گنجور

غزل شمارهٔ ۹۶

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است

گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت

گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشان است

گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی

گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم

گفت آن که سوخت او را کی ناله یا فغان است

گفتم فراق تا کی گفتا که تا تو هستی

گفتم نفس همین است گفتا سخن همان است

گفتم که حاجتی هست گفتا بخواه از ما

گفتم غمم بیفزا گفتا که رایگان است

گفتم ز فیض بپذیر این نیم جان که دارد

گفتا نگاه دارش غمخانهٔ تو جان است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بوذری نوشته:

در انتهای تمامی ابیات بهتر است واژه «است» جدا نوشته شود.
در بیت سوم «شادمانیست» باید به «شادمان است» اصلاح گردد.
با تشکر و آرزوی موفقیت.

میثم آیتی نوشته:

لطفا اصلاح شود.
بیت سوم، مصرع دوم: “شادمانست”

علی نوشته:

لطفا از علایم نگارشی به خصوص ویرگول و دونقطه برای سهولت خواندن ودرک معنا استفاده نمایید.

بنیامین نوشته:

دوستان درست فرمودند .
در کتاب فارسی سال هفتم هم‌ «شادمان است»مشاهده می شود .

پرهام نوشته:

البته کتاب فارسی سال هشتم

باران نوشته:

لطفا بیت سوم رو اصلاح کنین

کانال رسمی گنجور در تلگرام