گنجور

بخش ۱۶

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » فریدون
 

سپیده چو از تیره شب بردمید

میان شب تیره اندر خمید

منوچهر برخاست از قلبگاه

ابا جوشن و تیغ و رومی کلاه

سپه یکسره نعره برداشتند

سنانها به ابر اندر افراشتند

پر از خشم سر ابروان پر ز چین

همی بر نوشتند روی زمین

چپ و راست و قلب و جناح سپاه

بیاراست لشکر چو بایست شاه

زمین شد به کردار کشتی برآب

تو گفتی سوی غرق دارد شتاب

بزد مهره بر کوههٔ ژنده پیل

زمین جنب جنبان چو دریای نیل

همان پیش پیلان تبیره زنان

خروشان و جوشان و پیلان دمان

یکی بزمگاهست گفتی به جای

ز شیپور و نالیدن کره نای

برفتند از جای یکسر چو کوه

دهاده برآمد ز هر دو گروه

بیابان چو دریای خون شد درست

تو گفتی که روی زمین لاله رست

پی ژنده پیلان بخون اندرون

چنان چون ز بیجاده باشد ستون

همه چیزگی با منوچهر بود

کزو مغز گیتی پر از مهر بود

چنین تا شب تیره سر بر کشید

درخشنده خورشید شد ناپدید

زمانه بیک سان ندارد درنگ

گهی شهد و نوش است و گاهی شرنگ

دل تور و سلم اندر آمد بجوش

به راه شبیخون نهادند گوش

چو شب روز شد کس نیامد به جنگ

دو جنگی گرفتند ساز درنگ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

نعره در فرهنگ های عربی امده و عربی به نظر میرسد اما در کتاب قصص القران که فارسی کهنی دارد برای داستان برخورد موسی ع با اتش میگوید سنگ ها فرا ناریدند و فرا ناریدن یعنی به خروش امدن و خیلی به نعره هماننده است باید که دانا تری رایمان روشن دارد

امین کیخا نوشته:

شیپور که اشکار است ولی نیپور هم سازیست که انرا نفیر هم می گویند و فارسیست و نفیر عربی با نفور همریشه است یعنی تنفر

سعید نوشته:

چپ و راست و قلب و جناح سپاه به نظر ایراد وزنی دارد

کانال رسمی گنجور در تلگرام