گنجور

غزل شمارهٔ ۸۴۴

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز هرچه آن غیر یار استغفرالله

ز بود مستعار استغفرالله

دمی کان بگذرد بی یاد رویش

از آن دم بیشمار استغفرالله

زبان کان تر بذکر دوست نبود

ز سرش الحذر استغفرالله

سر آمد عمر و یکساعت ز غفلت

نگشتم هوشیار استغفرالله

جوانی رفت پیری هم سر آمد

نکردم هیچ کار استغفرالله

نکردم یک سجودی در همه عمر

که آید آن بکار استغفرالله

خطا بود آنچه گفتم و آنچه کردم

از آنها الفرار استغفرالله

ز کردار بدم صد بار توبه

ز گفتارم هزار استغفرالله

شدم دور از دیار یار ای فیض

من مهجور زار استغفرالله

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین نوشته:

این مصرع تمام عرفان است:
«ز هر چه غیر یار استغفر الله»

مجتبی خراسانی نوشته:

به راستی که مغز و جان کلام را فرمودی امیر جان
بزرگوارید جناب شمس الحق عزیز
حضرت فیض کاشانی که حقیر از کودکی با ایشان و اثارشان اشنا هستم(هنوز طنین صدای ملکوتیه پدر بزرگم را فراموش نکرده ام که ان غزل شورانگیز و عرفانی: ز هرچه غیر یار استغفرالله / ز بود مستعار استغفرالله…را در نافله شبانه با سوز و گداز در قنوت و راز و نیاز خویشتن که با معبود عرضه می داشت)ایشان رساله ای دارد به نام: (قرة العیون فی اعز الفنون)که سه سال قبل از وفات خود نوشته اند در پایان رساله به این اثر لقب (کلمات مکنونه) (که بر اهل عرفان و حکمت پوشیده نیست که چه نام زیبایی بر اثر خود گذاشته اند) را می دهد.
مولف در این کتاب به حکمت و عرفان پرداخته و در عقاید فلسفی تابع استاد بزرگوار خود ملا صدرا است.این رساله در شصت کلمه که در دوازده مقاله است جمع امده. هر مقاله حاوی پنج کلمه به زبان عربی است و امیزه ای از شعر و نثر پارسی نیز با ان همراه است.(شرمنده ام مقدمه ی بنده همانند مقدمه ابن خلدون طولانی و مفصل شد)حقیر قسمتی از مقاله اول که در معرفت خداوند تعالی است را عرضه می دارم:
در بیان این که معرفت و دیدار خداوند هم غیر ممکن است و هم ممکن
اگر چه کروبیان ملا اعلی در مقام(لودنوت)متوقف اند و مقربان حضرت علیا به قصور(ما عرفناک حق معرفتک) و کریمه (لاتدرکه الابصار) هر بیننده را شامل است و نص (ان الله احتجب عن العقول کما احتجب عن الابصار…)راننده هر بینا و عاقل. اما شیر مردان بیشه ولایت دم از (لم اعبد ربا لم اره) می زنند و قدم بر جاده (لو کشف الغطا ما ازددت یقینا) می دارند.
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر انکه خدمت جام جهان نما بکند
لودنوت:جبرئیل به پیامبر ص عرضه می دارد: که اگر سر انگشتی نزدیک شوم خواهم سوخت.
ما عرفناک حق…:حدیث رسول خدا ص
لا تدرکه الابصار:چشم ها او را در نمی یابند(فقط دانم در سوره انعام است ایه خاطرم نیست)
ان الله احتجب عن العقول…:خداوند از عقلها پوشیده شده چنان که از دیده ها پوشیده است.مولا علی ع
لم اعبد ربا لم اره: فرمایش معروف مولا علی ع است که می فرمایند:نپرستیدم پروردگاری را که ندیدم.
لو کشف الغطا ما ازددت یقینا:به نظر این کلام دیگر معنا نخواهد که خود واضح است و مشهور.ولی شاید عده ای ندانند/ اگر پرده از پیش چشم من برداشته شود بر یقینم افزوده نخواهد شد. مولا علی ع
کاش قدرش را بدانیم و بدانند…
والسلام خیرختام

کانال رسمی گنجور در تلگرام