گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۸

 
فروغی بسطامی
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چین زلف مشکین را بر رخ نگارم بین

حلقه‌های او بشمر، عقده‌های کارم بین

از دمیدن خطش اشک من به دامن ریخت

هاله بر مهش بنگر، لاله در کنارم بین

دوش در گذرگاهی دامنش به دست آورد

سعی گرد من بنگر، کوشش غبارم بین

نقد هر دو عالم را باختم به یک دیدن

طرز بازیم بنگر، شیوهٔ قمارم بین

پر و بال عشقم را سایه بر سپهر افتاد

بال قدرتم بنگر، پر اقتدارم بین

میر انجمن جایی در صف نعالم داد

صدر عزتم بنگر، عین اعتبارم بین

هم به عشق مجبورم هم به عقل مختارم

با وجود مجبوری صاحب اختیارم بین

در کمال استغنا فقر و ذلتم دادند

در نهایت قدرت عجز و انکسارم بین

می به کوی خماران هر چه بود نوشیدم

با چنین می آشامی غایت خمارم بین

می کشد به میدانم صف کشیده مژگانم

گر ز جنگ برگشتم مرد صد هزارم بین

ای که هیچ نشنیدی نالهٔ فروغی را

باری از ره رحمت چشم اشک بارم بین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سکه آتی نوشته:

“نعالم” —> “دو عالم”

جبرئیل نوشته:

نعال : کفش کَنی . جایی که کفش در میاوردند. پایین مجلس که طبعا جایگاه بزرگان نبود.

شمس الحق نوشته:

درود بر شما جبرئیل جان شمس تبریزی در مجالس همیشه در صف نعال می نشست .

امین کیخا نوشته:

شاهنشین یعنی بالای مجلس و کفشکن یعنی صف نعال خود نعل فارسی است از نال که نعل اسب است و نعل از ان درست شده است .

خزان نوشته:

بیت ششم مصراع اول بجای کلمه نعالم جایگزین شود دو عالم

کیوان نوشته:

این غزل زیبا رو محمد معتمدی در آلبوم ای عاشقان با تکنوازی استاد مرحوم لطفی خوانده اند که بسیار زیباست و نمی توان از آن گذشت

کانال رسمی گنجور در تلگرام