گنجور

بخش ۲۰

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز
 

دبیر جهاندیده را پیش خواند

بران پیشگاه بزرگی نشاند

بفرمود تا نامه پاسخ نوشت

بیاراست چون مرغزار بهشت

ز بس بند و پیوند و نیکو سخن

ازان روز تا روزگار کهن

چوگشت از نوشتن نویسنده سیر

نگه کرد قیصر سواری دلیر

سخن گوی و روشن دل و یادگیر

خردمند و گویا و گرد و دبیر

بدو گفت رو پیش خسرو بگوی

که ای شاه بینا دل و راه جوی

مرا هم سلیحست و هم زر به گنج

نیاورد باید کسی را به رنج

وگر نیستیمان ز هر کشوری

درم خواستیمی ز هر مهتری

بدان تا تواز روم با کام خویش

به ایران گذشتی به آرام خویش

مباش اندرین بوم تیره روان

چنین است کردار چرخ روان

که گاهی پناهست و گاهی گزند

گهی با زیانیم و گه سودمند

کنون تا سلیح و سپاه و درم

فراز آورم تو نباشی دژم

بر خسرو آمد فرستاده مرد

سخنهای قیصر همه یاد کرد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ری‌را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‌توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‌بندی بهتر اشعار کمک کنید.

تذکر مهم: از برچسب به جای حاشیه یا نظر استفاده نکنید. برچسبهای غیرمرتبط یا بلند و جمله‌وار یا حاوی ابیات شعر حذف می‌شوند، در صورتی که برچسب نیاز به توضیح دارد متن توضیح را به صورت حاشیه درج کنید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‌کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.

گنجور رومیزی را دریافت کنید!