گنجور

غزل شمارهٔ ۶۰

 
قاآنی
قاآنی » غزلیات
 

ای تیره زلف درهم ای نافهٔ تتاری

کار من از تو درهم روز من از تو تاری

گر نیستی تن من تا چند گوژپشتی

ور نیستی دل من تا چند بیقراری

کردی سیاهکارم تا کی سفیدچشمی

کردی سفید چشمم تا کی سیاهکاری

تا رسم روزگارت شد آفتاب‌پوشی

رسم منست تا روز هرشب ستاره باری

جز توکدام هندو بر دل زند شبیخون

جز تو کدام جادو بر مه کند سواری

مار ار نیی بگنجت از چیست پاسبانی

ابر ار نیی به مهرت از چیست پرده‌داری

آزر نیی چگونه لعبت همی تراشی

مانی نیی چگونه صورت همی نگاری

داود گر نیی تو با جوشنت چه بازی

هاروت گر نیی تو با زهره‌ات چه یاری

کلک موید دین گر نیستی پس از چه

همواره عنبر تر بر سیم ساده باری

حاجی که هست هر فرد از جزو مدحت او

بر دفتر سعادت سرلوح کامگاری

آن نور و چشم بینش وان رحمت خدایی

آن فر آفرینش وان فیض کردگاری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام