گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲

 
فروغی بسطامی
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات
 

پایه عمر گران‌مایه بر آب است برآب

همه جا شاهد این نکته حباب است ، حباب

باده خور باده به بانک نی و فتوای حکیم

زان که دل درد تو را چاره شراب است، شراب

بر سر کوی خرابات کسی آباد است

که مدام از می دیرینه خراب است، خراب

گر به تیغم نزند محض گناه است، گناه

ور به خونم بکشد عین ثواب است، ثواب

رسم عشاق جگر خسته نیاز است ، نیاز

خوی خوبان ستم پیشه عتاب است ، عتاب

آن که عشق تو نورزید جماد است، جماد

وان که می با تو ننوشید دواب است، دواب

تا تو را اهل نظر هیچ تماشا نکنند

خم به خم زلف تو بر چهره نقاب است، نقاب

در سفالین قدح از شیشه مکن می به درنگ

که مدار فلک سفله شتاب است، شتاب

گر فروغی نرود از سر کویت چه کند

که ملاقات رقیب تو عذاب است، عذاب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سید محمد خدایی نوشته:

با سلام بنظر میرسد در بیت پنجم (مصرع دوم) خوی صحیح است نه خون
با تشکر

پاسخ: مطابق پیشنهاد شما جایگزینی صورت گرفت.

مجید مولایی نوشته:

همان خوی درست است شاعراز رفتارواخلاق معشوق صحبت میکند درمصراع اول ازرسمعشاق میگویدودرادامه ازاخلاق خوبان لطفا به کلمه عتاب توجه کنید

کانال رسمی گنجور در تلگرام