گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۸

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

آن جوان بخت که می‌زد رقم خیر و قبول

بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد

کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک

رهنمونیم به پای علم داد نکرد

دل به امید صدایی که مگر در تو رسد

ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر

آشیان در شکن طره شمشاد نکرد

شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار

زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد

هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق

که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

غزلیات عراقیست سرود حافظ

که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید نوشته:

علم داد ستونی بوده که هر کس شکایتی تزد شاه یا والی شهر داشته با نوشتن شکایت خود بر روی کاغذی و پوشیدن آن به زیر ستون رفته در حالی که اجازه صحبت کردن نداشته والی با خواندن شکایت حکم صادر می کرده است.

د.خ نوشته:

باسلام
“رقم خیر و قبول” در مصراع اول بیت ۲ به چه معناست و رابطه “جوانبختی که رقم خیر و قبول میزند” با” آزاد کردن بنده” چه میتواند باشد. آن گونه که از شعر اسنباط میگردد شخصی بسیار قدرتمند و با نفوذی بوده است که علیرغم اینکه حافظ به او علاقه وافری داشته است ولی با این وجود آن شخص به قول خودمان ok و تایید نهایی به حافظ نداده است.
از کسانی که مرا راهنمایی میکنند پیشاپیش تشکر میگردد.

محمد باقر ناصری نوشته:

در بیت هشتم مصرع اول اینگونه هم امده است ( مطربا پرده بگردان و بزن رابعه را ) این صحیحتر است به این دلیل که به مطرب امر شده است که پرده ی موسیقی را عوض کند و تصنیف رابعه بنوازد

امید مقدسی نوشته:

این غزلو با صدی سالار عقیلی حتما حتما گوش کنید

محمد نوشته:

مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق
عراق در اینجا دو معنی دارد ،یکی منطقه یا کشور عراق و دیگری یکی از گوشه ها(پرده ها)ی موسیقی می باشد_مانند عراق ماهور ،افشاری…

صالح نوشته:

اول اینکه در بیت هشتم کلمه عراق ایهام تناسب دارد که آقای محمد به آن اشاره کرده
دوم اینکه تصنیف استثنایی یاد باد سالار عقیلی و گروه گوشه در آلبوم یاد باد را حتمآ گوش کنید

کامبیز درودیان نوشته:

با درود به خانم یا آقای د.خ

این غزل به مناسبت سفر شاه شجاع به عراق و غفلت از تودیع با حافظ سروده شده- منبع حافظ یکتایی

پیروز باشید

کامبیز درودیان نوشته:

جوانبخت: شریف و اصل. نیک بخت - فرهنگ نفیسی
رقم خیر و قبول زدن: اجازه ی بخشش مال و عفو دادن. با نوشتن یادداشتی …

آرش نوشته:

این غزل درباره فرار عبید زاکانی دوست حافظ از دست امیرمبارزالدین به عراق است.

باران نوشته:

این غزل رو با صدای همایون شجریان باید شنید و زمزمه کرد…

ناشناس نوشته:

این غزل بسیار زیبا را همایون شجریان به زیبایی هر چه تمام برای یادبود استاد پرویز مشکاتیان به آواز خوانده است و هم چنین سیامک آقایی بسیار دلنواز سنتور نواخته است
http://www.aparat.com/v/5rRXG

کمال نوشته:

س،

فالی درمدح این غزل،
ای صاحب فال،آنچه راکه می طلبیدباگریه
وزاری نمی توانیدبه دست بیاوریدوشایددر،
انتخاب خوداشتباه کرده باشید،پس در،،،،،،،،،
تصمیمتان تجدیدنظرکنیدودیگران رااز،،،،،،،،
خواسته های خودمطلع نکنید،امیداست به،،
شادی برسی،به خداتوکل کنیدودرصبور،،،،،،،
باشید.پایان شبه سیه سپیداست.

شب خوش

Saghar نوشته:

سلام.ببخشید اگر میشه معنی بیت کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک رهنمونیم به پای علم داد نکرد را بنویسید.باتشکر

سمانه ، م نوشته:

ساغر خانم عزیز
در جواب سؤال شما تا حد مقدور آنچه می دانم مینویسم :
کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای علم داد نکرد

به دستور پادشاهان پرچمی در نزدیکی کاخ شاهی می افراختند به نام ” علم داد“ که هر که شکایتی داشت جامه ای از کاغذ به بر میکرد و روی آن مطلب دادخواهی خود را می نوشت و گاهی به عنوان خونخواهی جامه ی کاغذی را به رنگ سرخ می کردند میگوید این جامه را به خونابه ی دل ،به عنوان دادخواهی ، سرخ میکنم ، که دست روزگار راهنمای من به پای پرچم دادخواهی نشد

شاد زی

مهدی نوشته:

مطزبا پرده بگردان و بزن راه عراق
در اینجا تسلط حافظ بر گوشه های دستگاه های موسیقی ایرانی مستفاد می شود.شاه شجاع به راه عراق(عراق ایران به ناحیه مرکزی فلات ایران
گفته می شده) رفته و حافظ از مطرب می خواهد گوشه(پرده) عراق که در دستگاهها ی ماهور ونوا و نغمه افشاری نواخته می شده، بنوازد.

سبحان نوشته:

غلامان دربار سلطان پس از سالها خدمت به ایشان و بالا رفتن سن به ایشان نامه مینوشتند که با آزادیشان موافقت شود و سلطان هم هر کدام را که میخواست ازاد کند زیر نامه اش مینوشت خیر است و اینگونه موافقتش را با ازادیش اعلام میکرد و هر کدام که کلمه قبول را زیر نامه اش مینوشت قبول بدین معنی بود که هنوز قبولت داریم و باید هنوز خدمت کنید و این بیت زیبای آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول بنده پیر ندانم ز چه ازاد نکرد را خاجه از این داستان گرفته

کانال رسمی گنجور در تلگرام