گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۹

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد

به خط و خال گدایان مده خزینه دل

به دست شاهوشی ده که محترم دارد

نه هر درخت تحمل کند جفای خزان

غلام همت سروم که این قدم دارد

رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست

نهد به پای قدح هر که شش درم دارد

زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار

که عقل کل به صدت عیب متهم دارد

ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان

کدام محرم دل ره در این حرم دارد

دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل

به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد

مراد دل ز که پرسم که نیست دلداری

که جلوه نظر و شیوه کرم دارد

ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست

که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

صنم نوشته:

اسم من با تفال زدن به دیوان حضرت حافظ در شب تولدم انتخاب شد …
این شعر آمد و اسم من صنم شد …

بزرگمهر وزیری نوشته:

در ایران پس از حملۀ عرب ها در داستان ها شخصیت «جم» یا «جمشید» با «سلیمان» به هم آمیخت. این آمیختگی را در چند غزل حافظ می بینیم. در بیت نخست منظور از خاتم گم شده , اشاره به داستانی است که دیو یا اهریمن انگشتر سلیمان را می رباید.
همانند این معنا را حافظ در بیت زیر دارد:
«گر انگشت سلیمانی نباشد
چه خاصیت دهد نقش نگینی»

ملیحه رجایی نوشته:

غیب نما = از اسرار نهان آگاه است.
جام جم = جام جهان بین جمشید
خاتم = انگشتر حضرت سلیمان
شاه وش = شهریار
جفا = ستم
خزان = پاییز
موسم = موقع، زمان
قدح = جام می
لاف = ادعا
تجرد = وارستگی
شغل = کار ، اشتغال
معنی بیت ۱: آن دل که چون جام جهان بین جمشید، رازهای پنهانی درآن نمایان می شود و همواره در کشف و شهود است از اینکه انگشتر پادشاهی او به دست دیوان افتد باکی ندارد.
معنی بیت ۲: گنج دل را همراه با خط و خال زیبایی به کسانی که از فضیلت خالی هستند مده بلکه به دست فرمانروای صاحب کمالی ده که ارزش آنرا بشناسد.

امید قره باشلو نوشته:

در بیت دوم حافظ می فرماید:
 ظاهربین مباش و دلت که سرمایه توست را به دونان و گدایان که فقط آب و رنگی دارند مده ، بلکه به آن صاحب معرفت و کمال بده که قدرش را بداند و احترامش را حفظ کند.


دکترامین کیخا نوشته:

با دریافت اینکه در همه این مدت دوستان گرداننده OCR کرده اند و از ما روراست یارمندی نخواسته اند به شگفت امدم ، نمی دانستم کجا باید سپاس دارم گفتم دیوان خواجه بهتر جای است ، انهم در حاشیه واژه تحمل ! برادران بزرگوارم درود پاکان به شما ، این نگهداری و پاسداری را هزمان کسی بر دست داشته است . باشد که بیخ فارسی گشنتر شود و شاخش گسترده تر ، بر جانهای پاک و دلهای بی خواهشتان درود. بر روان زادان فرخ پاک درود ، بر روان یعقوب لیث درود .بر همه نگهداران پارسی درود .

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

****************************************
****************************************
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام ……………… که این قدم دارد

همّتِ سروَم: ۳۷ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۶، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۲، ۸۲۴، ۸۲۷، ۸۳۶، ۸۴۳ و ۲۶ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی- غنی، خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نوزانی وصال، خرمشاهی- جاوید

قامت سروَم: ۳ نسخه (۸۲۱، ۸۲۳، ۸۲۵) سایه

غزل ۱۱۴ را ۴۰ نسخه دارند از جمله ۱۱ نسخۀ کاملِ کهنِ مورّخ.
*********************************
*********************************

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

..>>>>>>>>>>>>>>>
**************************************
**************************************
مراد دل ………………. دلداری
که جلوۀ نظر و شیوۀ کرم دارد
ز که جویم چو نیست: ۱۶ نسخه (۸۱۶، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۵، ۸۴۳ و ۱۱ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال، سایه
ز که پرسم که نیست: ۱ نسخه (۸۲۷) قزوینی- غنی، سایه- خرمشاهی
ز که جویم که نیست: ۷ نسخۀ متأخر یا بسیار متأخّر (۸۴۹، ۸۵۸، ۸۶۲، ۸۶۴، ۸۶۷،۸۹۳، ۸۷۴؟)
غزل ۱۱۴ را ۴۰ نسخه دارند از جمله ۱۱ نسخۀ کاملِ کهنِ مورّخ. از ۴۰ نسخه، ۱۶ نسخه بیت فوق را ندارند: ۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۸، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۲۴، ۸۳۶ و ۸ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ
*****************************************
*****************************************

فرخ نوشته:

۱-”رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست …نهد به پای قدح هر که شش درم دارد
زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار …که عقل کل به صدت عیب متهم دارد”
منظورشکل گل نرگس است: شش گلبرگ آن بصورت مسطح اطراف تخمدان گل (که بشکل کاسه ای در وسط گل ست) قرار گرفته. حافظ میگه که این همان “شش درم” است که گل تقدیم جام شراب کرده.
۲-با یادآوری دوست کامت گذار باید گفت که:
درود من هم به روان جاوید یعقوب لیث صفاری باد.

رضا نوشته:

دلی که غیب نمای است وجام جم دارد
زخاتمی که دَمی گم شود چه غم دارد
جَم: جمشیدپادشاه باستانی که دارای قدرت وشوکتِ افسانه ای داشت.
جام جَم : جام جمشید، گویند که جمشیدجامی افسانه ای داشته که به وسیله ی آن ازرویدادهای جهان آگاه می شده است. بعضی براین باورند که جام جمشید همان جام شراب است که با نوشیدن آن سرمست می شده وبه یک نوع آگاهی می رسیده است. بعضی گویند که چون جمشید اوّلین بارشراب راکشف کرده،به همین سبب جام جمشید شهرت پیداکرده است.
غیب نما: دراصطلاح عارفان، دل همان جامیست که نمایاننده ی غیب است. درحقیقت جام غیب نما همان عواطف واحساسات درونی رابه بیرون بازتاب می دهد. البته ماهیّت ِ همه ی دلها همچون آئینه هست وقابلیّتِ انعکاس اسرارغیبی رادارد لیکن بعضی دلها موردِ توجّه کافی قرارنگرفته وزنگاربسته اند ونمی توانند مکنونات قلبی ویااسرارغیب رابازبتابانند امّا بعضی همانندِ حافظ دراثرکسب دانش ومعرفت وآگاهی، درنگهداری ومراقبت از دل کوتاهی نکرده وآئینه ی دل راچنان شفّاف سازند که به سهولت انوار واسرارغیبی رادریافت می کنند.
خاتم : انگشتری
دَمی : لحظه ا یی ، مدت کوتاهی
معنی بیت: آن دلی که قابلیّتِ بازتاب اسرارغیبی راپیداکرده، درحقیقت همان جام جم افسانه ایست وبوسیله ی چنین دلی می توان ازاسرارمگو باخبرشد. باداشتن چنین دلی، آدمی دیگرنیازی به انگشتری اسرارآمیز سلیمانی ندارد وازدغدغه ی گم شدن آن نیزدرامان می ماند.
من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم
که گاه گاه براو دست اهرمن باشد
به خطّ وخالِ گدایان مَده خزینه ی دل
به دست شاهوَشی ده که محترم دارد
خط : موهای لطیفی که گرداگرد صورت می روید وسببِ جاذبه وکشش وزیبایی می گردد.
“خط وخال” کنایه ازتمام زیبائیها وجاذبه های چهره هست.
“گدایان” دراینجا کنایه ازکسانیست که زیبائی صورت وظاهردارند امّاسیرت زیبا ندارند ،بی معرفتان ،مُفلسان وفرومایگان
خزینه: خزانه ، گنجینه.
شاه وش : شاه مانند،شاه صفت
معنی بیت: گنجینه ی باارزش دل رابه زیبائیهای ظاهری وفریبنده ی این پری چهرگانِ فرومایه وبی معرفت نسپارید زیبایی ظاهری درصورتی ارزشمند هستند که به زیباییِ باطنی پیوند خورده باشند. اگرمی خواهید حُرمتِ دلدادگی حفظ شوددل به پری چهرگانی بامعرفت وشاه صفت بسپارید نه گداصفت.
دلا مباش هرزه گرد وهرجایی
که هیچ کارزپیشت بدین هنرنرود
نه هردرخت تحمّل کندجفای خزان
غلام همّت سروم که این قدم دارد
قدم داشتن : استقامت داشتن
معنی بیت: هردرختی تاب وتحمّلِ تاراج پائیزی راندارد ونمی تواند ازاین آزمون سخت وطاقت فرسا سربلندبیرون بیاید ونشاط وطراوت وتازگی خویش راحفظ کند. من دوستدار وارادتمندِاراده ی ستودنیِ درخت سروهستم که چنین استقامتی دارد وازپا نمی افتد.
زیربارند درختان که تعلّق دارند
ای خوشا سرو که ازبارغم آزادآمد
رسیدموسم آن کزطَرب چونرگس مست
نهد به پای قدح هر که شش درم دارد
طَرب: شادمانی
نرگس: نام گلی است خوشبو که ته و ساقه اش مانند پیاز است و بر سر گلی می آورد زرد یا بنفش . و آن چند نوع است : شهلا و مسکین و صدپر. اگروسط گل حلقه ی زرد دیده شود و آن را نرگس شهلا گویند و در بعضی جنس ها خود گل نیز زرد است یا گل سفید است ولی در وسط آن گلبرگ های کوچک سفید است و آن را نرگس مِسکین گویند. تعداد گلبرگ هایش سه عدد و سفید رنگند و کاسبرگ هایش نیز سه عدد هستند که به رنگ گلبرگ ها می باشند(جمعاً شش عدد) دراینجاحافظ خوش ذوق همان نرگس مسکین رامدنظر قرار داده است.
قدح: کاسه ای که دونفر راسیرکند.
شش درم: پول خُرد وناچیز،کنایه ازمسکینی واشاره ی ملیح به شش برگ نرگس
معنی بیت: موسم طرب وشادمانی(بهار) رسیده، حال که همه ی گلها ودرختان نیزسرمست شده اند موقع آن فرارسیده که هرکس حتّا مسکینان همانندِ نرگس مسکین،هرچقدردرتوان دارد صرف عیش ونوش وشادخواری کند.
صبا به تهنیتِ پیرمی فروش آمد
که موسم طربِ عیش ونازونوش آمد
زَر از بهای مِی اکنون چو گل دریغ مدار
که عقل کُل به صدت عیب متهم دارد
دریغ مدار: مضایقه مکن
عقل کلّ:شعوروعقل کامل که درآغازخلقت توسط خداوند آفریده شده است.
متّهم دارد: ایراد وخُرده بگیرد.
معنی بیت: اکنون که فصل عیش ونازونوش فرارسیده،به منظورمهیّانمودنِ بساط عشق، درخرید شراب سیم وزَرمضایقه مکن که اگرخسیس باشی وبرای خرید باده وگل هزینه نکنی عقل کل ازبابت اینکه درموسم عشرت غفلت نموده ای صدها عیب وایراد ازکارتو خواهد گرفت.
قحط جوداست آبروی خود نمی باید فروخت
باده وگل ازبهای خرقه می باید خرید.
ز سِرّغیب کس آگاه نیست قصّه مخوان
کدام مَحرم دل رَه در این حرم دارد
این بیت خطاب به واعظان وزاهدان ودراعتراض به آنهاست که رندان ِ باده نوش راملامت نموده ومعتقدند که باباده گساری وعیش وعشرت، موجبات ناخشنودی خداوند فراهم می گردد.
سرّغیب: رازهای مگوی پشت پرده ی آفرینش
معنی بیت: ازاسرارپشت پرده ی خلقت هیچکس آگاه نیست وکسی نمی داند که درنظرآفریننده چه وکه خوب است وکه وچه زشت. بنابراین ازطرف اوقصّه مخوان، دل چه کسی به داخل حرم راه یافته وازاسرارغیب آگاه شده است؟
ناامیدم مکن ازسابقه ی لطف اَزل
توپس ِپرده چه دانی که که خوب است وکه زشت
دلم که لافِ تجرّد زدی کنون صدشغل
به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد
لاف زدن: ادّعانمودن، دَم زدن
تجرّد: مجرّد بودن،تنهایی، دوری گزیدن از علایق دنیوی، برهنگی.
به بوی : ایهام دارد: ۱-به امید ۲- به وعطروبوی
معنی بیت: دل من که ادّعای رهایی ازبندِ همه ی تعلّقات را داشت،اکنون ببین که چگونه به عطروبوی زلفِ مُشکین تویا به امید دستیابی به زلف دلکش توبابادسحرگاهی کاروباری پُرمشغله دارد.
نامم زکارخانه ی عشّاق محوباد
گرجزمحبّت توبود شغل دیگرم
مُرادِ دل ز که پرسم که نیست دلداری
که جلوه ی نظر و شیوه ی کرَم دارد
مُراد: مقصود، منظور،هدف
شیوه : روش ، راه و رسم
معنی بیت: ازچه کسی طریقِ رسیدن به سرمنزل مقصود رابپرسم که دراین دور وزمانه صاحبدلی وجود نداردهم زیبایی وجاذبه ی ظاهری وهم راه ورسم بزرگواری ومنش ِبخشندگی داشته باشد.
آن کیست کزروی کرَم باماوفاداری کند
برجای بدکاری چومن یکدم نکوکاری کند.
زجیبِ خرقه ی حافظ چه طَرف بتوان بست
که ما صَمد طلبیدیم و او صَنم دارد
جَیب یا جِیب: یخه،سینه، دل،گریبان.
طَرف بستن: سودجستن ، فایده بردن.
صمد: بی نیاز، یکی از نامهای خدا، دراینجا “صمد” یادآوری وتاکید برعبادت به رسم دینی هست.
صنم: بُت ، کنایه ازمعشوق زمینی، صنم دراینجا یادآوری وتاکید بررندی ولاقیدیست.
معنی بیت: ازگریبان خرقه ی حافظ چه سودمی توان جُست ؟ ما درطلب خدا و نزدیک شدن به اوبه رسم دینی بودیم لیکن اودرگریبان خویش بت پنهان داشته است!. ما قصدداشتیم ازطریق تقوا وپرهیزگاری به عبادت وبندگی مشغول باشیم امّا سرازکجا درآوردیم وبه عشقبازی با معشوق زمینی پرداختیم!
گفتم صنم پرست مشو باصمدنشین
گفتابه کوی عشق همین وهمان کنند.

لیلا همایون پور نوشته:

دلی که غیب نمایست و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
به خطّ و خال گدایان مده خزینه دل
بدست شاهوشی ده که محترم دارد
مراد دل که ز که پرسم که نیست دلداری
که جلوه نظر و شیوه کرم دارد
ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست
که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد
این چهار بیت از این شعر در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است.آدرس صفحه:http://www.avayejavid.com/SazoAvaz/AvayeJavid_72.html

کانال رسمی گنجور در تلگرام