گنجور

بخش ۱۵

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » فریدون
 

بدان گه که روشن جهان تیره گشت

طلایه پراگنده بر گرد دشت

به پیش سپه قارن رزم زن

ابا رای زن سرو شاه یمن

خروشی برآمد ز پیش سپاه

که ای نامداران و مردان شاه

بکوشید کاین جنگ آهرمنست

همان درد و کین است و خون خستنست

میان بسته دارید و بیدار بید

همه در پناه جهاندار بید

کسی کو شود کشته زین رزمگاه

بهشتی بود شسته پاک از گناه

هر آن کس که از لشکر چین و روم

بریزند خون و بگیرند بوم

همه نیکنامند تا جاودان

بمانند با فرهٔ موبدان

هم از شاه یابند دیهیم و تخت

ز سالار زر و ز دادار بخت

چو پیدا شود پاک روز سپید

دو بهره بپیماید از چرخ شید

ببندید یکسر میان یلی

ابا گرز و با خنجر کابلی

بدارید یکسر همه جای خویش

یکی از دگر پای منهید پیش

سران سپه مهتران دلیر

کشیدند صف پیش سالار شیر

به سالار گفتند ما بنده‌ایم

خود اندر جهان شاه را زنده‌ایم

چو فرمان دهد ما همیدون کنیم

زمین را ز خون رود جیحون کنیم

سوی خیمهٔ خویش باز آمدند

همه با سری کینه ساز آمدند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mazdack نوشته:

کسی کو شود کشته زین رزمگاه

بهشتی بود شسته پاک از گناه
این شعر بیشتر به جهادگران اسلامی میاید تا فردوسی‌!

مهرداد نوشته:

کسی کو شود کشته زین رزمگاه
بهشتی بود شسته پاک از گناه
در مورد این بیت مشکوک کاملا با آقای مزدک موافقم

کانال رسمی گنجور در تلگرام