گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۹

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید

صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست

فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید

ز میوه‌های بهشتی چه ذوق دریابد

هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید

مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب

به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید

ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز

که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید

چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد

که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید

من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت

که پیر باده فروشش به جرعه‌ای نخرید

بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب

که رفت موسم و حافظ هنوز می نچشید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محسن نوشته:

به نسخه چاپی نگاه نکردم، ولی قاعدتا انتهای بیت آخر باید بین «می» و «نچشید» فاصله باشه. این طور نیست؟

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

جواد نوشته:

با جناب محسن موافق هستم . باید ما بین «می» و «نچشید» فاصله باشد که مطابق با نسخه قزوینی است . البته در نسخه سید ابوالقاسم انجوی شیرازی بیت آخر به گونه ای دیگر آورده شده .
شراب نوش کن و جام زر به حافظ بخش
که پادشه به کرم جرم صوفیان بخشید .

پاسخ: با تشکر، تصحیح ایشان اعمال شد.

شمس الحق نوشته:

مرحوم انجوی شیرازی از دوستان ادیب مرحوم پدرم بودند و در خردکی مشوق والامقام حقیر در آشنایی با شعر و ادب و عرفان ایران ، چون نام ایشان آمد واجب آید تا درودی به روح بلندشان تقدیم کنم که حق بسیاری بر گردنم دارند .

دکتر ترابی نوشته:

سایه غزلی دارد در همین وزن و ردیف، شجریان خوانده است و شه بیتهای آن: به یاد زلف نگونسار شاهدان چمن
ببین در آینه‌ی جویبار گریه‌ی بید
و

که راست سایه! در این فتنه ها امید امان؟
شد آن زمان که دلی بود در امان امید
زندگی او دراز باد و سایه اش مستدام.
بیش باد کم مباد

کانال رسمی گنجور در تلگرام