گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد

هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد

برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز

که سلیمان گل از باد هوا بازآمد

عارفی کو که کند فهم زبان سوسن

تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد

مردمی کرد و کرم لطف خداداد به من

کان بت ماه رخ از راه وفا بازآمد

لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح

داغ دل بود به امید دوا بازآمد

چشم من در ره این قافله راه بماند

تا به گوش دلم آواز درا بازآمد

گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست

لطف او بین که به لطف از در ما بازآمد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسام الدین سراج » نگاه آسمانی » باد صبا

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۸۵ » (ماهور) (۰۱:۴۶ - ۰۵:۴۰) نوازندگان: ارکستر گل‌هاترانه سرا: حافظ شیرازی خواننده ترانه: شجریان، محمدرضا آهنگساز: فرامرز پایور ; درویش‌خان تنظیم آهنگ: فرامرز پایور مطلع شعر ترانه: مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۵۶۰ » (چهار گاه) (۱۴:۳۳ - ۱۵:۱۵) نوازندگان: همایون خرم (‎ویولن) خواننده آواز: محمودی خوانساری سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

nighthero نوشته:

لاله بوی می نوشین بنشید از دم صبح

مصباح نوشته:

لطف او بین که به صفا ….

ج مصباح نوشته:

مصراع دوم بیت آخر
لطف او بین که به صلح از در ما باز آمد

آمیز نوشته:

سلام دوستان

در رابطه با بیتِ: برکش ای مرغ سحر نغمۀ داوودی باز
که سلیمان گل از طرف هوا باز آمد

داوود نبی: که به خوش صدایی معروف بود و گویند وقتی زبور را به آواز میخواند مرغان هوا هم گوش به آوازش میدادند.
سلیمان پسر داوود بود که بر بادها (هوا) هم حکمرانی میکرد.

پس معنی شعر مشخص است.

در کنارش این نکته هم گفتنش شاید خالی از لطف نباشه که “هوا” در مصرع دوم، میتونه “هوس” هم معنی بده، هوا و هوس و …
چرا که داوود نبی، شیفتۀ زن یکی از افسران خودش به نام اوریا میشه، اوریا رو میفرسته به جنگی که اوریا در اون بقتل میرسه و داوود با این زن ازدواج میکنه که سلیمان نبی حاصل همین ازدواجه (گرچه داوود نبی بعدها پی به گناهش میبره، گریه و توبه میکنه و خدا توبه اش رو میپذیره)

در نتیجه این معنای دور هم ممکنه از این مصرع برداشت بشه

تا نظر دوستان چه باشه؟

ممنون
^_^

کمال نوشته:

باسلام وشب بخیر

فالی درمدح این غزل:
ای صاحب فال،بادصبابرای شمامژده
می آوردکه دوران سختی به سرآمده،،،،،
است واین سنت الهی است که بعداز،،،،،
سختی آسایش وراحتی است،درهای،،،،
حق ودرتوبه همیشه بازاست،پس ،،،،،،،،،
ارتباط خودراباخداوندحفظ کنید.

بدرود

طباطبایی نوشته:

متاسفام ک در مورد پیامبر خدا همچین چیزهایی رو نوشتید

رامین نوشته:

با سلام
چون صحبت از حضرت داوود (ع) شد، دیدم خالی از لطف نباشه که توضیحات ذیل بیت دوم رو از کتاب دکتر برزگر خالقی اینجا بنویسیم:
“نغمه برکشیدن: سرود و آواز خواندن
مرغ سحر: کنایه از بلبل
داوود: از پیامبران بنی‌اسرائیل که یازدهمین پشت یعقوب و پدر سلیمان است. اسم کتاب آسمانی او زبور یا مزامیر است. مزامیر سرده و اشعاری است که با آهنگ نی خوانده شود. به هر یک از این ترانه‌ها مزمار یا مزموز و به مجموعه این سروده‌ها مزامیر گویند. به کتاب مزامیر، زبور نیز گفته می¬شود. داوود به خوش‌آوازی معروف است. در آیه ۱۰ سوره سبا می‌فرماید:
وَلَقَدْ آتَیْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا: همانا دادیم داوود را مزیتی
و مفسرین آن مزیت را به صدای خوش و نرم کردن آهن تفسیر کرده‌اند. داوود هنگامی که کتاب خود را با لحن خوش می‌خواند، مرغ از طیران بازمی‌ایستاد و نیز هنگامی که آواز می‌خواند، کوه‌ها با او هم‌سرایی می‌کردند و به عبارت دیگر، رسایل او بودند؛ چنان که در ادامه آیه ۱۰ سوره سبا می‌فرماید:
یَا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَالطَّیْرَ ۖ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ: ای کوهها و ای پرندگان! با او (در تسبیح و تقدیس خدا) هم آواز شوید. همچنین آهن را (همچون موم) برای او نرم کردیم (تا در زره‌سازی نیازی به تافتن آن نداشته باشد(.
سلیمان گل: اضافه تشبیهی، گل سرخ که سلطان باغ است، از نظر زیبایی و جاه و جلال، به سلیمان مانند شده است.
معنی بیت: ای بلبل، آواز خوش خود را که همچون نغمه داوودی است، بخوان و از سر بگیر، زیرا گل سرخ مانند سلیمان با باد صبا به باغ و چمن آمد.”

گمنام-۱ نوشته:

جناب رامین،
داستان به جنگ فرستادن فرمانده و تصرف همسر اورا هم خوانده اید؟؟
جناب خواننده صاحب کتاب و پیامبر خدا!!!

سهیل قاسمی نوشته:

بیت آخر باز آمد یعنی دوباره آمد.
با این که حافظ پیمان شکست و ابراز رنجش از یار کرد، لطف و کرم یار را ببین که دوباره با مهربانی و ملاطفت به در من آمد.

حاجی سیسی نوشته:

جناب آمیز
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید

و جناب طباطبایی
کمترین را هم در تاسفتان شریک بدانید.

حسین ۲ نوشته:

سلیمان پیغمبر نبوده ، در تاریخ یهود پادشاه است
اسلام او را پیغمبر دانسته که با تاریخ یهود مغایر است تأسفی هم ندارد

حسین ۲ نوشته:

آمیز عزیز گل گفتی و درست

یک دوست نوشته:

همین که دروغهایی که راجع به حضرت داوود علیه السلام گفتن
درج کردید اما نظر منو ثبت نکردید ماهیت شما رو روشن میکنه
از خدا بترسید

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

********************************
شرح غزل شماره ۱۷۴
********************************
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
(رمل مثمن مخبون محذوف)
********************************
۱- مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد
***
دگر: دیگر بار، بار دیگر .
باد صبا: نسیم باد صبا ، وزش بادملایمی که صبح و غروب از جانب شمال شرقی می وزد.
و از روی اصطلاح عرفانی باد رحمت الهی فیض مقدس و نفس رحمانی نیز گویند.
هدهد: شانه بسر ،مرغ سلیمان ، پوپک .
سبا: نام کشور و قومی در جنو ب غربی جزیره العرب در هزاره اول قبل از میلاد.شهر بلقیس
ودر اصطلاح عرفانی عالم جبروت را گویند
طَرْف: به عربی به معنای چشم ، به معنای ساحل و کناره و جمع آن اطراف است .طَرَف : با فتح اول و دوم به معنای جانب و سو و حافظ کلمه طرف با فتح اول و جزم دوم وسوم را به اضطرار وزن شعر به جای طَرَف آورده است.
***
شرح عرفانی=بشارت باد ترا ای دل مقبوض ومهجور از نفحات الهی که دگر بار باد رحمت الهی و نفحات ربانی باز برو یکار آمد و آن هدهد خوش خبر قاصدک کوی دلبر از ,الم صفات باز آمد
معنی معمول =ای دل، خبر خوش اینکه بار دیگر نسیم صبا وزید و هدهد خوش خبر از جانب کشور سبا برگشت. اشاره به مرغ قاصد هدهد که از طرف ملکه سبا برای سلیمان خوش خبری آورده نمود و صراحتاً امدن سلیمان گل را خبر می دهد
****************************************************
۲- برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز
که سلیمان گل از باد هوا بازآمد
***
مرغ سحر= از روی اصطلاح عرفانی اشارت به دل و روح انسان است
هوا = نیز اشارت به عالم بالاست
نغمه داوودی : آواز مشابه بهآواز داوود پیغمبر که به خوش آوازی مشهور است .
سلیمان گل: ( اضافه تشبیهی ) گل به سلیمان تشبیه شده است.
از باد هوا باز آمد : به وسیله باد هوا برگشت . اشاره به باد که مرکب حضرت سلیمان بود .
***
شرح عرفانی=بر کش ای مرغ سحر نغمه خوب و خوش داوودیت را که نفحات ربانب و غذای روحانی تو از طرف عالم بالا و ملک جبروت باز آمد .
***
معنی معمول=ای بلبل، آواز خوش داوودی را از سینه برکَش چرا که گل سرخ همانند سلیمان با باد هوا بازگشت .
****************************************************
۳- عارفی کو که کند فهم زبان سوسن
تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد
***
زبان سوسن: اشاره به گلبرگها و کاسبرگهای مشابه گل سوسن است که به ده زبان مشهور شده است.و اینجا از روی اصطلاح عرفانی اشارت به دل خود است
***
شرح عرفانی=میگوید عارفی که او را فهم زبان قلوب و دریافت لسان ارواح حاصل شده باشد کجاست تا بپرسد از سوسن که در زمستان قبض چرا از کار رفت ؟و در بهار بسط چرا بر سر کار باز آمد؟و سوسن به گوش عارف این این راز خواهد گفت که از خزان قبض و قهرو جلال باید گریخت و با بهار بسط و لطف و جمال باید آویخت والله اعلم بالصواب
***
معنی معمول= دانا و آگاه دلی کجاست که زبان سوسن را فهم کرده و از آن سِرّ، سَرْ در آورده که چرا سال پیش پژمرده و چرا امسال دوباره سر از خاک برآورد.
****************************************************
۴- مردمی کرد و کرم لطف خداداد به من
کان بت ماه رخ از راه وفا بازآمد
***
لطف یا (بخت )= در اصطلاح سعادت ازلی را گویند که داد الهی است و سعی بنده را در آن دخلی نیست
شرح عرفانی= مردمی و کرم کرد بخت خدا داده و سعادن ازلی با من ،که آن محبوب بی نیاز و مستغنی مطلق –که بواسطه صدور ذنبی یا ترک ادبی از من ملول شده بود از بهر خدای خود باز بر سر صلح آمد و دولت بسط ارزانی فرمود
***
معنی معمول=بخت واقبال خدا داده با من به لطف و جوانمردی رفتار کرد که آن محبوب سنگدل بار دیگر با من بر سر مهر آمد .
****************************************************
۵- لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح
داغ دل بود به امید دوا بازآمد
***
داغ دل : داغ بر دل ، دل پرحسرت ، شکسته دل .(دل سیاه لاله به داغ تشبیه شده)
مراد از لاله همان دل خودش است که از آتش قبض و فراق داغدار هست
***
شرح عرفانی= یعنی این دل سوخته از خزان قبض و قهر بوی شوق و جذبه استشمام نمود و از دم نفحات ربانی که جذاب قلوب انسانی است به امید دریافت بسط از آن نفحات امید وار شد
***
معنی معمول=لاله از وزش نسیم سحری بوی شراب خوشگوار شنید و چون دلش داغدیده بود به امید اینکه دارویی برای درد دل خود بیاید بار دیگر شکوفا شد و بازگشت.

****************************************************
۶- چشم من در ره این قافله راه بماند
تا به گوش دلم آواز درا بازآمد
***
آواز دَرا: آواز زنگ بزرگ کاروان ، آواز جَرَس که برای اطلاع مسافرین به صدا در می آمده است. دَرِ رنجش زد: رنجیدگی نشان داد ، رنجیدگی را دستاویز خود قرار داد.
قافله =از روی اصطلاح اشارت است به قافله نفحات ربانی
***
شرح عرفانی=میگوید که چشم در پی قافله نفحات حیات سمات تو ای محبوب که از من بواسطه صدور تقصیر ،غیبوبت بس آب اشک کشید و ریخت تا بگوش دل من آواز الهامات و خطابات تو ای محبوب باز آمد ،و از علت قبض رهانید و به دولت بسط رسانید.
***
معنی معمول=آنقدر چشم من در انتظار این قافله ، در کنار راه حالت انتظار بماند تا اینکه صدای زنگ کاروان به گوش دلم رسید.
****************************************************
۷- گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست
لطف او بین که به لطف از در ما بازآمد
***
شرح عرفانی= اگر چه ما عهد شکستیم و گناه کردیم به نظاره غیر و ماسوی .با این وصف لطف آن لطیف و رأفت آن رؤوف ببینید و مشاهده کنید که به صلح از در ما باز آمد.و دولت بسط عطا فرمود
***
معنی معمول=هر چند حافظ رنجیدگی خاطر را دستاویز قراداده و عهد و پیمان خود را شکست . محبت ومهربانی محبوب را ببین که با صلح و آشتی به سوی ( حافظ ) باز گشت.
***
جاوید مدرس (رافض)

کانال رسمی گنجور در تلگرام