفهوم دزدی با نقض قانون کپی رایت معادل نیست؛ بلکه این دو مفهوم در جاهائی برهم منطبق هستن (لیکن یکی نیستن). در بدترین حالات میتونیم این نوع حرکت رو یک کپی برداری تلقی کنیم که باتوجه به ثبت هردوی اصل و کپی در تاریخ، شاید لازم نباشه اینقدر زننده حمله کنیم.

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
*******************************************
*******************************************خیالِ …………. در کارگاهِ دیده کشیدم
به صورتِ تو نگاری نه دیدم و نه شنیدم

روی تو: ۲۲ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۸، ۸۲۴ و ۱۷ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال

نقش تو: ۱۳ نسخه (۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۲۵، ۸۲۷، ۸۳۶، ۸۴۳ و ۵ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی- غنی، سایه، خرمشاهی- جاوید

۳۵ نسخه از جمله تمام ۱۱ نسخۀ کامل کهنِ مورّخ، غزل ۳۱۵ و بیت مطلع آن را ضبط کرده اند.
****************************************
****************************************

کانال رسمی گنجور در تلگرام