گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۲

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود

از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب

رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده بود

در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر

عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود

ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق

هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود

ای معبر مژده‌ای فرما که دوشم آفتاب

در شکرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود

نقش می‌بستم که گیرم گوشه‌ای زان چشم مست

طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود

گر نکردی نصرت دین شاه یحیی از کرم

کار ملک و دین ز نظم و اتساق افتاده بود

حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می‌نوشت

طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محسن حسینی پور نوشته:

با سلام
بنده در مقاله ای به نام نامه های حافظ راجع به این غزل مطلبی خواندم که دلالت بر جعلی بودن این غزل دارد و البته استدلالهای نویسنده محترم در باب انتساب این غزل به حافظ معقول و پذیرفتنی می باشد . مثلاً نویسنده پرسیده بود “راستی «دیروز سحرگاه یک دو جامم اتّفاق افتاده بود» یعنی چه ؟” یا: «از لب ساقی شراب در مذاقِ من افتاده بود!
از سـر مسـتی دگـر با شـاهد عـهد شـباب رجعتی می خواستم لیکن طلاق افتاده بود
یعنی : بار دیگر مست شده بودم از سرمستی می خواستم با زیباروی و شاهد دوران جوانی ام و همسر دوران قدیمم بار دیگر ازدواج بکنم ، لیکن طلاق داده بودم رجعت ممکن نبود و این بدان معنی است که سه بار طلاق داده بودم حرام ابدی شده بود…

ملیحه رجایی نوشته:

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
دی = دیروز
شاهد عهد شباب = محبوب زیبای جوانی
رجعت = بازگشت رجوع به ازدواج مجدد زن خود
طلاق = جدایی ، جدا شدن زن از شوهر
لیکن طلاق افتاده بود = طالق بائن که رجوع ندارد
مقامات طریقت = مراتب سلوک
عافیت = آسودگی
نفاق = جدایی، دورویی
نظر بازی = عشق ، مهر ورزی
دمادم = پی در پی
عاشق وَش = عاشق پیشه، وش پسوند شباهت ساز
نقش می بستم = تصور می کردم
طاق = تک ، جدا ، دور
گیرم گوشه ای = کناره گیری کنم
مُعَبِّر = تعبیر کننده خواب
دو شم آفتاب = دیشب آفتاب با من
هم وثاق = هم خانه
شاه یحیی = نصر الدین شاه یحیی بن شرف الدین مظفر بن امیر مبارز الدین از آل مظفر به سال ۷۹۸ به فرمان تیمور لنگ حاکم شیراز شد و از ممدوحین حافظ است .
اتساق = ترتیب و نظم فراهم شدن
طایر فکر= مرغ اندیشه
نظم پریشان = غزلیات حافظ

ویرایش جدید ساغر