گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۵

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد

چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان

که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد

شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما

بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد

عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است

خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد

بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال

چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفت

بفرما لعل نوشین را که زودش باقرار آرد

در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر حافظ

نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

بلبل و هزار همان مرغ زندواف است که ایرانیان گمان می کردند اوستا میخواند و اغاز داستان اسفندیار فردوسی میگوید که بلبل به شاخسار اواز دری می خواند و بر مرگ اسفندیار می روهد

امین کیخا نوشته:

با عرض پوزش فردوسی فرموده سخن گفتن پهلوی

فاطمه نوشته:

وزن شعر: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
هزج مثمن سالم

پاسخ: با تشکر از تذکر سرکار، وزن تصحیح شد.

دکتر ترابی نوشته:

در بیت نخست ، دست کم از دید روستایی چون من که با باغ و نهال و درخت بزرگ شده است؛ میبایست جای نهال و درخت عوص شده باشد
نهال می نشاندیم و بسیار به ندرت درخت بر می کندیم ( مگر که خشک شده بود).
نهالی که می نشانیم هم چون دوستی زمان می خواهد تا کام دل به بار آورد.

نهال دوستی بنشان، که کام دل به بار آرد
درخت دشمنی برکن، که رنج می شمار آرد

دشمنی پاگرفته است به بار نشسته است چونان درخت.

دکتر ترابی نوشته:

که رنج بی شمار آرد.

چنگیز گهرویی نوشته:

در بیت نخست اتفاقا درخت و نهال بسیار بجا و درست به کار برده شده است و این کار فقط از حافظ بر میاید و بس .در اینجا اصلا بحث کاشتن نهال و درخت نیست .نظر قیاس در انجام دو فعل نیک دوستی و نا پسند دشمنی میباشد.نهال و درخت از لحاظ کمیت و کیفیت در مرتبه کمترین و بیشترین میباشند.شاعر میگوید دوستی را در حد درخت انجام بده که میوهان را زود میچینی و دشمنی را ولو بسیا اندک در حد نهال که سالیان بعد اثر میکند از ریشه بکن نابود کن .

چنگیز گهرویی نوشته:

در این غزل مراد از هزار فقط عدد هزار میباشد

چنگیز گهرویی نوشته:

اقای دکتر .در مورد بیت نخست این غزل .بیت بهترین چراغ راه شما ست ./. جویبار ملک را اب روان شمشیر توست . (درخت ) عدل بنشان بیخ بد خواهان بکن .حافظ

ک ::

چنگیز گهرویی نوشته:

در یادداشت قبلی صورت صحیح بیت بدین گونه میباشد.جویبار ملک را اب روان شمشیر توست .تو درخت عدل بنشان بیخ بد خواهان بکن

سیدکاظم نوشته:

در بیت آخر اشتباه تایپی دیده می شود؛ یعنی ار، از نگاشته شده.

استاد ناصر نوشته:

منظور از عماری دار همان ساربان است عماری در زبان عربی به کجاوه یا محملی میگویند که بالین شتر قرار میدهند و عماری دار کسی است که افسار شتر را در دست میگیرد و اینجا لیلی که همچون ماه در کجاوه نشسته حافظ دعا میدارد خدایا به دل عماری دار بینداز که از مسیری برود که مجنون آنجا باشد…

سهیل قاسمی نوشته:

که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد
۱- درد ِ سرکش بودن، حتا در زمان ِ مستی هم خمار می آورد.
۲- اگر مستی ِ تو خمار بیاورد، درد ِ سر (سردرد) خواهی کشید.

سهیل قاسمی نوشته:

شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب
به مومیایی لطف توام نشانی داد

مومیایی دادن در لغت به معنی درمان بخشیدن و چاره سازی کردن و شفا دادن آمده.

مانند انسان های بیمار (شکسته وار) به درگاه ِ تو آمدم چون که طبیب به من آدرس ِ تو را داده که از لطف ِ تو شفا بگیرم.

کانال رسمی گنجور در تلگرام