گنجور

بخش ۳

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » سهراب
 

چو نزدیک شهر سمنگان رسید

خبر زو بشاه و بزرگان رسید

که آمد پیاده‌گو تاج‌بخش

به نخچیرگه زو رمیدست رخش

پذیره شدندش بزرگان و شاه

کسی کاو بسر بر نهادی کلاه

بدو گفت شاه سمنگان چه بود

که یارست با تو نبرد آزمود

درین شهر ما نیکخواه توایم

ستاده بفرمان و راه توایم

تن و خواسته زیر فرمان تست

سر ارجمندان و جان آن تست

چو رستم به گفتار او بنگرید

ز بدها گمانیش کوتاه دید

بدو گفت رخشم بدین مرغزار

ز من دور شد بی‌لگام و فسار

کنون تا سمنگان نشان پی است

وز آنجا کجا جویبار و نی است

ترا باشد ار بازجویی سپاس

بباشم بپاداش نیکی شناس

گر ایدون که ماند ز من ناپدید

سران را بسی سر بباید برید

بدو گفت شاه ای سزاوار مرد

نیارد کسی با تو این کار کرد

تو مهمان من باش و تندی مکن

به کام تو گردد سراسر سخن

یک امشب به می شاد داریم دل

وز اندیشه آزاد داریم دل

نماند پی رخش فرخ نهان

چنان بارهٔ نامدار جهان

تهمتن به گفتار او شاد شد

روانش ز اندیشه آزاد شد

سزا دید رفتن سوی خان او

شد از مژده دلشاد مهمان او

سپهبد بدو داد در کاخ جای

همی بود در پیش او بر به پای

ز شهر و ز لشکر مهانرا بخواند

سزاوار با او به شادی نشاند

گسارندهٔ باده آورد ساز

سیه چشم و گلرخ بتان طراز

نشستند با رودسازان به هم

بدان تا تهمتن نباشد دژم

چو شد مست و هنگام خواب آمدش

همی از نشستن شتاب آمدش

سزاوار او جای آرام و خواب

بیاراست و بنهاد مشک و گلاب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

یعقوب خاوری نوشته:

در بیت دوم نخچیرگه و در بیت ۱۱ ایدون که درست است.

پاسخ: با تشکر، «نخچرگه» و «ایدونک» با پیشنهادهای شما جایگزین شدند.

علیرضا م نوشته:

سلام بیت آخر رو من اشتباه میخونم یا واو از وزن خارجه؟
به نظرم باید اینگونه باشد:
بیاراست ، بنهاد مشک و گلاب

رامین نوشته:

بعد از
پذیره شدنش بزرگان و شاه کسی کاو به سر برنهادی کلاه
بهد از این بیت در کتاب من شعر زیر امده
همی گفت هر کس ک :این رستم است ؟وگر افتاب سپیده دم است
بنظرم با اهنگ شعر جور در میاید لطفا این بخش را تصیح کنید ممنون میشم

داریوش ابونصری نوشته:

درست این بیت چنانکه استاد بهرام مشیری گفته اند باید چنین باشد
چو شد مست و هنگام خواب آمدش
همی از نشستن شتاب آمدش (نادرست)

چو شد مست و هنگام خواب آمدش
سوی خواب از می شتاب آمدش (درست)

مصرع دوم بیت نخست که نادرست و بی معنیست و در بیت دوم میبینید که نوشیدن می در او باعث شتاب در خواب آمدن شده است که چم درستی دارد.
.

بی سواد نوشته:

جناب داریوش
این آقای بهرام مشیری کیست و استاد کدام دانشگاه است؟
با پوزش از تصدیع

7 نوشته:

درست این بیت:
۱=چو شد مست و هنگام خواب آمدش
۲=دمی از نشستن شتاب آمدش
۱-چو مست شد و خواب سراغش آمد
۲-دمی چند از نشستن بلند شد.یعنی خیلی زودتر از روال بلند شد
فردوسی به ما میفهماند که رستم زود مست و خراب شده و اینکاره نبوده
اینگونه چسبیده خوانده میشود:چو شد مست و هنگام خواب آمدش دمی از نشستن شتاب آمدش
و در بیت بعد:

سزاوار او جای آرام و خواب
بیاراست و بنهاد مشک و گلاب

حسین نوشته:

بی سواد عزیز
http://www.bahrammoshiri.com/home/?page=video_archieve
این آدرس سایت آقای مشیری ست
روزهای ۴ شنبه شاهنامه خوانی دارد
شاد باشید

بی سواد نوشته:

حسین گرامی
سپاس می گزارم ،
حدیث استادی ناگفته ماند.

حسین نوشته:

بیسواد جان
لقب استاد را تنها به دانشگاهیان نمی دهند
هر که در کاری سرآمد و ماهر بود به این لقب مفتخر می گردد . استاد بنا ، استادآهنگر ، استاد ،،،،
ولی ایشان : ا مهندس شیمی ست از آمریکا ، متبحر در تاریخ ، مغلطه شناس مبرز ، محقق در دین اسلام ، موسیقی شناس و نویسنده
غیر ازینها زبان آوریست منطقی
پایا باشید

،

کانال رسمی گنجور در تلگرام