گنجور

غزل شمارهٔ ۸۱

 
فروغی بسطامی
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شیوهٔ خوش منظران چهره نشان دادن است

پیشهٔ اهل نظر دیدن و جان دادن است

چون به لبش می‌رسی جان بده و دم مزن

نرخ چنین گوهری نقد روان دادن است

خواهی اگر وصل یار از غم هجران منال

ز آن که وصول بهار تن به خزان دادن است

چشم وی آراسته ابروی پیوسته را

زان که تقاضای ترک زیب کمان دادن است

سنبلش ار می‌برد صبر و قرارم چه باک

تا صفت نرگسش تاب و توان دادن است

شاهد شیرین لبم بوسه نهان می‌دهد

آری رسم پری بوسه نهان دادن است

یار خراباتیم رطل گران داد و گفت

شغل خراباتیان رطل گران دادن است

دوش هلاک مرا خواجه به فردا فکند

چون روش خواجگی، بنده امان دادن است

گر به تو دل داده‌ام هیچ ملامت کن

عادت پیر کهن، دل به جوان دادن است

دولت پاینده باد ناصردین شاه را

زان که همه کار وی نظم جهان دادن است

نطق فروغی خوش است با سخن عشق دوست

ورنه ادای سخن رنج زبان دادن است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمد معتمدی » گاهی سه گاهی » ضربی «مهر گردون» همراه آوازمنسرح

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محمد خدایی نوشته:

با سلام بنظر میرسد در مصرع دوم بیت اول دیدن و جان دادن درست باشد (واو از قلم افتاده )

پاسخ: با تشکر، مطابق پیشنهاد شما «پیشه‌ی اهل نظر دیدن جان دادن است» با «پیشه‌ی اهل نظر دیدن و جان دادن است» جایگزین شد.

امیر سلیمانی نوشته:

در مصرع نخست بیت نهم فعل مکن بنظر مناسبتر از فعل کن می آید.

شاهین خدام نوشته:

در البوم گلهای تازه ۳۳۳ مصرع اول به این صورت آمده:
شیوه نوشین لبان چهره نشان دادن است
پیشه اهل نظر دیدن و جان دادن است
برروی آهنگی که توسط علی اکبر خان شیدا (معاصر با فروغی بسطامی) تنظیم شده است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام