گنجور

بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب

 
فردوسی
فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب
 

سخن هر چه گویم همه گفته‌اند

بر باغ دانش همه رفته‌اند

اگر بر درخت برومند جای

نیابم که از بر شدن نیست رای

کسی کو شود زیر نخل بلند

همان سایه زو بازدارد گزند

توانم مگر پایه‌ای ساختن

بر شاخ آن سرو سایه فکن

کزین نامور نامهٔ شهریار

به گیتی بمانم یکی یادگار

تو این را دروغ و فسانه مدان

به رنگ فسون و بهانه مدان

ازو هر چه اندر خورد با خرد

دگر بر ره رمز و معنی برد

یکی نامه بود از گه باستان

فراوان بدو اندرون داستان

پراگنده در دست هر موبدی

ازو بهره‌ای نزد هر بخردی

یکی پهلوان بود دهقان نژاد

دلیر و بزرگ و خردمند و راد

پژوهندهٔ روزگار نخست

گذشته سخنها همه باز جست

ز هر کشوری موبدی سالخورد

بیاورد کاین نامه را یاد کرد

بپرسیدشان از کیان جهان

وزان نامداران فرخ مهان

که گیتی به آغاز چون داشتند

که ایدون به ما خوار بگذاشتند

چه گونه سرآمد به نیک اختری

برایشان همه روز کند آوری

بگفتند پیشش یکایک مهان

سخنهای شاهان و گشت جهان

چو بشنید ازیشان سپهبد سخن

یکی نامور نافه افکند بن

چنین یادگاری شد اندر جهان

برو آفرین از کهان و مهان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کارن نوشته:

بیت دوم بجای رای باید پای گردد

بیت چهارم بجای پایه ای باید گردد پایگه

بیت پنجم مصرع دوم : بمانم به گیتی یکی یادگار

بیت ششم مصرع دوم : به یکسان روشن زمانه مدان

بیت هفتم مصرع دوم : و حذف شود

بیت دوازدهم مصرع دوم بجای یاد بگردد گرد

بیت سیزدهم مصرع دوم بعد از نامداران و اضافه شود

بیت پانزدهم مصرع دوم : بریشان بر ان روز گنداوری

بیت هفدهم مصرع دوم بجای نافه بگردد نامه

شازده کوچولو نوشته:

ازو هر چه اندر خورد با خرد

دگر بر ره رمز و معنی برد
قابل توجه دوستانی که در پی تفسیر شاه نامه هستن

امین کیخا نوشته:

از رنگ بردن یعنی نابود کردن هیچ و پوچ کردن
تورا دشمن امد به گه بر نشست. یکی گرزه گاو پیکر بدست

امین کیخا نوشته:

همه بند و نیرنگ از رنگ برد دلارام بگرفت و گاهت سپرد

مجید امیری مندیl نوشته:

اشتباه
چگونه سر آمد به نیک اختری
بر ایشان همه روز کند آوری
———————–
درست
بر ایشان همه روز گُندآوری

امین کیخا نوشته:

گنداوری و کنداوری هردو درست است به خوزستانی گند به معنی بیضه است و کندا ور یعنی انکس که مردانگی دارد و نیز لغت انگلیسی gonad. هم از این ریشه است به عربی که جند معنی سرباز دارد و نیز ارتش از لغت گند گرفته شده است

امین کیخا نوشته:

هر سپاه چند گند بوده است و سرکرده گند را گند سالار می گفته اند در دوره ساسانیان

امین کیخا نوشته:

با فرخ لغت زیبایی نظامی گنجوی دارد و ان فرخ نبرد است یعنی انکس که در نبرد بختیاری دارد و پیروز می شود

دکتر ترابی نوشته:

بیت ششم :

تو این را دروغ و فسانه مخوان
بدان سان روش در زمانه مدان

…….

پدرام نوشته:

بیت یکی مانده به آخر، مصرع دوم:
«یکی نامور نامه افکند بن» درست است

به اشتباه نافه آمده

ناشناس نوشته:

درستش این است، بر پایه جلال خاقی مطلق
گفتار اندر فراهم آوردن شاهنامه
سَخُن هرچه گویم همه گفته‌اند | برِ باغِ دانش همه رُفته‌اند
اگر بر درختِ بَرومند جای | نیابم که از برشدن نیست پای
توانم مگر پایگه ساختن | برِ شاخِ آن سروِ سایه‌فگن
کسی کو شود زیر نخل بلند | همان سایه زو بازدارد گزند
ازین نامور نامه‌ی شهریار | بمانم به گیتی یکی یادگار
تو این را دروغ و فَسانه مدان | به یکسان رَوِشنِ زمانه مدان
ازو هرچه اندرخورد با خرد | دگر بر ره رمز معنی برد
یکی نامه از گه باستان | فراوان بدو اندرون داستان
پراگنده در دست هر موبدی | ازو بهره‌یی نزد هر بخردی
یکی پهلَوان بود دهقان‌نژاد | دِلیر و بزرگ و خردمند و راد
پژوهنده‌ی روزگار نُخُست | گذشته سَخُن‌ها همه باز جست
ز هر کشوری موبدی سالخوَرد | بیاورد کین نامه را گرِد کرد
بپرسیدشان از کَیان جهان | وُزان نامداران و فرّخ مِهان
که گیتی به آغاز چون داشتند | که ایدون به ما خوار بگذاشتند
چگونه سرآمد به نیک اختری | بریشان‌بر آن روز کُنداوری
بگفتند پیشش یکایک مِهان | سَخُن های شاهان و گشت جهان
چوبشنید ازیشان سپهبد سَخُن | یکی نامور نامه افگند بن
چُنین یادگاری شد اندر جهان | برو آفرین از کِهان و مِهان

کانال رسمی گنجور در تلگرام