گنجور

غزل شمارهٔ ۷۴

 
قاآنی
قاآنی » غزلیات
 

نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی

چه شود کز دلم امروز گره بگشایی

ور تو آیی نشود چارهٔ تنهایی من

که من از خوبش روم چون‌ تو ز در بازآیی

کاش از مادر آن ترک بپرسند که تو

گر نیی از پریان از چه پری می‌زایی

شاه بایدکه خراج شکر از وی گیرد

که دکان بسته ز شرم لب او حلوایی

تو بهل غالیه بر موی تو خود را ساید

تو به مو غالیه اینقدر چرا می‌سایی

چه خلافست ندانم که میان من و تست

کانچه بر مهر فزایم تو به جور افزایی

بعد ازین در صفت حسن تو خاموش شوم

زانکه در وصف تو گشتم خجل از‌گویایی

درفشانی تو قاآنیم از دست ببرد

آدمی در نفشاند تو مگر دریایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناهید نوشته:

که من از خوبش روم چون‌ تو ز در بازآیی.
در این مصرع کلمه ی خویش به اشتباه خوبش نوشته شده.لطفا تصحیحش کنید.با تشکر:)

حمیدرضاک نوشته:

لطفا کلمه ی خوبش در مصرع چهارم را به خویش اصلاح کنید.
با سپاس

کانال رسمی گنجور در تلگرام