گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت

تدبیر ما به دست شراب دوساله بود

آن نافه مراد که می‌خواستم ز بخت

در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود

از دست برده بود خمار غمم سحر

دولت مساعد آمد و می در پیاله بود

بر آستان میکده خون می‌خورم مدام

روزی ما ز خوان قدر این نواله بود

هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید

در رهگذار باد نگهبان لاله بود

بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح

آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود

دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه

یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود

آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر

پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسن اوجی نوشته:

لطفا بیت دوم غزل۲۱۵ معنی بفرماید متشکرم.

حسن اوجی نوشته:

بیت دوم غزل۲۱۴ را معنی بفرماید. متشکرم

مجتبی گلی آیسک نوشته:

هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید
در رهگذار باد نگهبان لاله بود

با سلام و ارادت

بیت زیبایی است نشان دهنده ی سفارش به انسان دوستی در سطح جهانی است

امین کیخا نوشته:

با گل چیدن مخالف و ناسا زم باغچه ای دارم بزرگ کودکان گل هایش را می چینند و من تمام سال انرا اب می دهم و تیمار می کنم ، ایسک عزیزم با گل چینی مخالفم

ستاره نوشته:

چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت
تدبیر ما به دست شراب دوساله بود

یعنی چهل سال در رنجی به سر بردم که با دو سال کوشش به راحتی برطرف میشد اما من راهش را نمیدانستم.
زمانی دراز در غم کاری سهل به سر بردن!
به عبارتی دیگر: آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم…

محمد نوشته:

چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت..
تدبیر ما به دست شراب دوساله بود..
یعنی این همه زندگی را با غصه و غم سپری کردیم و سخت گرفتیم و چون به ما سخت گذشت، انگار که چهل سال طول کشیده و اگر همین مدت را با خوشی و بی خیالی نسبت به دنیای فانی سپری می کردیم،این چهل سال زودی برای ما سپری میشد انگار که فقط دوسال گذشته!!!
حافظ، ستودنی است…

گمنام-۱ نوشته:

هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید
در رهگذار باد ، نگهبان لاله بود
شاملو که من بسیاری از شعرهای ویرا دوست میدارم
بی خبر از لاله و باد و لاله کشان، می گوید در رهگذار باد نگهبان ژاله بود
ژاله و نگهبانی؟؟

ساقی نوشته:

دیدم به خواب خوش که به دستم پـیـاله بـود

تـعـبـیـر رفـت و کـار بــه دولـت حـوالـه بـــــود
دولت : بخت نیکو ، اقبال خوب
حواله بود : سپرده شده بود
شاعرخواب خوشی دیده که دردست جام شرابی داشته، این خواب اینگونه تعبیر شد که کار در مسیر سعادت وثروت وخوشبختی قرار می‌گیرد .
حافظ درهمان دوکلمه ی اوّل غزل،صف ِ خودرا از زاهدان وپارسایان جداکرده وبه صفِ رندان ِ باده نوش می پیوندد.
اینکه خواب بیننده ،ازاینکه خواب دیده پیاله ای دردست داشته،خوش حال وشادمان است،نکته های زیادی دارد وپرده ازبخش عظیمی ازشخصیت وجهان بینی وباورهای اوبرمی دارد.درهمین ابتدای ِسخن ،شنونده ومخاطب به راحتی می تواند پی به اعتقادات وزاویه ی ِ نگرش ِ اوبه جهان ِ پیرامونی ببرد.یکی ازویژگی های حافظ،شجاعت وبی باکی درابراز ِعقیده است.
ضمناً محض ِ اطلاع، در بعضی خوابنامه هانیزچنین آمده است که اگر کسی جام شراب در خواب ببیند و یا خواب ببیند که شراب می‌نوشد ، به علم و دانش دست خواهد یافت .
چل سـال رنـج و غـصّـه کـشـیـدیـم و عاقبت
تـدبـیـر مـا بـه دسـت شـراب دو سـالـه بــود

