گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۳

 
فروغی بسطامی
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا به در میکده جا کرده‌ام

توبه ز تزویر و ریا کرده‌ام

خرقهٔ تقوی به می افکنده‌ام

جامهٔ پرهیز قبا کرده‌ام

خواجگی از پیر مغان دیده‌ام

بندگی اهل صفا کرده‌ام

کام خود از مغبچگان جسته‌ام

درد دل از باده دوا کرده‌ام

یک دو قدح می به کف آورده‌ام

رفع غم و دفع بلا کرده‌ام

چشم طمع از همه سو بسته‌ام

قطع امید از همه جا کرده‌ام

رخش سعادت به فلک رانده‌ام

روی تحکم به قضا کرده‌ام

از اثر خاک در می فروش

خون بدل آب بقا کرده‌ام

از زره زلف گره‌گیر دوست

عقده ز کار همه وا کرده‌ام

همت مردانه ز من جو که من

خدمت مردان خدا کرده‌ام

دوش فروغی به خرابات عشق

انجمن عیش بپا کرده‌ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام