غزل شمارهٔ ۱۳۸
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول
بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای علم داد نکرد
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
نالهها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر
آشیان در شکن طره شمشاد نکرد
شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار
زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد
کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد
غزلیات عراقیست سرود حافظ
که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
سعید نوشته:
علم داد ستونی بوده که هر کس شکایتی تزد شاه یا والی شهر داشته با نوشتن شکایت خود بر روی کاغذی و پوشیدن آن به زیر ستون رفته در حالی که اجازه صحبت کردن نداشته والی با خواندن شکایت حکم صادر می کرده است.
د.خ نوشته:
باسلام
“رقم خیر و قبول” در مصراع اول بیت ۲ به چه معناست و رابطه “جوانبختی که رقم خیر و قبول میزند” با” آزاد کردن بنده” چه میتواند باشد. آن گونه که از شعر اسنباط میگردد شخصی بسیار قدرتمند و با نفوذی بوده است که علیرغم اینکه حافظ به او علاقه وافری داشته است ولی با این وجود آن شخص به قول خودمان ok و تایید نهایی به حافظ نداده است.
از کسانی که مرا راهنمایی میکنند پیشاپیش تشکر میگردد.