چل : چهل اعدادی مانند “چهل” ، “هفتاد” ، “صد” ، “هزار” و . . . نشانه‌ی زیاد بودن و فراوانی است ، “چل سال” در اینجا به معنی “مدت زیادی” است
تـدبیر : چاره
معنی بیت:
: سالهای زیادی در سختی و حسرت به سر بردیم .(منظور ازاین سالها،دورانیست که شاعر،در زندانی ِقید وبند بوده.درچارچوب ِ باید ها ونبایدها گرفتارشده بود،مُدام به اوگفته شده،این گناهست وآن ثواب،اینکارراانجام بده وآن کار رانه!و….) سرانجام که ازریاکاریها وخرافات،دلزده شده و برصف ِ رندی می زند،عاشق می شود ،شراب می خورد،و…..می فرماید:بلاخره معلوم شد که چاره‌ی کار و دوای درد ما شراب دوساله بوده است.

همانگونه که گفته شد راه ِ حافظ جداشده وبرصفِ رندان زده است.دراین صف،برخلاف ِ صف ِ زاهدان،ریاکاری وجودندارد، شراب می خورند وپنهان کاری نمی کنند،عاشق می شوند وباصدای بلند اعلام می کنند وخداوند را، مهربانتر،بخشاینده تروبزرگترازجُرم خویش می دانند….
لطف ِ خدابیشترازجرم ِ ماست
نکته ی ِ سربسته چه دانی خموش!
آن نـافـه‌ی مـُراد کـه مـی‌خـواسـتـم ز بـخـت
در چـیـن زلـف آن بـت مـُشـکـیـن کُلالـه بـود

