گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹

 
فروغی بسطامی
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای کاش جان بخواهد معشوق جانی ما

تا مدعی بمیرد از جان فشانی ما

گر در میان نباشد پای وصال جانان

مردن چه فرق دارد با زندگانی ما

ترک حیات گفتیم کام از لبش گرفتیم

الحق که جای رشک است بر کامرانی ما

سودای او گزیدیم جنس غمش خریدیم

یا رب زیان مبادا در بی زیانی ما

در عالم محبت الفت بهم گرفته

نامهربانی او با مهربانی ما

در عین بی‌زبانی با او به گفتگوییم

کیفیت غریبی است در بی زبانی ما

صد ره ز ناتوانی در پایش اوفتادیم

تا چشم رحمت افکند بر ناتوانی ما

تا بی‌نشان نگشتیم از وی نشان نجستیم

غافل خبر ندارد از بی‌نشانی ما

اول نظر دریدیم پیراهن صبوری

آخر شد آشکارا راز نهانی ما

تا وصف صورتش را در نامه ثبت کردیم

مانند اهل دانش پیش معانی ما

تدبیرها نمودیم در عاشقی فروغی

کاری نیامد آخر از کاردانی ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید سلطانی نوشته:

این غزل بی اندازه زیبا و شورانگیزه …

کسرا نوشته:

واقعا زیباست… خصوصا ۲ بیت اول این شعر که علاقه زیادی بهشون دارم…

حمید نوشته:

این شعر زیبا در قالب تصنیف بسیار زیبایی با صدای استاد مهرداد کاظمی به نام ” وصل جانان” خوانده شده است.

علی اشجع آروان نوشته:

حضرت استاد محمدرضا شجریان به همراهی تار استاد جلیل شهناز در برنامه گلهای رنگارنگ ب ۵۶۲ این شعر را به زیبایی هر چه تمام تر اجرا نموده اند

بهرام ناهد نوشته:

این شعر در برنامه گلهای رنگارنگ ۵۲۴ توسط محمودی خوانساری خوانده شده

کانال رسمی گنجور در تلگرام