گنجور

غزل شمارهٔ ۴۵۳

 
فروغی بسطامی
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای صورت زیبا که به سیرت ملکستی

بر روی زمین غیرت ماه فلکستی

یارب چه سواری تو که بر غارت دلها

سرگرم ز هر گوشه پی تاز و تکستی

ای کاش ببینند جراحات درونم

تا خلق بدانند که کان نمکستی

عشق آمده عقل از پی بیچاره‌گیش رفت

وین نیست یقین تو که در عین شکستی

ای شیخ که منعم کنی از جنت کویش

زین نکته توان یافت که اهل درکستی

ای عشق جهان سوز درآ از در اغیار

تا یار بداند که چه مجرب محکستی

نازم سرت ای شمع فروزان فروغی

زیرا که در این بزم الف‌وار یکستی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام