گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۱

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد

سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد

حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است

کسی آن آستان بوسد که جان در آستین دارد

دهان تنگ شیرینش مگر ملک سلیمان است

که نقش خاتم لعلش جهان زیر نگین دارد

لب لعل و خط مشکین چو آنش هست و اینش هست

بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد

به خواری منگر ای منعم ضعیفان و نحیفان را

که صدر مجلس عشرت گدای رهنشین دارد

چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان

که دوران ناتوانی‌ها بسی زیر زمین دارد

بلاگردان جان و تن دعای مستمندان است

که بیند خیر از آن خرمن که ننگ از خوشه چین دارد

صبا از عشق من رمزی بگو با آن شه خوبان

که صد جمشید و کیخسرو غلام کمترین دارد

و گر گوید نمی‌خواهم چو حافظ عاشق مفلس

بگوییدش که سلطانی گدایی همنشین دارد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فریبا علومی یزدی نوشته:

هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد

سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد

در مصرع دوم “همنشین” در نسخه انجوی “هم قرین” آمده است و از جهت آنکه در مصرع آخر “همنشین ” استفاده شده است به نظرم “هم قرین” درست است.

علی کریمی نوشته:

در برخی نسخ آمده است
دهان تنگ شیرینش مگر مهر سلیمانست
که نقش خاتم لعلش جهان زیر نگین دارد

مُـهر به نظر با توجه به معنی بیت به نظر مناسب تر از ملک میباشد چرا که نقش خاتم برای انگشتری است نه ملک و مملکت
و خاتم یا انگشتر حضرت سلیمان معروف است و در اشعار دیگر حضرت حافظ به آن اشاره شده است.

علی کریمی نوشته:

به نظرم
لب لعل و خط مشکین چو آنش هست اینش نیست
بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد
صحیح می‏باشد و باید جایگزین بیت زیر شود
لب لعل و خط مشکین چو آنش هست و اینش هست
بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد

علی کریمی نوشته:

و گر گوید نمی‌خواهم چو حافظ عاشق مفلس
بگوییدش که سلطانی گدایی همنشین دارد
درست نیست
وگر وقتی معنی میدهد که دوبار بیشتر پاسخ آمده باشد
حال اینکه بار اول است

اگر گوید نمی‌خواهم چو حافظ عاشق مفلس
بگوییدش که سلطانی گدایی همنشین دارد

علی کریمی نوشته:

به خواری منگر ای منعم ضعیفان و نحیفان را
که صدر مجلس عشرت گدای رهنشین دارد

به خواری منگر ای منعم ضعیفان و فقیران را
که صدر مجلس عزت گدای ره‏نشین دارد

نحیفان و فقیران بر یک وزن هستند
عشرت و عزت هم به نظر همینطوراست ولی عشرت نه به لحاظ معنی و زیبایی شناسی درست به نظر نمیرسد
مقابل خواری عزت است نه عشرت

ساغر نوشته:

من دو نسخه ى متفاوت دارم که مصرع اول بیت چهارم به شیوه هاى دیگرى نوشته شده:
نسخه ى قزوینى-غنى:
لب لعل و خط مشکین چو آنش نیست جانش نیست
بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد
نسخه ى دیگر (قدیمیتره و نوشته نشده متعلق به چه کسیه):
لب لعل و خط مشکین چو اینش هست آنش نیست
بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد

شخصا اولى رو صحیح تر مى دونم، ولى فکر مى کنم که در واقع هر دو زیباتر هستند از چیزى که در اینجا نوشته شده، هم از لحاظ معنایى و هم آهنگ شعر.

کمال نوشته:

باسلام وشب بخیر

فالی جهت این غزل:
ای صاحب فال،شماکسی راداریدکه
خوشبختانه شمارابسیارزیاددرک،،،،،
می کندواین یک سرمایه مهم در،،،،،،
زندگی است،بخشندگی رافراموش
نکنید،رمزشماگرایش به گذشت،،،،،،
است چه مالی وکمک به نیازمندانم،
وچه معنوی وبخشیدن دیگران،،،،،،،،
موءفق باشید.

بدرود

نامbi نوشته:

چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان

که دوران ناتوانی‌ها بسی زیر زمین دارد

the most important message in this poem

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

******************************************
******************************************
به خواری منگر ای منعم ضعیفان و نحیفان را
که صدر مجلسِ ………، …….. ره‌نشین دارد

عزّت، فقیرِ: ۲۲ نسخه (۸۰۱، ۸۱۳، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۳، ۸۲۵، ۸۳۶، ۸۴۳ و ۱۴ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال

عزّت، حقیرِ: ۱ نسخه (۸۰۳)
عزّت، معینِ: ۱ نسخه (۸۲۴)

عشرت، گدایِ: ۳ نسخه (۸۲۷، ۸۶۲، ۸۹۳) قزوینی- غنی، سایه، خرمشاهی- جاوید

عشرت، فقیرِ: ۳ نسخه (۸۵۸، ۸۶۴ و ۱ نسخۀ بی‌تاریخ)
عزّت، گدایِ: ۳ نسخه (۸۹۸، ۸۷۴؟ و ۱ نسخۀ بی‌تاریخ)

غزل ۱۱۷ در ۳۴ نسخه ضبط شده و ۸۱۸ فاقد بیت فوق است. از نسخ کاملِ کهنِ مورّخ، نسخۀ مورّخ ۸۲۲ غزل را ندارد.
****************************************
***************************************

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
******************************************
******************************************
دهان تَنگِ …………………… سلیمان است
که نقش خاتم ……… جهان زیر نگین دارد؟!

شیرینت مگر مُهر: ۱۵ نسخه (۸۰۱، ۸۴۳ و ۱۳ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال

شیرینت مگر مُلک: ۱۴ نسخه (۸۰۳، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۳، ۸۲۴، ۸۳۶ و ۷ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ)

شیرینت دگر مُلک: ۱ نسخه (۸۱۳)

شیرینش مگر مُلک: ۱ نسخه (۸۲۷) قزوینی- غنی

شیرینش مگر مُهر: ۳ نسخه (۸۶۲، ۸۹۳ و ۱ نسخۀ بی‌تاریخ) خرمشاهی- جاوید

غزل ۱۱۶ و بیت فوق در ۳۴ نسخه ضبط شده است. از نسخ کاملِ کهنِ مورّخ، نسخۀ مورّخ ۸۲۲ غزل را ندارد. در مصرع دوم یک دگرسانی مرتبط با قبلی این است:

لعلش: ۲۶ نسخه (۸۰۱، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۳، ۸۲۵، ۸۲۷، ۸۴۳ و ۱۸ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) همۀ مصححان

لعلت: ۸ نسخه (۸۰۳، ۸۱۳، ۸۲۴، ۸۳۶ و ۴ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ)
***********************************
***********************************

کانال رسمی گنجور در تلگرام