گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۸

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود

پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود

یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند

گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود

آخر ای خاتم جمشید همایون آثار

گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود

واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید

من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود

عقلم از خانه به در رفت و گر می این است

دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود

صرف شد عمر گران مایه به معشوقه و می

تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود

خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت

حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین شکروی نوشته:

بادرودوسپاس فراوان
درمصرع اول بیت پنجم “اگر” صحیح است.

پاسخ: با تشکر، نقل تصحیح قزوینی مطابق متن است (وگر)، تغییری داده نشد.

الهام نوشته:

تو را آن به که روی ز مشتاقان بپوشانی که شادی جهانگیری غم لشگر نمی ارزد

حمیدرضا نوشته:

توضیحات دکتر محمدرضا ترکی راجع به بیت سوم (آخر ای خاتم جمشید همایون آثار - گر فتد عکس تو بر لعل نگینم چه شود) را در این نشانی بخوانید:
http://mr-torki.ganjoor.net/?p=1021

مہریارساسانیان نوشته:

درود برشما: واعظ شهر چو(مهر)ملک وشحنه‏ گزید،من اگر (مهر‏)‏نگاری‏‏ بگزینم چه شود/عقلم ازخانه بدر رفت اگر‏(می‏)اینست دیدم ازپیش که درخانه دینم چه شود.درتمامی ابیات شاعر بجای واژه (مهر‏)‏ از واژه (می‏)‏ یا (باده‏)‏ ویا(شراب‏)‏ استفاده نموده!‏ که منظور [مهریار‏‏]‏ میباشد. ویادر جایی میفرماید: بده ساقی (می باقی‏) که درجنت نخواهی یافت…. که منظور همان (مهرباقی ومانی وجاویدان یار‏)‏ میباشد‏.. یامیفرماید، کو پنهان مهراو ورزم،یعنی [مهریار‏]‏

شمس الحق نوشته:

جناب مهریار خان در اینجا بمفهوم و معنی واقعی مصداق همانست که فرمود :
هرکسی از ظنّ خود شد یار من
پس حال که چنین است حقیر هم عرض میکنم که واژۀ “می” یعنی شمس الحق !!

ناشناس نوشته:

ادیبی این غزل را به داستان آفرینش راجع دانسته. “من” حضرت آدم است و پیش پا دیدن، آگاه شدن به نیک و بد. تا بیت آخر که “من” حضرت آدم است و “حافظ” فرزندان او که شامل خود حافظ هم می شود. نظر دوستان چیست؟

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

آخر ای خاتم جمشید همایون‌آثار !
گر فتد عکس تو بر …… چه شود؟

لعل نگینم : ۳۰ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۱، ۸۱۳، ۸۱۴-۸۱۳، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۲۴، ۸۲۵، ۸۳۶، ۸۴۳ و ۱۶ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، سایه

نقش نگینم : ۸ نسخه (۸۲۷ و ۷ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) قزوینی، خُرّمشاهی

مُهر نگینم : ۱ نسخۀ بسیار متأخّر (۸۸۹)
لوح جبینم : ۱ نسخۀ بی‌تاریخ

غزل ۲۲۲ را ۴۱ نسخه دارند و از آن جمله نسخۀ متأخّر ۸۶۴ بیت فوق را ندارد.
********************************
********************************

ابراهیم رمظانپور نوشته:

سلام درود بر دوستاران ادب .
این جا منظور از همان چیزی که حضرت ادم البشر یا احسان .
که از کسی که کئنات افرید .
در خواست چیزی کرد .
که حال دانسته یا ندانسته .
که به ظمیر فی ما سوی الله .
هر کس که به عشق رسید .
جز سوختن چیز دیگری نیست .
که شمس تبریز به مولانا جلالدین بلخی گفت .
که خود مولانا .چنین می فرمایند . حرف من سه کلام بیش نیست .
خام بودم پخته شدم سوختم .
گر من سوخته یکدم بنشینم چه شو د.
گر عکس تو بر نقش نگینم چه شود .
این جا منظور از روی وصال است هر کس بدان رسد .
دیگر درخود فنا شده است .
به جز اینه جمال او چیزی دیگر نمی بیند .ابراهیمی از یهود واریایی

کانال رسمی گنجور در تلگرام