نافه :فبلن نیزگفته شده،نافه غدّه‌ای است پر از ماده‌ای سیاه رنگ و خوشبو به نام “مُشک” که در زیر ناف آهوی چینی (بویژه منطقه‌ی ختن) قرار دارد و در بهار متورم شده و سوزش زیادی پیدا می‌کند ، و آهو مجبور می‌شود ناف خود را به سنگ تیز یا زبـری بکشد تا مواد درون آن [که همان مشک است] خارج شود -مُـراد : کام ، آرزو
نافه‌ی مراد: خوشبختی به مُراد تشبیه شده ، کنایه از کامروایی
چین: ایهام دارد ۱- پیچ وتاب ۲- کشورچین گُلاله : کُلاله ، کاکُل ،‌ موی مُجعّد ِبالاو جلو سر
معنی بیت:
دراین سالهای زَجرآور وناکامی،گمراه بودم، کام و مرادِ خود را از بخت و اقبال خود می خواستم،درحالی که کامرانی ِمن در پیچ و تاب زلف ِ آن زیباروی سیاه‌موی بود. بین “نافه” ، “چین” و “مشکین” ایهام تناسب وجود دارد.
بوی ِ زلف ِ معشوق برای عاشق بهتر ازنافه ی ِ آهوست.
به بوی زلف ورُخت می روند ومی آیند
صبا به غالیه سایی وگل به جلوه گری
از دسـت بـُـرده بـود خـمـار غـمـم ســحـــــر
دولـت مـسـاعـد آمـد و مـی در پـیـالـه بــــود
از دست برده‌بود : نابود کرده‌بود
خمارغم : غم ِ نبود ِشراب، خماری ِ بدی ایجاد کرد، این خماری وغم هنگام سحرگاه ،داشت مرا نابود می کرد، خوشبختانه بخت سازگارافتاد و شراب در جام بود.خیلی خوب شدتوانستم با آن دفع ِ خماری کنم.
محض ِ اطلاع ِ دوستان، “درقدیم هنگام ِبامدادان سه جام (ثلاثه‌ی غسّاله) شراب می نوشیدند ، اولی برای “دفع ِخمار ِ” مستی شب پیش ، یکی برای “شستشوی معده ، آخری هم برای سرخوشی و سرحال شدن درطول ِآن روز.”
ساقی حدیثِ سرو وگل ولاله می رود
وین بحث با”ثلاثه ی ِ غسّاله می رود
بـر آسـتـان مـیـکـده خـون مـی‌خـورم مُــدام
روزیّ مـا ز خـوان قــَـدَر ایـن نــوالــه بــــــود
آستان : درگاه ، دروازه
میکده : در اصطلاح عرفان عبارت است از “قلب مرشد کامل” ، محل راز و نیازخالصانه خون خوردن: ایهام دارد:ا- رنج و سختی ِ بسیار کشیدن و غصّه خوردن،۲- خون رَز،شراب که به رنگ خون نیز هست.
قَدَر : حکم و فرمان خداوندی ، سرنوشت
خوان قدر : سفره ی ِ سرنوشت
نواله : لقمه‌ای که دردست می‌گیرند و می‌خورند.
معنی ِ بیت بادرنظرگرفتن ِ خون خوردن به معنی ِ رنج واندوه :
همیشه بر درگاهِ میخانه، با حسرت واندوه کسانی را که امکان ِپرداختن به عیش و عشرت و میگساری دارند،تماشامی کنم و پیوسته غم و رنج می‌برم و حسرت می‌خورم که چرا من ازاین عیش وعشرت محروم هستم. چه می‌شود کرد،قسمت ِما از سفره‌ی سرنوشت همین اندازه بود که به جای خوشی خون ِدل بخورم .
امّا باتوّجه به بیت های ِ قبلی ، به نظر ِ نگارنده،حافظ ازخون خوردن معنای دوّم را اراده کرده است.گرچه هردو برداشت درست است.
مُدام در دور وبَر ِ میکده می گردم،پاتوق ِ من میکده شده، درآنجا به شراب(خون رَزان) خوردن مشغولم.کاردیگری ندارم چه کنم که قسمتم از ازل این چنین بوده که من درمیکده باشم ومدام درحال ِ شراب خواری باشم.این لقمه رابرای من گرفته اند وهمین طوربه پیش خواهد رفت. حافظ راه ِ خودرا پیدا کرده است…..
خون ِ پیاله خور که حلال است خون ِ او
درکارِ یارباش که کاریست کردنی
هر کـو نـکاشت مِـهـر و ز خـوبی گلی نچیـد
در رهـگــذار بــاد نـگـهــبـان لالــــــــه بـــــود
مِـهـر : محبت ، مهربانی
رهگذار : محل عبور
لاله : ایهام دارد ۱- گل لاله ۲- چراغ لاله
“در‌رهگذار‌باد‌نگهبان‌لاله‌بود” کنایه از بیهوده سپری کردن عمر است ، کسی که می‌کوشد از پرپر شدن گل لاله یا خاموش شدن چراغ لاله در باد جلو گیری کند .
هرکس که بذر ِ مِهر وتخم ِ محبّت نکاشته باشد وازآن گلی نچیده باشد وبهره ای ازاین کاشت وداشت وبرداشت،درمزرعه ی ِ دل نبرده باشد،زندگانیش بیهوده آب درهاون کوبیدن است.
اول باید محبت و مهربانی کرد تا بتوانی از محبت دیگران بهره‌مند شوی ، هر کس که چنین نکرد عمرش برباداست. همانندِ کسی است که درمسیر ِباد،ازچراغ ِ لاله نگهبانی کند.!روشن است که درمسیر ِ باد چراغ خاموش می شود.چراغ ِ لاله را ازآن جهت گفته که واژه های ِ بذرمهر وچیدن گل،خویشاوندباشند وشعر دلنشین گردد.وگرنه می توانست بگویدروشن کردن ِ شمع درمسیر ِ باد است.تشبیه لاله به چراغ،ازآن جهت که درون ِ لاله مثل ِ آتش سرخ است وشکل ِ لاله بصورت چراغ است ،شاعرانه وزیباست.
درجایی دیگر جام ِ شراب به چراغ تشبیه شده است.:
بی چراغ ِجام درخلوت نمی یارم نشست
زانکه کُنج ِ اهل ِ دل باید که نورانی بود
بـر طـرف گلـشـنـم گـذر افـتـاد وقـت صـبــح
آن دم کـه کار مـرغ سـحـر آه و نــالــه بـــود
این بیت با بیت بعد باهمدیگرمعنی می شود موقوف المعانیست :
رساله : ایهام دارد ۱- نامه ، پیام ۲- کتاب و نوشته، مقاله ، به مجموعه‌ی فتواهای فقها نیز می‌گویند .
دیـدیـم شعـر دلـکش حـافـظ به مـدح شاه
یک بیت از این قصـیده بـه از صد رساله بـود
صبح زود ،آ هنگام که مرغ سحری(مجازاً بلبل) با سوز ِ دل مشغول ِ آوازخوانی بود، گذرم به باغ و بوستانی افتاد، دیدم که شعر حافظ رامی خواند. کدام شعر،شعرمدح شاه را می‌خواند و چه پرمعنا و زیبا بود،سرشارازنصایح وپند واندرزها ونکته های عبرت انگیزبودبگونه ای که یک بیت ازاین شعر،از صد کتاب وصد رساله ی ِ فقهی هم بهتربود.
دراینجا حافظ پرده ازحقیقتی مهم برداشته وآن اینکه: مدّاحی های حافظ واقعن همه نغز وزیبا وعبرت انگیز هستند،فقط تعریف وتمجید نیست،بلکه درلابلای ِ مدح،نکاتِ اخلاقی،مردم داری،عدالت گستری،وچه بسا ناپایداری ِ تخت وتاج ِ پادشاهی را گوشزد کرده وتبلیغ ِ عشق ومهر ومحبت می کند.
آن شاه تـنـد حمله کـه خورشـیـد شـیـرگـیر
پـیـشـش بـه روز مـعـرکـه کمـتـر غزاله بـود
تند حمله : آنکه درهنگام حمله سبک پا وتندوتیز است.
خورشید ِشیرگیر :
خورشید در مدار ِگردش خود به بُرج ِ”اَسَد” (شیر) که یکی از بُروج ۱۲ گانه‌ی فلکی است می‌رسد. درعلم نجوم ِقدیم ، برج ِاسد را “خانه‌ی خورشید” دانسته و می‌گفتند خورشید در آنجا غذا می‌خورد و استراحت می‌کند، در اینجا منظورازخورشید ِشیرگیر این است که خورشید بسیارقوی هست ودرمسیر ِ گردش ِ خویش تمامی بُرج های فلکی را زیرپا می گذارد وشیر(بُرج ِ اَسَد) که دربالاترین نقطه ودراوج قراردارد رااشغال می کند(شکار می‌کند)! حالا خورشید که اینقدر قدرتمند است به پیش ِ این شاه،کمترین صید است،همچون برّه آهوییست که به راحتی توسط ِ شاه شکارمی گردد.(مبالغه وغلوّ است)
به احتمال ِ بسیارقوی،شاهی که مورد ِ مدح ِ حافظ قرارگرفته،شاه شجاع است که به گواهی ِ موّرخین،باحمله ای برق آسا شیراز رافتح کرد وتاحدودی آزادی واستقلال را به شیراز ارزانی داشت.
معنی بیت : آن شاهی که،شکار ِ خورشید برای ِ اواز یک برّه آهو هم کمتر است.شکار ِ خورشیدی که شیرگیراست،همه ی بُروج دوازدگانه رابه راحتی تسخیر می کند.کسی که خورشیدرابه آسانی صید کند پس چرخ ِ فلک رانیز تسخیر می کند.اغراقی بی نظیر که درمدح ِ شاه شجاع رقم خورده است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام