گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۹

 
فروغی بسطامی
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا به رخ چین سر زلف تو لرزان نشود

همه جا قیمت مشک ختن ارزان نشود

دل یک سلسله دیوانه نجنبد از جای

حلقهٔ موی تو گر سلسله جنبان نشود

راه در جمع پراکنده دلانش ندهند

آن که در حلقهٔ زلف تو پریشان نشود

پیش صاحب نظران صورت بر دیوار است

آن که در صورت زیبای تو حیران نشود

خضر اگر بوسه زند لعل می‌آلود تو را

هرگز آلوده به سر چشمهٔ حیوان نشود

تا دمادم نکشد جام لبالب ساقی

سر به سر با خبر از گردش دوران نشود

تا کسی خواجگی هر دو جهان را نکند

لایق بندگی حضرت انسان نشود

تاکسی ذره صفت پاک نگردد در عشق

قابل تربیت مهر درخشان نشود

دوش با آن مه تابنده فروغی می‌گفت

کز دلم مهر تو پیدا شد و پنهان نشود

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام