گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۰

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد

گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد

گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ

گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد

سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست

از بهر این معامله غمگین مباش و شاد

بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ

در معرضی که تخت سلیمان رود به باد

حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است

کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام شعرباف » اوهام در آزادی » پیر می فروش

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فرشید نوشته:

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پرکن قدح باده که معلومم نیست

کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
حکیم عمر خیام

مهراوه نوشته:

‘گوشم از لطافت انگشت نصایحت پر ز لذت است
ای پیر می فروش

امین کیخا نوشته:

درود بر پیر می فروش که ذکرش به خیر باد.او مومنیست با خوانش دیگری از یزدان چنانچه سهروردی وحلاج و عین القضات بودند

امین کیخا نوشته:

اینجا با تخت سلیمان به باد رفتن بازی شدهاست چون مثل هر چیزی ممکنست ان به باد رود و اما نیک میدانیم که ان تختی بوده که ب باد میرفته و پرواز مرده

امین کیخا نوشته:

پرواز میکرده است

امین کیخا نوشته:

پند به پهلوی یعنی راه و روش و همان path است

دکتر ترابی نوشته:

در بیت نخست ، یادش به خیر باد نیز دیده شده است که به زبان امروز نزدیک تر است.
و اما پند هم چنین نصیحت است و اندرز چنان که حکیم توس می فرماید:
بکوشیم ما نیکی آریم و داد
خنک آنکه پند پدر کرد یاد
و فند که تلفظ دیگری از پند است به معنای فریب و در ترکیبهای فندک! و پر فند و ( پر پند) …با پوزش از گستاخی

ارسلان بلوچ نوشته:

شراب چو لعل روان بخش یار
شراب مصفا چو روی نگار
بیا آن شرابی چو آب حیات
که یابد ز بویش دل از غم نجات

کمال نوشته:

فالی درباره این غزل:

ای صاحب فال،به واسطهء مشکلاتی که
برایتان پیش آمده است،چه درباطن چه،
درظاهرغمگین هستید،اینگونه نباشیدو،،،
به خودغم راندهیدچراکه چراکه زندگی،
زودگذروفانی ودرحال گذراست،قدر،،،،،،
فرصت هارابدانیدوروزهایی که در،،،،،،،،،
پیش روداریدبه اندوه سپری نکنید،،،،،،،،،
خوشابه حال آنانکه پیوسته شراب ،،،،،،،،
شادی سرمیکشند.

خوشابه حال آنانکه پیوسته شراب شادی

سرمی کشند

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
***************************************
***************************************
گفتم به باد می‌دهدم باده ………….
گفتا قبول کن سخن و هرچه باد باد!

ننگ و نام: ۱۷ نسخه (۸۰۱، ۸۱۳، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۳، ۸۴۳ و ۱۰ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال

نام و ننگ: ۱۴ نسخه (۸۰۳، ۸۲۷، ۸۳۶ و ۱۱ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) قزوینی- غنی، سایه، خرمشاهی- جاوید

دین و دل: ۱ نسخه (۸۶۲)

۳۲ نسخه غزل ۹۶ و بیت فوق را دارند. از نسخ کامل کهن مورّخ, نسخ مورخ ۸۲۲، ۸۲۴ و ۸۲۵ خود غزل را فاقدند.
***************************************
***************************************

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست
………………… معامله غمگین مباش و شاد

از بهر این: ۲۳ نسخه (۸۰۱، ۸۲۷، ۸۳۶، ۸۴۳ و ۱۹ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ) قزوینی- غنی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال، سایه، خرمشاهی- جاوید

گو بهر این: ۴ نسخه (۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۸، ۸۹۴) خانلری، عیوضی

رو بهر این: ۴ نسخه (۸۲۱، ۸۲۳، ۸۶۶، ۸۹۴)

روید از این: ۱ نسخه (۸۱۹)

۳۲ نسخه غزل ۹۶ و بیت فوق را دارند. از نسخ کامل کهن مورّخ, نسخ مورخ ۸۲۲، ۸۲۴ و ۸۲۵ خود غزل را فاقدند.
***************************************
***************************************

سهیل قاسمی نوشته:

دی، پیر ِ می فروش -که ذکرش به خیر باد-
گفتا: «شراب نوش و غم ِ دل ببر ز ِ یاد»

گفتم: به باد می دهد م باده نام و ننگ»
گفتا: «قبول کن سخن و هرچه باد باد!
سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز ِ دست،
از بهر ِ این معامله غمگین مباش و شاد.

پُر کن ز ِ باده جام و دمادم به گوش ِ هوش
بشنو از او حکایت ِ جمشید و کی قباد:
بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ
در معرضی که تخت ِ سلیمان رود به باد

بی خار، گل نباشد و بی نیش، نوش هم
تدبیر چیست؟ کار ِ جهان این چنین فُتاد

در آرزو ی آن که رسد دل به راحتی
جان در درون ِ سینه غم ِ عشق ِ او نهاد.

هرگز نمی رسد زِ می اش نشئه ی وصال
آن را که ره به میکده ی عشق خود نداد

حافظ گر ات ز پند حکیمان ملالت است
کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد

حافظ شیراز | احمد شاملو

امین کیخا نوشته:

بادیه به معنای کاسه با باده همریشه باید باشد

امین کیخا نوشته:

لغت می و نبید و باده هر سه برابر wine هستند ولی ریشه می و ریختار دیگر آن مل با لغت های اروپایی ای که معنای عسل میدهند نزدیک است مثلا اسم ملیکا و ملیسا و لغت miel به فرانسه به معنای عسل
نبید هم ریشه در سانسکریت و أوستایی دارد و کمی بیشتر به باده ی خرما اشاره میکند
باده اگر به بادیه به معنای کأسه نزدیک شده احتمالا یک خویشاوندی سنجیده شده است ولی بادی که باده در سر میکند إز شیرین سخنی نویسندگانی مانند حافظ است و نباید إز بابت ریشه شناسیک نزدیکی ای میان باد و باده باشد .

گمنام-۱ نوشته:

جناب کیخا،
خوش برگشتید، باده میگویند چون باد غرور در سر باده گسار می افکند. و باده گویا جام هم بوده است ازیراخویشاوندی آن با بادیه نیز دور نمی نماید،
ای بسا بادیه همان رطل گران باشد

کانال رسمی گنجور در تلگرام