گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۷

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جان بجانان عرض کردن عاشقانرا عار نیست

مفلسانرا با کریمان کارها دشوار نیست

هر کسی را سوی حق از مسلکی ره میدهند

راه حق منصور را جز نردبان دار نیست

مستی جام هوا بنگر که غیر از جام دوست

در میان این خم نه تو کسی هشیار نیست

خواب غفلت بین که غیر از دیده بینای عشق

در همه روی زمین یکدیدهٔ بیدار نیست

عقل را در عشق ویران کن که در درگاه دوست

عاشقانرا بار هست و عاقلانرا بار نیست

عشقت اندر دوزخ اندازد که لذت میبری

در بهشتت گر دهد جا عقل بی آزار نیست

اندکی آزار بسیار است از بیگانگان

گر کند آن آشنا بیرون زحد بسیار نیست

هر که باشد هر چه خواهد در حق ما گو بگو

سرزنشهای ملامت عاشقانرا عار نیست

بر مدار ای فیض دست اعتصام از پای عشق

در جهان جز عشق یار و مونس و غمخوار نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد نوشته:

ببخشید یه سوال داشتم.
بیت سوم مصرع دوم را من نمیتونم بخونم. میشه بگید هم چگونه باید آن را خواند و هم اینکه معنی آن چیست؟

با تشکر

امیر نوشته:

در جواب آقای محمد فکر کنم این جور خونده میشه:
در میان این خم، نَه تو، کسی هشیار نیست
یعنی کلا کسی هشیار نیست.

شهرام بنازاده نوشته:

به نظر می آید :
Noh too باشد…. به معنی تو در تو
والا وزرن عروضی کاملا دچار سکته میشود.
احتمالا جهان به خم نه تو تشبیه شده شاید منظرو هفت آسمان ، زمین و خود آدمی بصورت تو در تو باشند

کانال رسمی گنجور در تلگرام