گنجور

غزل شمارهٔ ۹۱۶

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرکشیهای جوانان تا کی

دل ما در غم اینان تا کی

از پریشانی زلف ایشان

دل عشاق پریشان تا کی

از فسونهای خوش خوش چشمان

چشم و دل واله و حیران تا کی

از سراپای سراپا سوزان

شعله سان سینه فروزان تاکی

با دل ریش و تن خستهٔ زار

دور از آن مرهم و درمان تا کی

دوست را راتبه حرمان تا چند

غیر را وصل فراوان تا کی

فیض از سرّ حقیقت دم زن

این سخنهای پریشان تا کی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام