گنجور

بخش ۱

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد
 

یکی پیر بد نامش آزاد سرو

که با احمد سهل بودی به مرو

دلی پر ز دانش سری پر سخن

زبان پر ز گفتارهای کهن

کجا نامهٔ خسروان داشتی

تن و پیکر پهلوان داشتی

به سام نریمان کشیدی نژاد

بسی داشتی رزم رستم به یاد

بگویم کنون آنچ ازو یافتم

سخن را یک اندر دگر بافتم

اگر مانم اندر سپنجی سرای

روان و خرد باشدم رهنمای

سرآرم من این نامهٔ باستان

به گیتی بمانم یکی داستان

به نام جهاندار محمود شاه

ابوالقاسم آن فر دیهیم و گاه

خداوند ایران و نیران و هند

ز فرش جهان شد چو رومی پرند

به بخشش همی گنج بپراگند

به دانایی از گنج نام آگند

بزرگست و چون سالیان بگذرد

ازو گوید آنکس که دارد خرد

ز رزم و ز بزم و ز بخش و شکار

ز دادش جهان شد چو خرم بهار

خنک آنک بیند کلاه ورا

همان بارگاه و سپاه ورا

دو گوش و دو پای من آهو گرفت

تهی دستی و سال نیرو گرفت

ببستم برین گونه بدخواه بخت

بنالم ز بخت بد و سال سخت

شب و روز خوانم همی آفرین

بران دادگر شهریار زمین

همه شهر با من بدین یاورند

جز آنکس که بددین و بدگوهرند

که تا او به تخت کیی برنشست

در کین و دست بدی را ببست

بپیچاند آن را که بیشی کند

وگر چند بیشی ز پیشی کند

ببخشاید آن را که دارد خرد

ز اندازهٔ روز برنگذرد

ازو یادگاری کنم در جهان

که تا هست مردم نگردد نهان

بدین نامهٔ شهریاران پیش

بزرگان و جنگی سواران پیش

همه رزم و بزمست و رای و سخن

گذشته بسی روزگار کهن

همان دانش و دین و پرهیز و رای

همان رهنمونی به دیگر سرای

ز چیزی کزیشان پسند آیدش

همین روز را سودمند آیدش

کزان برتران یادگارش بود

همان مونس روزگارش بود

همی چشم دارم بدین روزگار

که دینار یابم من از شهریار

دگر چشم دارم به دیگر سرای

که آمرزش آید مرا از خدای

که از من پس از مرگ ماند نشان

ز گنج شهنشاه گردنکشان

کنون بازگردم به گفتار سرو

فروزندهٔ سهل ماهان به مرو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

م. امینی نوشته:

دو گوش و دو پای من آهو گرفت …
فردوسی بسیار زیب پیری خود را توصیف می کند که گوش و پا های من دچار عیب وسستی شده است و در مقابل عمر من وفقرم افزونی یافته است.

م. امینی نوشته:

شاهنامه مانند بسیاری از حماسه های طبیعی برگرفته از داستان های مدون و شفاهی نسل های پی در پی است و بخش هایی از آن از راویان خاص نقل شده است که راوی این داستان آزاد سرو است.

ناشناس نوشته:

یکی پیر بد نامش آزاد سرو

حسن امین لو نوشته:

احمد سهل: احمد بن سهل سرخسی، ادیب قرن سوم هجری قمری و معاصر یعقوب لیث صفاری است. وی از افراد قدرتمند زمان خویش بوده است. احمد بن فضل در آغاز سلطنت نصر بن احمد سامانی و به سال ۳۰۷ هجری قمری درگذشت.
آزادسرو، اولین گردآورنده داستان‌های قهرمانی و شاهنامه ای، از ملازمان و شاگردان احمد بوده است.
نقل از ویکی پدیا
—————————————————————-
فردوسی هم در بیت اول و هم در بیت آخر این بخش نام راوی داستان را آورده است ولی در نگاه اول تناقضی در دوبیت در رابطه با نام راوی وجود دارد.
بیت اول:
یکی پیر بد نامش آزاد سرو که با احمد سهل بودی به مرو
در این بیت راوی فردی است به نام آزاد سرو که با احمد سهل در مرو بوده به عبارتی از عمال او بوده است.
بیت آخر:
کنون بازگردم به گفتار سرو فروزندهٔ سهل ماهان به مرو
در این بیت راوی فردی به نام سرو است که مخفف همان آزادسرو است در این مورد بین بیت اول و آخر تناقضی وجود ندارد ولی در مورد احمد سهل که در بیت اول است و سهل ماهان که در بیت آخر است تفاوتی وجود دارد. برای رفع این شبهه مطلبی را از پارس ویکی که ذیل واژه ابو منصور است نقل می کنم :
یکی از مؤلفین یا مآخذ روایت شاهنامه ٔ منثور هم آزاد سرونامی بوده بقول فردوسی در مرو در پیش احمدبن سهل بوده و نسخه ٔ خداینامه را داشته و به اخبار ایران قدیم احاطه داشته و نسب خود را بسام نریمان میرسانیده و ظاهراًدر سن پیری مأخذ روایت داستان مرگ رستم در شاهنامه ٔ منثور شده احمدبن سهل بن هاشم بن ولیدبن جبلة (یا حمله )بن کامگار از سرداران بزرگ سامانیان بوده و از سنه ٔ ۲۶۹ تا سنه ٔ ۳۰۷ هَ . ق . اسم او و برادرهای او بسمت سرداری و مرزبانی مرو در تواریخ دیده میشود و در سنه ٔ ۳۰۷ در بخارا در حبس وفات یافت و قطعاً مقصود فردوسی از احمد سهل همین شخص است . اگرچه یک بیت دیگر فردوسی که در همان موقع روایت از آزادسرو می آید بر حسب ظاهر منافی این فقره است زیرا در آنجا لفظ ((سهل ماهان بمرو)) موهم این است که مقصود وی احمدبن سهل بن ماهان است در صورتی که سردار معروف مزبور احمدبن سهل بن هاشم بوده ولی وقتی که دقت در مضمون بیت بشود واضح خواهد شد که ابداً این بیت ربطی به احمدبن سهل ندارد. ماهان ظاهراً یکی از محلات یا قسمتهای معروف شهر مرو بوده که به بنی ماهان نسبت داده میشده و عبارت نسخه ٔ قدیم شاهنامه ٔ لندن چنین است ((چراغ صف صدر ماهان بمرو)) که معنی واضح میشود .
————————————————————–
مطلب دیگری که در این ابیات وجود دارد ذکر نام سلطان محمود است و مطالب مذکور در ابیات نشان از پیری و فقر فردوسی در زمان سرودن این ابیات دارد. با توجه به اینکه احمد سهل در زمان سامانیان بوده و تاریخ وفات او هم چنانکه در سطور بالا ذکر شد قبل از اقتدار و سلطنت سلطان محمود بوده دو احتمال به نظر می رسد. اولا داستان رستم و شغاد را فردوسی در زمان سامانیان (مرحله اول سرودن شاهنامه) سروده و این ابیات را در زمان پیری (مرحله دوم و تکمیل شاهنامه) اضافه کرده است و به طور ضمنی از سلطان محمود تقاضای کمک مالی نموده است. احتمال دوم این است که داستان را از احمد سهل شنیده و در خاطر نگه داشته و در زمان سلطان محمود به سلک نظم درآورده است البته احتمال اخیر بعید به نظر می رسد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام