گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۷

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز مهر آن پری رویم دل دیوانه روشن شد

سراسر مشعلی شد دل تمام این خانه روشن شد

شراری بر دل آن آشنا آن را هم

وزین مشعل دل تاریک هر بیگانه روشن شد

شبی آمد بدین ویرانه گفتا ای فلان چونی

کشیدم آهی از دل سقف این ویرانه روشن شد

فروغ آهم از دل زمهرش روشنی دارد

ز درّ شب چراغ عشق این کاشانه روشن شد

چو آبم برد این آتش ز اشگم دیده شد دریا

چو روزم تیره شد از غم ز آهم خانه روشن شد

چو آه آتش افشانم زسوز دل بگردون شد

کواکب از شرار این دل دیوانه روشن شد

چو روی این غزل رافیض در طور حقیقت کرد

ز فیض آن دل هر عاقل و دیوانه روشن شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ابراهیم خضرایی نوشته:

ز مــــــهر آن پری رویــــم دل دیوانـــــه روشـــن شد
سراسر مشعلی شد دل ، تمام این خانه روشن شد
.
شــــراری بر دل آن آشنا ننشست از آهــم
وزین مشعل دل تاریک هر بیگانه روشن شد
.
شبی آمد بدین ویرانـــه گفتا : ای فلان چونی ؟
کشیدم آهی از دل سقف این ویرانه روشن شد
.
فروغ آهم از دل ، دل زمهرش روشنی دارد
ز درّ شبچراغ عشق این کاشانه روشن شد
.
چو آبـــم برد این آتش ، ز اشکم دیده شـــد دریا
چو روزم تیره شد از غم ، ز آهم خانه روشن شد
.
چو آه آتش افشانم زسوز دل به گردون شد
کواکب از شــــرار این دل دیوانه روشن شد
.
چو روی این غزل را فیض در طور حقیقت کرد
ز فیض آن دل هر عاقل و دیوانه روشن شد
از روی نسخه دکتر پیمان تصحیح شده .جهت گنجور عزیز

کانال رسمی گنجور در تلگرام